انتقاد به سرکوب بهاییان
اعتراض پارلمان اروپا و دولت آلمان به نقض حقوق بشر در ایران
انتقاد به سرکوب بهاییان
“جامعهی دفاع از خلقهای تهدید شده” در گزارشی که روز پنجشنبه، ۱۹ ژوئن منتشر شد، به جمهوری اسلامی به خاطر سرکوب بهاییان اعتراض کرد. در این گزارش آمده است که از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد تا کنون ۳۵۰ هزار بهایی مقیم ایران مورد فشار شدیدتری قرار گرفتهاند. این سازمان حقوق بشری در گزارش خود تاکید میکند که حمله به بهاییان و دستگیری گستردهی آنان “سیستماتیک انجام میشود و از جانب حکومت برنامهریزی شده است”.
در این گزارش به دستگیری ۷ تن از فعالان بهایی اشاره شده است که در ماه مه سال جاری صورت گرفته و از وضعیت آنان اطلاعات دقیقی منتشر نشده است.
گونتر نوکه، نماینده ویژهی حقوق بشر دولت آلمان نیز در روز پنچشنبه به سرکوب بهاییان در ایران اعتراض کرد. به گفتهی وی، دولت آلمان سفیر ایران در این کشور را در رابطه با بهاییان مورد بازخواست قرار داده است.
فریار / خبرگزاری آلمان
رادیو دویچه وله
http://www.autnews.eu/archives/1387,03,00010042
به نقل از خبر نامه امير كبير
اعتراض تعدادی از نفوس عالیرتبه هند به بازداشت بهائیان در ایران
اعتراض تعدادی از نفوس عالیرتبه هند به بازداشت بهائیان در ایران
تعدادی از نفوس عالیرتبه نامهء سرگشادهای را امضاء کردند که بهائیان هندوستان در اعتراض به بازداشت خودسرانهء شش تن از مدیران جامعهء بهائیان ایران توسّط حکومت این کشور روز 14 مه سال جاری صورت گرفته، تنظیم کردهاند.
امضاء کنندگان این نامه عبارتند از قضّات بازنشسته کریشنا آیر، ج.اس ورما و راجیندر ساکار، دادستان کلّ سابق سولی سورابجی، وکیل دعاوی ماجا دارووالا، فعّالان اجتماعی موهینی گیری و سوامی آگنیوش، رئیس سابق کمیسیون اقلّیتها طاهر محمود، عضو کمیسیون برنامهریزی سیدا حمید، آرون بارات رام از صاحبان صنایع و جرج ورگیز و کولدیپ نایار از روزنامهنگاران
در این نامه آمده است که شش تن از مدیران بهائی، اعضاء هیأت ملّی هماهنگ کننده، که به تأمین حدّاقل نیازهای بهائیان ایران مساعدت میکرد، دستگیر شدند. مدیر هفتم در ماه مارس دستگیر شده بود. از محل نگهداری آنها خبری در دست نیست و هیچ اتّهام رسمی نیز علیه آنها اعلام نشده است.
"این دستگیریها به نحو تکاندهندهای مشابه آدمرباییها و اعدامهای مدیران جامعه در اوایل دههء 1980 است. در اوت 1980، تمامی نـُه عضو شورای حاکمهء ملّی بهائی دستگیر شدند و بدون آن که اثری از آنها به جای بماند ناپدید گشتند. مسلّم است که آنها اعدام شدهاند. در دسامبر 1981، هشت تن از اعضاء جدیدالانتخاب شورای جدید نیز اعدام شدند. از انقلاب اسلامی در سال 1979 تا کنون، بیش از 200 تن از بهائیان صرفاً بر مبنای باورهای دینی خود اعدام شدهاند."
این نامه به ایران توصیه میکند تابع میثاق بینالمللی حقوق بشر باشد که خودش بر آن صحّه گذاشته و بازداشت شدگان را آزاد کند. در این نامه نسبت به "پیشنویس قانون جزای جدید که در پارلمان ایران در دست بررسی است" شدیداً ابراز نگرانی شده و اظهار شده است، "بخش پنج آن شدیداً هشدار دهنده است. زیرا برای هر کسی که از اسلام به دیانت دیگری روی آورد (ارتداد) مجازات مرگ در نظر گرفته شده است، یعنی مادّهای که بهائیان، مسیحیان، یهودیان، و سایر گروههای مذهبی را در بر میگیرد."
تلاشهای مکرّر برای تماس با اولیاء حکومت ایران در سفارت این کشور در دهلی نو بینتیجه مانده است.
