<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گامی به جلو...گامی بسوی تفاهم </title>
<link>http://ssolh.blogfa.com/</link>
<description>پاسخی کوتاه  به اتهامات نشریات علیه   دیانت بهائی </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 05 Sep 2009 16:44:56 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مفهوم نظام جهانی امپیریالیستی </title>
<link>http://ssolh.blogfa.com/post-128.aspx</link>
<description> مفهوم نظام جهانی امپیریالیستی با درک غالب امروزی آن یعنی بهره‌کشی شدید اقتصادی از کشورهای محیطی توسط کشورهای مرکزی که موجب ایجاد شکاف هرچه وسیع‌تر و فزاینده میان کشورهای ثروتمند و فقیر شده است، در نقد کلاسیک مارکسیستی از سرمایه‌داری عموماً وجود نداشت. آغاز پیدایش این دیدگاه درواقع برمی‌گردد به دهه‌ی 1950 بویژه به 50 سال پیش با انتشار کتاب «اقتصاد سیاسی رشد» نوشته پُل باران (1). این اثر به برانگیختن تدوین نظریه مارکسیستی نظام جهانی و وابستگی کمک فراوان کرد. خدمت اصلی پُل باران در این راه، کمک به نشان دادن راه جدیدی برای دیدن پدیده امپریالیسم بود. حال پس از گذشت نیم قرن از انتشار این کتاب، مهم این است که از خود بپرسیم: این رویکرد جدید چه بود و چه تفاوتی با برداشت‌های قبلی داشت؟ و چه تغییرات دیگری در درک ما از امپریالیسم لازم است. 
&lt;DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برخورد کلاسیک مارکسیستی درباره گسترش سرمایه‌داری&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 16:44:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ssolh&amp;postid=128</comments>
<dc:creator>ssolh</dc:creator>
<guid>http://ssolh.blogfa.com/post-128.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آيا حضرت بها الله به دروغ كلام خود را از جانب خداوند ميدانستند ؟</title>
<link>http://ssolh.blogfa.com/post-127.aspx</link>
<description>&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;با سلام به مراجعه كنندگان محترم در وب دوستان مخالف ديانت  بهائي مطالب زيادي را بر عليه ديانت مقدس بهائي مي نويسند كه متاسفانه نشان دهنده برداشت هاي بسيار سطحي آنان از ديانت بهائي است  وحتي در اين بين قدرت الهي وتعمق حقيقي روي كتاب قرآن كريم را نيز ناديده مي گيرند و حتي اشارتي به افرادي كه در ايران ويا ديگر كشورها ادعاي مهدويت نموده اند مي كنند ولي غافلند كه كساني كه ادعاي مهدويت وصاحب يك دين جديد  نموده اند به خواست الهي نابود شده ومي شوند چون در قران كريم خداوند مي فرمايد (سوره انعام آيه 92 و سوره مائده آيه10و16...)&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;در سوره انفال آيه 7 بصراحت ميفرمايد: &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;خدا حق را محقق و پاي بر جا ميفرمايد. و دنباله كافران را قطع مينمايد.&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;و در سوره اعراف آيه 72، قطع دنباله كذاب تأكيد شده است. در سوره انعام  و الحجر اين معني مكرر آمده است. و بالاخره در سوره الحاقه آيات 40-46 ، در اين معني،‌فصل الخطاب نازل شده است:&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;((انه لقول رسول كريم و ما هو بقول شاعر قليلاً‌ما تؤمنون و لا بقول كاهن قليلاً ما تذكرون، تنزيل من رب العالمين)) در اين آيات ميفرمايد كه اين  كلمات از رسول كريم است نه از شاعر و كاهني. اين كلمات منزول از پروردگار عالميان است.&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;و سپس:&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;(( و لو تقول علينا بعض القاويل، لاخذنا منه باليمين. ثم قطعنا منه الوتين. فمامنكم من احد عنه حاجزين.))