سرنوشت كسي است كه به دروغ سخني را به خداببندد. و گفتار خود را از خدا بداند
مفتري يا كذاب، در اصطلاح كلام الله، كسي است كه به دروغ سخني را به خداببندد. و گفتار خود را از خدا بداند. بعبارت ديگر، بدون آنكه خداوند او را انتخاب فرموده باشد،ادعاي رسالت و يا نبوت نمايد.
اگر كسي در ظل انبياء راستين، خيال انشعاب در دين را داشته باشد، افكار خود و تفاسير خود را از خدا نميداند. و بنابراين او مفتري و كذاب محسوب نميشود.
خداوند دانا بصراحت و مكرر ميفرمايد كه كذاب مفتري را امان نمي دهد. و اين نكته در قرآن روشن است. و تأكيد بسيار خداوند در اين مسئله آشكار. بحدي كه حتي اگر رسول الهي كلامي از خود بگويد، و آنرا به خدا نسبت دهد مورد عذاب خداوند واقع خواهد شد.
از اينجاست كه مشاهده مي كنيم، حضرت رسول كلمات خود را از كلام خدا هميشه جدا فرموده اند. و آنچه از خود رسول است،به عنوان احاديث قدسيه معروف و موصوف ميباشد.
قرآن كلام الهي است. تعدي در قرآن در مقام شرك به خدا مي باشد. و ((ان الشرك لظلم عظيم)) (سوره لقمان آيه12)
و خداوند ميفرمايند: ظالمترين كس، نفسي است كه به خداوند افتراء به بندد. ودر حاليكه به او وحي نميشود بگويد كه محل وحي خداست. و ادعاي انزال آيات نمايد.
(( و من اظلم ممن افتري علي الله كذبا اوقال اوحي الي و لم يوح اليه شيئ و من قال سانزل ما انزل الله)) (سوره انعام آيه 93)
اين معني در سوره صف هم آمده است. و نيز در سوره اعراف آيه 37
خداوند در آيات متعدد(يونس 37 و 38- هود23-و..) صراحتاً ذكر ميفرمايد كه محمدبن عبدالله مفتري نيست. و كلماتي را به نام خدابيان ميفرمايد كه قرآن كلام الهي است. (سوره انعام آيه 92 و سوره مائده آيه10و16...)
در سوره انفال آيه 7 بصراحت ميفرمايد:
خدا حق را محقق و پاي بر جا ميفرمايد. و دنباله كافران را قطع مينمايد.
و در سوره اعراف آيه 72، قطع دنباله كذاب تأكيد شده است. در سوره انعام و الحجر اين معني مكرر آمده است. و بالاخره در سوره الحاقه آيات 40-46 ، در اين معني،فصل الخطاب نازل شده است:
((انه لقول رسول كريم و ما هو بقول شاعر قليلاًما تؤمنون و لا بقول كاهن قليلاً ما تذكرون، تنزيل من رب العالمين)) در اين آيات ميفرمايد كه اين كلمات از رسول كريم است نه از شاعر و كاهني. اين كلمات منزول از پروردگار عالميان است.
و سپس:
(( و لو تقول علينا بعض القاويل، لاخذنا منه باليمين. ثم قطعنا منه الوتين. فمامنكم من احد عنه حاجزين.))
قاطعيت كلام الهي بحدي است كه موي بر اندام انسان راست ميشود. خداوند بزرگ در مورد محمدبن عبدالله رسول اولوالعزم خود، ميفرمايد:
اگر كلامي را بر ما به بندد، از دست راست او را ميگيريم. و رگ گردنش را ميبريم. و هيچكس نميتواند ما را از اين عمل بازدارد.( و يا او را از اين بند محفوظ دارد.)
در اين معني خداوند قاطع است.
پس چگونه است كه طلعت باب بيش از يكصد برا بر قرآن، آيات الهيه نازل فرموده و تمامي آنرا كلام الهي ناميده. جمال ابهي( حضرت بهاءالله) بيش از جميع كتب نازله در اديان قبل ،از آسمان ارادهء الهي آيات باهرات نازل فرموده اند؟! اين آيات در تمامي عالم منتشر است. و هر روز بر گسترش دامنه مؤمنانش افزوده ميشود. و با تمام فشار و كشتاري كه بر مؤمنين اوليه حضرت باب و حضرت بهاءالله در مركز تولد امر بهاء، وجود داشته و دارد. شريعت بهائي، هر روز بيش از پيش در عالم، متمكن ميگردد.
حضرت بهاءالله در تمامي آثار خود ادعاي آنرا دارند كه كلامشان از خداست. دوستان عزيزي كه ميل به كسب دانش بيشتري دارند. ميتوانند از ميان صدها نمونه، لوح خطاب به سلطان ناصرالدين شاه قاجار را مطالعه كنند و در آن تفكرنمايند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهه روشن و... در جمعه چهارم بهمن 1387 و ساعت
8:51 |