تبليغاتX
گامی به جلو...گامی بسوی تفاهم

اما ادعای الوهیت بهاییان دارای عبادات نماز و روزه هستند پس خداوند یكتا را مانند پیروان سایر ادیان پرستش میكنند و اتهام ادعای الوهیت به حضرت بهاء الله در اینجا بی اساس و بطلانش واضح است چه كه حضرتشان این عبادات را برای نیایش پروردگار یكتا وضع فرموده و خود حضرتشان اولین مجری این حكم بوده اند . از طرف دیگر حضرت بهاء الله همواره خود را یكی از پیامبران الهی نامیده اند كه به امر حق تعالی برای نجات بشر از تباهیها ظهور كرده اند و طبق یكی از اصول اساسی دیانت بهایی فیض الهی هیچگاه منقطع نمی شود و حق تعالی همواره در ازمنه و امكنه مختلف برای سعادت بشر رسولی را میفرستد بر این اساس بهاییان معتقدند حداقل 1000 سال دیگر باز هم رسولی از جانب خداوند برای هدایت بشر خواهد آمد . پس نمی تواند كسی ادعای الوهیت كند ولی خود را در سلسله پیامبران گذشته بشمارد و جالبتر آنكه به ظهور پیامبر دیگری هم بشارت دهد .( این دو مطلب نقیض همند ) محقق ارجمند اگر وقت می گذاشتید و نظری به دعاها و مناجاتهای بهاییان میكردید متوجه میشدید كلیه این ادعیه با نام الله، خدا، یزدان، پروردگار و سایر القاب حق تعالی شروع میشود بطور مثال از آثار حضرت بهاءالله از كتاب ادعیه حضرت محبوب : بسم الله الاقدس الاعظم العلی (ص355) – الها معبودا مسجودا مقتدرا (320) – الها كریما رحیما (319) – كریما رحیما گواهی میدهم بوحدانیت و فردانیت تو (348)

اما بحث مقام الوهیت در دیانت بهایی :

خداوند رحمان در دیانت بهایی به غیب منیع لایدرك و لایوصف موصوفست یعنی مخلوقان و بندگان الهی را راهی به ساحت حق جل جلاله نیست و خالق یكتا خارج از توصیف و ادراك مخلوق است چرا كه اگر مخلوق بتواند خالق خود را درك یا توصیف كند خالق محدود و مخلوق ذهن مخلوق اولیه شده است و دیگر خالق نیست مانند نجاری كه میزی بسازد هیچگاه آن میز قادر نیست نجار را درك كند در توضیح این مطلب باید گفت كه بهاییان معتقد به تفاوت رتبه در بین مخلوقات هستند و در این مورد میگویند كه جماد نمی تواند روح نباتی (گیاهی) را  درك كند و نبات نیز نمی تواند روح حیوانی را درك كند و حیوان هم نمی تواند روح انسانی را كه در رتبه بالاتر از حیوان در عالم خلق قرار دارد را درك نماید (هر رتبه فقط قادر است رتبه پایینتر از خود را درك كند) طبق همین عقیده ، انسان كه بالاترین رتبه در عالم خلق رادارد نمی تواند خالق خود را كه اصلا در ساحت رتبه بندی خلق قرار ندارد را درك نماید( مثال نجار و میز ). اما خالق مهربان ، مخلوقات خود را هیچگاه تنها نمی گذارد و هر چند گاهی یك بار ، انسان كاملی (كامل است چون منعكس كننده صفات الهیست ) را از بین بالاترین رتبه مخلوقاتش یعنی انسان برمیگزیند تا پیام الهی را از طریق ایشان به گوش مخلوقات برساند این انسان كامل كه پیامبر نام دارد در واقع مانند آئینه ای ، منعكس كننده انوار الهی می باشد به همین واسطه اگر گاهی در بیانات پیامبران دیده میشود كه ایشان به نام خداوند سخن میرانند ناشی از همین امر است چه كه ایشان در آن حین به اشاعه مستقیم انوار الهی میپردازند و دیگر خود نیستند و همه اویند. در سوره شوری آیه 52 خداوند به این نور الهی كه توسط پیامبر به بندگانش انعكاس مییابد اشاره شده است: " و همین گونه روحی از امر خودمان به سوی تو وحی كردیم تو نمی دانستی كتاب چیست  و نه ایمان ( كدام است ؟ ) ولی آن را نوری گردانیدیم  كه هر كه از بندگان خود را بخواهیم به وسیله آن راه نماییم و به راستی كه تو به خوبی به راه راست هدایت می كنی "(قرآن كریم ترجمه محمد مهدی فولاد وند) 

 

+ نوشته شده توسط الهه روشن و... در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 12:30 |

آيا حضرت بهاالله ادعاي خدائي فر مودند ؟

در این باره حضرت بهاءالله می فرمایند :