&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;قاطعيت كلام الهي بحدي است كه خداوند بزرگ در مورد محمدبن عبدالله رسول اولوالعزم خود، ميفرمايد:&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;اگر كلامي را بر ما به بندد، از دست راست او را ميگيريم. و رگ گردنش را ميبريم. و هيچكس نميتواند ما را از اين عمل بازدارد.(  و يا او را از اين بند محفوظ دارد.)&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;در اين معني خداوند قاطع است.&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;(اگر به اين آيات قران كمي توجه شود متوجه مي شويم كه اگر كسي كلام ودين خود را به خدا ببندد خداوند او را نابود خواهد كرد واگر استغفرالله امرحضرت بها الله دروغ ومفتري بود به امر الهي نابود شده بود )ودليل اصلي اين موضوع اين است كه در عالم تنها اديا ني باقي مانده اند كه حقيقي واز جانب خداوند بوده اند وهيچ دين باطلي در عالم وجود ندارد وآنچه هست فرق اديان است ويا مدعيان مكاتب مادي وغير الهي وهيچ كسي كه به دروغ دين آورده باشد در عالم استوار وموفق باقي نمانده ونخواهد ماند   حضرت بها الله در آثار مباركه  بارها اشاره فرموده اند كه كتب ايشان كلام الهي وبه فرمان الهي است واز همه مهمتر اينكه ايشان مدعي پيامبري وصاحب ديانت جديد شدند  &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;واما تمام مدعيان ديگر يا اين ادعاي بزرگ را نكرده اند ومانند قادياني وديگران هرگز مدعي رسالت الهي نشده اند وداراي كتاب آسماني نيستند به عنوان فرقه اسلامي محسوب مي شوند وداراي مسجد اسلامي هستند ويا اينكه به خواست الهي نابود شده ومي شوند  وهيچ اثري از آنها باقي نمانده است  در حالي كه ديانت بهائي يك ديا نت مستقل وداراي احكام مستقل وداراي كتاب آسماني مخصوص به خود است وبه خواست وتائيدات الهي هر روز بر وسعت وعظمت وعزت الهيش اضافه مي شود  لطفا براي مطالعه كامل روي &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;file:///C:/Documents%20and%20Settings/sohi/Desktop/post-67.aspx&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;آيا حضرت بها الله به دروغ كلام خود را از جانب خداوند ميدانستند ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt;كليك بفر مائيد  &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;لطفا نظر وكامنت خود را پس از كليك روي ادامه مطلب در همان پست قرار بدهيد&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;file:///C:/Documents%20and%20Settings/sohi/Desktop/post-67.aspx&quot;&gt;ادامه مطلب&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Sep 2009 22:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ssolh&amp;postid=127</comments>
<dc:creator>ssolh</dc:creator>
<guid>http://ssolh.blogfa.com/post-127.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصلاح گرائي </title>
<link>http://ssolh.blogfa.com/post-126.aspx</link>
<description>لوتر مناسبات كلیسا را بسیار مزورانه و ریاكارانه می‌دانست و تلاش كرد كه در مقابل این مناسبات، قد عَلم كند. با نوشته‌های لوتر، بحث قدیمی اصحاب درونی مسیحیت و مسیحیان نخستین، دوباره اوج گرفت. اینكه آیا برای رستگاری و نجات روح، می‌بایست عمل به شریعت كرد، و یا اینكه رستگاری امری باطنی و درونی است و شناخت باطنی ضامن آن است. در واقع برای او و در منازعه او، بحث بر سر تقابل مابین قوانین شرعی، و به بیان بهتر، شریعت كلیسایی و پیروی از ایمانِ تنها بود. برای روشن شدن مطلب، می‌بایست به ریشه‌های این بحث اشاراتی داشته باشیم. در سده‌های نخستین در بحثی كه میان گروهی از آپولوژیست‌ها از طرفی، و كسانی كه از باورهای گنوسیستی تاثیر پذیرفته بودند از طرف دیگر (اغلب در حوزه اسكندریه) در گرفته بود، این منازعه فكری مطرح شد كه آیا صِرفِ ایمان، و دست‌یابی به شناخت درونی و نور باطنی از طریق آن، برای رستگاری كفایت می‌كند، و یا اینكه برای نجات روح می‌بایست از طریق كلیسا و با عمل به شرایع مذهبی و دینی و پذیرش شریعت عیسوی و كلیسایی به این مهم دست یافت. برای مثال بازیلوس متاله نامدار مسیحی و تز طرفداران كلیسا، در قرون نخستین مسیحی، به تندی به طرفداران عرفان مسیحی تاخت و تنها راه رستگاری را كلیسا قرار داد. بازیلوس </description>
<pubDate>Tue, 01 Sep 2009 21:04:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ssolh&amp;postid=126</comments>
<dc:creator>ssolh</dc:creator>
<guid>http://ssolh.blogfa.com/post-126.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ssolh.blogfa.com/post-125.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=5&gt;در راستای معرفی دشواریهای دنیا و در پیرامون بحث جهانی شدن باید توجه خود را به کتاب &lt;&lt;جهانی شدن و نارضایتی از آن&gt;&gt; معطوف کنیم. چون اکثر منتقدان و مخالفان جهانی شدن از متفکران متمایل به اندیشه ها و مکتبهای چپی (والبته برخی چپهای غنی و پرمحتوا و برخی سبُک و ناچیز) هستند نقد کتاب استیگلیتزبعنوان یک نقد بی طرفانه و علمی می تواند مفید باشد. در طول هفته های آینده امیدوارم کتابهای دیگری دراین زمینه را خدمت همراهان معرفی کنم. اهمیت  کتاب فوق در اینست که نویسنده آن نه تنها در رشته اقتصاد یک صاحب نظر و پژوهشگر شناخته شده است بلکه برنده جائزه نوبل سال 2001 میلادی در رشته اقتصاد نیز می باشد. تئوری او در بارۀ اطلاعات نامتقارن بود که بدان خاطر به او جایزۀ نوبل اهداء شئد. سمت های پیشین استیگلیتزاز جمله سمت &lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Aug 2009 09:20:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ssolh&amp;postid=125</comments>
<dc:creator>ssolh</dc:creator>
<guid>http://ssolh.blogfa.com/post-125.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>با سلام وعرض ادب خدمت مراجعين</title>
<link>http://ssolh.blogfa.com/post-124.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;با سلام وعرض ادب خدمت مراجعين محترم وب هم وطنان گرامي لطفا به وب&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; www.anjoman-eslamieh.blogfa.comمراجعه نمائيد ومطالب آن وب را مطالعه نموده سپس به پاسخ همان مطالب در اين وب مراجعه بفر مائيد وسپس نظر خود را درج بفر مائيد من بارها ان مطالب را مرور كردم ومتوجه شدم اين دوست محترم حتي يك بار هم با دقت وبدون پيش داوري مطالب اين وب را مرور نفرموده است &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چون مدير آن وب زحمت كشيده هر دفعه براي تبليغ وب خود در اين وب كامنت مي گذارد به خيال خود كار ثواب انجام داده وپاسخ مطالب اين وب را نوشته بدون اينكه حتي با دقث مطالب اين وب را مطالعه نموده باشد من نيز براي كم كردن زحمت ايشان اين پست را گذاشتم اي كاش همه ما متحري حقيقت باشيم نه اينكه فقط بر اين باور باشيم  كه حرف ونظر ما درست است وديگران راه باطل مي پيمايند &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Aug 2009 09:19:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ssolh&amp;postid=124</comments>
<dc:creator>ssolh</dc:creator>
<guid>http://ssolh.blogfa.com/post-124.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طلا و مس</title>
<link>http://ssolh.blogfa.com/post-123.aspx</link>
<description></description>
<pubDate>Wed, 26 Aug 2009 08:32:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ssolh&amp;postid=123</comments>
<dc:creator>ssolh</dc:creator>
<guid>http://ssolh.blogfa.com/post-123.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طلا و مس</title>
<link>http://ssolh.blogfa.com/post-122.aspx</link>
<description></description>