" « حق بذاته و بنفسه غیب منیع لایدرک است " همچنین ميفرمايند:”انه لا اله الا هو العزيز الوهاب و نشهد انه كان واحدا في ذاته و واحدا في صفاته لم يكن له شبه في الابداع و لا شريك في الاختراع قد ارسل الرسل و انزل الكتب ليبشروا الخلق الي سواء الصراط ( لوح خطاب به شيخ محمد تقي اصفهاني معروف به آقا نجفی ص69 و 72 )

نقل به مضمون : يعني هما نا نيست خدايي مگر او كه عزيز و بخشنده است و شهادت مي دهم كه البته او در ذاتش واحد بوده است و واحد در صفاتش است ، هرگز نمي باشد براي او شبيهي در ابداع و نه شريكي در عالم اختراع .البته مي فرستد پيامبران را و نازل مي كند كتاب را تا انكه بشارت دهند خلق را به سوي راه واحد..

يعني ذات خداوند را نه مي توان ديد و نه مي توان درك كرد و شناخت زيرا ذات خداوند در مقامي دور از دسترس خلق قرار دارد . مردمان هرگز قادر نخواهند بود ذات خداوند را بشنا سند و تصور درستي از آن داشته باشند. و بار دیگر می فرماید:

قلب انسان جز به عبادت رحمن (خدا) مطمئن نگردد و روح انسان جز به ذکر یزدان مستبشر نشود. قوت عبادت به منزلۀ جناح (بال) است، روح انسان را از حضیض ادنی به ملکوت ابهی عروج دهد و کینونات بشریه را صفا و لطافت بخشد و مقصود جز به این وسیله حاصل نشود." ( رسالۀ گنجینۀ حدود و احکام، ص 13 ).

شناخت باریتعالی تنها از راه شناخت صفات میسر است وتنها معرفت باریتعالی, بواسطه صفاتي كه انسان به انواع به او نسبت داده می شود با آنچه در اين جهان موجود است می شناسیم.

 در واقع خلاقیت هائی را مي بيند فی المثل شگفتی هائی را در زمین و یا دریا و یا در پهنه بیکران آسمان شفافیت ستارکان را می بیند و برای خود دلیل می آورد پس خالق اینهمه انوار و کرات بی شمار آسمان ویا شگفتی های دریا و زمین بايد بسيار کبیر باشد كه چنين عظمتی را بوجود آورده .و در عقل محدود و محصور خود اینگونه استدلال می نماید ، اما ذات خداوند ما فوق تصورات بشري و بسيار برتر و غیر قابل دسترس از آن است كه تصورش در ذهن بشر بگنجد.

لذا حضرت بهاءالله فرموده اند: راه به سوي شناخت, كه همان شناخت ذات خدا است, مسدود است . اين ديدگاه ديانت بهايي در مورد برترين خالق جهان هستي يعني پروردگار است .

 به عقیده مخالفان و دشمنان اگر بهائیان پیوندی با پروردگار عالمیان ندارند چرا در نماز روزانه تکرار می نماید :” اشهد بوحدانيتك و فردانيتك و بانك انت اله لا اله الا انت ..."؟؟؟

شهادت مي دهم به واحد بودن تو و يكتايي تو و به اينكه نيست خدايي مگر تو "

 همچنین سرآغاز همه مناجات ها که از سوی حضرت بهاءالله نازل گردیده هم ، بلا استثناء با نام پروردگار آغاز می شود -

(پروردگارا قلبم را به نور معرفتت منیر فرما...) ( ای خداوند مهربان بصیرت ها را روشن نما... ) و( الها معبودا مسجودا ، شهادت می دهم بوحدانیت تو و فردانیت تو ... ) و یا ( الها معبودا ملکا ، شهادت می دهد عبد تو بوحدانیت تو و فردانیت تو ... ) و یا ( الها معبودا ملکا ، حمد و ثنا سزاوار تست چه که از مشتی تُراب خلق را خلق فرمودی و گوهر بینش و دانش عطا نمودی ... ) و بسیاری دیگر.

جناب دکتر کلهر آنچه را در ذهن خود پرورانیده اند بر زبان می آورند و می فرمایند: جناب بها فرموده من خودم خدا هستم بنابراین نتیجه می گیرند بهائیان خدا را کتمان می نمایند زیرا بهاءالله فرموده من خودم خدا هستم. خطاب بنده به آقای کلهُر است که مدعی تحصیلات عالیه علوم سیاسی از دانشگاه هستند.

دوست همزبان من ، شما هم که حرف های ملا ها را تکرار و بر آن صحه می گذارید و بعنوان توپ برنده در زمین ، حقایق را تحریف و تکرار می کنید. قدری بیشتر تعمق بفرمائید و بازی با کلمات را بر اساس شیوه تعصٌب کنار بگذارید . تا دیدگاه جنابعالی تنها یک منظر را نظاره می نماید همین است که بتوانید مکنونات فکری خودتان را از بلندگوئی بگسترانید . لطفاً یک بار دیگر شواهد موجود و تعریف شده را مرور فرمائید.