<pubDate>Wed, 26 Aug 2009 08:30:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ssolh&amp;postid=122</comments>
<dc:creator>ssolh</dc:creator>
<guid>http://ssolh.blogfa.com/post-122.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>متن سخنرانی تاریخی استاد عباس میلانی در مورد وضع کنونی بهائیان ایران و پیشینۀ بهائی ستیزی در ایران</title>
<link>http://ssolh.blogfa.com/post-121.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;متن سخنرانی تاریخی استاد عباس میلانی در مورد وضع کنونی بهائیان ایران و پیشینۀ بهائی ستیزی در ایران&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;دفاع از یاران ایران&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;عباس میلانی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;15 اگست 2009 / 25 مرداد 1388 &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;مقدّمهء سردبیر نیو ریپابلیک:&lt;/B&gt; سه‎شنبهء این هفته، محاکمهء هفت تن مدیرین نهضت بهائی ایران با اتّهامات جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملّی، که می‎تواند مجازات مرگ در پی داشته باشد، آغاز خواهد شد.  آنها بیش از یک سال است که در زندان به سر می‎برند.  گروه دو نفرهء وکلای آنها از ملاقات با آنها که قانوناً الزامی است، منع شده‎اند و هیچ کدام در دادگاه روز سه‎شنبه حضور نخواهند داشت.  یکی از آنها، عبدالفتّاح سلطانی، به اتّهام شرکت در &quot;انقلاب مخملی&quot; در زندان است، و دیگری، شیرین عبادی برندهء جایزهء نوبل، توسّط رژیم ایران به شرکت در همان &quot;توطئه&quot; متّهم شده، امّا در سفر به غرب به سر می‎برد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در چند هفتهء گذشته، در سراسر جهان، جلساتی در حمایت از هفت بهائی در ایران، برگزار شده است.  چهارشنبه گذشته، در تئاتر سان‏فرانسیسکو هربست، که زمانی جلسهء تهیّه پیش‌نویس اعلامیه حقوق بشر تشکیل شد، گروهی، که به نحو مطبوعی متعلّق به اقوام و ادیان متعدّد بودند، برای نشان دادن نگرانی خود نسبت به سرنوشت هفت بهائی مزبور و ابراز هم‎بستگی با 000ر300 بهائی که هنوز در ایران به سر می‎برند، اجتماع نمودند.  راس میرکریمی، عضو امریکایی ایرانی‏تبار هیأت سرپرستان سان‏فرانسیسکو، در زمرهء رهبران سیاسی بود که در این اجتماع سخنرانی کرد.  رئیس دانشگاه سان‎فرانسیسکو در ابتدای این جلسه دعایی را در چند کلمه قرائت نمود.  در اینجا متن سخنرانی که آن شب ایراد نمودم نقل می‎شود. من عضو جامعهء بهائی نیستم، و مانند بسیاری از کسانی که در آن تالار حضور داشتند، برای ابراز هم‎بستگی با این اقلّیت دینی در ایران که بسیار مورد لطمه و آزار واقع شده است، در آنجا حضور داشتم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عبّاس میلانی هستم، و متأسّف و شرمنده امّا مصمّم و قاطع اینجا ایستاده‎ام – شرمنده‎ام از آنچه که گذشته‌ای ننگین و شرم‎آور در رفتارمان با شهروندان بهائی تلقـّی می‎کنم، و مصمّم و قاطع در تصمیم خویش که بگویم، دیگر هرگز، و دیگر بیش از این، چنین نخواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;طرح‎های قوم‎کشی در زندگی یهودی‏‎ستیزی اروپای قرن نوزدهم یک واقعیت بود و در سدهء بیستم به مصیبت هولوکاست منجر شد. در ایران، جز معدودی قوم‏کشی سبعانهء مرگبار هرگز چنین وضعیتی وجود نداشته است. امّا تا سدهء نوزدهم، یهودی‎ستیزی ایرانی از نوعی قوم‎کشی روانشناختی و احساسی به فنّ شیطانی تبدیل شد و متأسّفانه، تمامی فنون ظریف و سادهء این حرکت‌های ایذایی علیه اعضاء جامعهء بهائی، بلای جدیدی برای متعصّبان شیعه، به کار گرفته شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مسلّماً می‎توان پی برد که چرا تشیّع، و باور آن که پیامبرش به سلسلهء انبیاء خاتمه بخشیده، و این که شخص موعودی که باید ظهور نماید کسی جز امام دوازدهم نیست، ممکن است اصطکاک‌های عمیق مذهبی با امر بهائی داشته باشد. امّا شرط واحد ادب و احترام در جامعهء نوین و مدرن ما آن است که دیگر سعی نکنیم اختلافات عقیدتی خود را با استفاده از سرنیزه یا تازیانه حلّ و فصل نماییم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امّا برای تعصّب وسواسی بسیاری از شیعیانی که با امر بهائی مبارزه می‏کنند، دلیل دیگری نیز وجود دارد. پیام صلح بهائی در تضادّ کامل با کاربرد فزایندهء خشونت توسّط اسلام‎گرایان است؛ وعدهء برابری حقوق زن و مرد در امر بهائی در تباین با جامعه‎ای مذهبی است که زن‎ستیزی و زن‎بیزاری مدّتهای مدید خطّ مشی زندگی‎اش بوده است؛ و بالاخره تمسّک تقریباً جفرسونی بهائیان به این اصل که در موضوع ایمان و اعتقاد دینی نباید اکراه وجود داشته باشد، و پذیرش اعتقاد دینی نیز نباید بر حسب تصادف و مبتنی بر ولادت باشد، بلکه کودکانی که در خانوادهء والدین بهائی به دنیا می‎آیند باید در زمان وصول به بلوغ دیانت خویش را انتخاب نمایند، در تعارض با دیانت دولتی است که تغییر دین را جرمی قابل مجازات با قتل می‎داند – ترکیب تمامی اینها مجموعهء چشمگیر و قابل ملاحظه‎ای از تضادها را به وجود می‌آورد که تشیّع سنّتی را متصلّب و متحجّر نشان می‎دهد. در مقام مقایسه، دیانتی که مکافات و عقوبتی برای شیعیان محسوب، منادی تجدّد و اصلاحات ضروری آن است – اصلاحاتی که در آن، ایمان و اعتقاد دینی موضوعی شخصی بین زنان و مردان و عقاید آنها نسبت به مقدّسات است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Aug 2009 03:23:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ssolh&amp;postid=121</comments>
<dc:creator>ssolh</dc:creator>
<guid>http://ssolh.blogfa.com/post-121.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فهم نادرست بیانات بهایی و بهایی ستیزان</title>
<link>http://ssolh.blogfa.com/post-120.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;فهم نادرست بیانات بهایی و بهایی ستیزان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اخیرا در این وبلاگ مباحثی پیرامون برخی بیانات مبارکه بهایی مطرح شده که از خوانش نادرست آثار بهایی نشات گرفته است. برخی بهایی ستیزان این بیانات را دلیل بر رد دیانت بهایی می دانند.گرچه در هر مورد توضیحات مکفی برای رفع خوانش نادرست داده شده ولی گویی که آنها معبود بت تقلید و تعصب قدیمه هستند . از جمله بیاناتی که شعف این گروه را برانگیخته این جمله از حضرت بها الله می باشد که :&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Aug 2009 17:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ssolh&amp;postid=120</comments>
<dc:creator>ssolh</dc:creator>
<guid>http://ssolh.blogfa.com/post-120.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سمنان: ادامه آزار بهائيان</title>
<link>http://ssolh.blogfa.com/post-119.aspx</link>
<description>&lt;H2&gt; &lt;/H2&gt;
&lt;H2&gt;سمنان: ادامه آزار بهائيان&lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;آخرین خبرها از ایران:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز ۲۶ تير ۱۳۸۸، همان روزى که مغازه آقاى شيردل پيراسته در سمنان به آتش کشيده شد، به مغازه آقاى افراسياب سبحانى، بهائى ديگرى در اين شهر، نيز جمله شد. &lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://news.persian-bahai44.org/2009080202&quot;&gt;...ادامه مطلب&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 07:27:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ssolh&amp;postid=119</comments>
<dc:creator>ssolh</dc:creator>
<guid>http://ssolh.blogfa.com/post-119.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