در کتاب مستطاب اقدس می فرمایند:

« یا ملأ الانشاء اسمعوا نداَء مالک الاَسماء انٌه یُنادیکم من شطر سِجنه الاعظم انه لا اله الاٌ انا المُقتدر المُتِکبٌر المُتِسَخُر المُتِعالی العَلیم الحَکیم. انه لا اله الا هوالمقتدر علی العامین . لو یشاء یأخذ العالم بِکلمة من عِنده ... » نقل به مضمون:

" ای مردم روی زمین بشنوید ندای خداوندی را که صاحب اختیار مردم است.اسماء جمع اسم است و هر فردی از افراد بشر به منزله اسمی از اسماء الله است. یعنی همانطور که اسم بر مسٌمی دلالت می کند ، وجود هر فردی از افراد دلالت می کند بر وجود و هستی خالق او که حق جلٌ جلاله باشد. لهذا مالک اسماء یعنی خداوند مردم « انه ینادیکم من شطر سجنه » ای مردم « خداوند ، شما را ندا می کند از زندان اعظم عکٌا باشد می فرماید: « لا اله الا انا المقتدر المتکبٌر المتسٌخر المتعالی العلیم الحکیم » من خداوندی هستم که مقتدرم ، توانا هستم ، متکبٌرم یعنی بر همه ممکنات غلبه دارم ، متسٌخرم یعنی زمام امور همه در دست من است و متعالی هستم به درجه ای که افکار و عقول بشر به ساحت قدس من راه ندارد. علیم هستم ، دانا هستم و حکیم . و باز می فرماید: « لا اله الا هو المقتدر علی العالمین » نیست خدائی مگر او که مقتدر است بر اهل عالم . در اینجا در یک آیه فرمودند ( انا المقتدر المتکبر) و در آیه دوٌم می فرمایند « هو المقتدر علی العالمین » تفاوت این دو لحن اشاره به آن است که مظهر امرالله جانشین ذات غیب است. چه به او ضمیر ( انا ) یعنی من ، گفته بشود چه ضمیر ( هُوَ ) یعنی او هر دو به حقیقت واحده راجع است. « لو یشاء یأخذ العالم بکلمتة من عنده » اگر خدا بخواهد ، جمیع عالم را به یک کلمه تسخیر می کند ... ( تقریرات در باره کتاب مستطاب اقدس )

ایضاً " مقصود از بحر اسماء و صفات ، مظهر مقدس امرالله ( پیام آو ) است که مظهر اسماء حسنی و صفات علیای الهی است. یعنی مظهر مقدس امرالله ( پیام آور ) محل تجلٌی و ظهور جمیع اسماء و صفات خداوند است که چون به نظر حقیقت بین در او بنگری اسماء و صفات حیٌ قیٌوم مانند امواج خروشان از بحر وجود مظهر امرالله پیاپی بنظر می رسد و آشکار می گردد که آن وجود مسعود جامع جمیع اسماء و صفات الهیه است و مصداق کامل « اَیٌامَاً تَدعو قَلًهُ الاسماء الحُسنی ... » است که روشن و نورانی است و از پرتو خود جهان را روشن و جهانیان را بهره مند می سازد و عارف کامل تجلٌی ذات ( توجه فرمائید: تجلی ذات ، نه عین ذات. معنی تجلٌی ذات در مفهوم لغوی به معنای = تابش انوار حقٌ تعالی ) و صفات و اسماء حضرت حق تعالی را واضح و آشکار به عین بصیرت، دو مظهر مقدس مشاهده می کند ، قلبش را محلِ تجلٌی ذات می بیند. ( قاموس ایقان )

نمی دانم جناب دکتر کلهٌر اصولاً حدیث نبوی را قبول دارند اگر پاسخ مثبت است چند تا حدیث را قبول دارند چون در همین عنوان می فرمایند هر چه در قرآن نباشد مقبول نیست. اما می گوئیم در حدیث آمده است که پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمود: « لنا مع الله حالات. نحن فيها هو و هو نحن. و هو هو و نحن نحن » نقل به مضمون: براي ما ( ما جمع است خطاب همه پیام آوران ، پيامبران ) با خداوند حالاتي است . ما در او( او = خدا)هستيم و او( او = خدا ) در ما . در حالي كه او ، اوست و ما ، ما...

از انجیل شریف هم فوقاً موارد مشابهی بیان شد که تکرار جایز دیده نمی شود

و همچنین تکرار اینکه:

 در قران کریم سوره انفال آيه 17 مي فرمايند:« و ما رميت اذ رميت ولكن الله رمي » يعني: و چون تير انداختي ، تو نبودي كه تير انداختي بلكه خدا بود كه تير انداخت . و يا در سوره الفتح آيه 10 مي فرمايند“ ان اللذين يبايعونك انما يبايعون الله ، يد الله فوق ايديهم “ يعني بيگمان كساني كه با تو بيعت مي كنند در واقع با خدا بيعت مي كنند.دست خدا بالا تر از دست شما است.

 

+ نوشته شده توسط الهه روشن و... در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 22:45 |