منبع:
http://www.hindustantimes.com/StoryPage/StoryPage.aspx?id=dd711376-dc51-406d-b926-4711c77
جناب رئيس جمهور
جناب رئيس جمهور با سلام ودرود بر شما ، چند سوال دارم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال سوزش شلاق بر پشت وسوزش سيلي ظلم برصورت خود را چشيده ايد؟ ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال محكوميت بي مدرك در دادگاه بدون داشتن وكيل قانوني را چشيده ايد ؟ ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم نامه نگار ي براي مسئولين وبي پاسخ ماندن نامه ها را چشيده ايد ؟ ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم مشاهده ويراني يكي از مقد سترين اما كن ديني خود را چشيده ايد ؟ ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم اشك موقع مشاهده ويراني آرامگاه عزيزان خود را چشيده ايد ؟ ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم زهر آلود توهين به اعتقادات خود در رسانه ها را چشيده ايد ؟ ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم تيز بغض در گلو براي بيان دفاع از خود را چشيده ايد ؟ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم تلخ اعدام عزيزان زنداني وبي گناه خود را چشيده ايد ؟ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم اسيدي بي خبري از ياران عزيز در بند را چشيده اي ؟ ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم مصادره اموال خود وعزيزان خود را چشيده ايد ؟ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم تند محروميت از تحصيل وكار را چشيده ايد ؟ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم ممنوعيت از بيان نظرات خود را چشيده ايد ؟ ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال سياهي و تلخي دوران سلول انفرادي را چشيده ايد ؟ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم تند بي خبري در سلول انفرادي را چشيده ايد ؟ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا طعم خوب ، شنيدن درد دل يك بهائي هم وطن را چشيده ايد؟ولي من واكثر بهائيان ايران چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم زهر توهين به مقد سات خود را چشيده ايد ؟ولي من واكثر بهائيان ايران وحتي كودكان دبستاني بهائي چشيده ايم
آقاي رئيس جمهور آيا طعم صحبتي نزديك ودوستانه با بهائيان را چشيده ايد ؟
آقاي رئيس جمهور آيا طعم آرام مطالعه تظلم نامه يك بهائي را چشيده ايد ؟
آقاي رئيس جمهور آيا طعم لذيذ مطالعه كتب حقيقي بهائيان را چشيده ايد ؟
وحال جناب رئيس جمهور اگر اين همه طعم را نچشيده ايد وبا يك بهائي مطلع از نزديك صحبت نكرده ايد چگونه است كه براحتي خط بطلان بر چندين ميليون بهائي دنيا وده ها هزار بهائي هم وطن خود مي كشيد؟
|
اخبارحقوق بشر (HUMAN RIGHTS WATCH) |
|
نامه سرگشاده به آقای احمدی نژاد از طرف رئیس فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و نيز معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقا، دیده بان حقوق بشر در مورد وضعیت هفت بهایی محبوس |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
رئیس جمهور اسلامی ایران پاریس، اول ژوئن 2008 ما این نامه را به منظور ابراز نگرانی شدید خود از سرنوشت هفت تن از اعضای جامعه بهائیان که هم اکنون در زندان بسر می برند، می نویسیم. خانم فریبا کمال آبادی، آقای جمال الدین خانجانی، آقای عفیف نعیمی، آقای سعید رضائی، آقای بهروز توکلی و آقای وحید تیزفهم در تاریخ 14 مه 2008 در تهران توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شدند. آنها اعضای گروه هماهنگ کننده ملی بهائیت در ایران هستند. این گروه با اطلاع حکومت تاسیس شد و هدف از آن کمک به جامعه 300 هزار نفری بهائیان در کشور است. یکی دیگر از اعضای این کمیته بنام خانم مهوش ثابت در مارس 2008 در مشهد دستگیر شده و بنا بر گزارش ها وی همچنان در حبس است. ما از مسئولین جمهوری اسلامی ایران مصرانه می خواهیم مکان حبس این هفت نفر، اتهام های دقیقی که علیه آنها مطرح شده و تاریخ محاکمه آنها را به اطلاع برسانند. ما همچنین از شما مصرانه می خواهیم به ناظران مستقل بین المللی اجازه دهید بر محاکمه آنها نظارت داشته باشند. حق محاکمه عادلانه شامل جلسه استماع علنی، منع تبعیض دینی و حق آزادی مذهب است. این حقوق همگی در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که توسط ایران تصویب شده، آمده است. ما ابراز امیدواری می کنیم شما به این موارد بذل توجه نمایید و در انتظار پاسخ سریعتان هستیم. با کمال احترام، /s/ خانم سوهیر بالحسن رئیس فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر /s/ آقای جو استورک معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقا، دیده بان حقوق بشر |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سخنی با جناب منوچهر متکی
سخنی با جناب منوچهر متکی
در ایران این مثل را برای کسی به کار میبرند که دیده به این و آن دوخته که ببیند دیگران چه میکنند و از آنها ایرادی بگیرد و در این میان خود را مصون از خطا میپندارد. این قضیه مرا یاد داستانی میاندازد که شاید در آغاز این مقال گفتنش بیمورد نباشد.
گویند چهار نفر در مسجدی نماز میخواندند. از نفر اوّل حرکت بیقاعدهای صادر شد. نفر دوم به او گفت که، "نمازت باطل شد!" نفر سوم به نفر دوم گفت، "خودت را نمیبینی که وسط نماز سخن گفتی!" نفر چهارم گفت، "الحمدلله که من سخنی نگفتم!" به این ترتیب هر چهار نفر نمازشان باطل شد
مروز خبری را در رادیو زمانه دیدم که بسیار جالب بود. (1) جناب منوچهر متّکی وزیر امور خارجهء ایران در شورای حقوق بشر افاضهء کلام فرمودند و هر گونه اهانت به مقدّسات مذهبی دیگران را نقض حقوق بشر دانستند. نمیدانم آیا این کلام را آگاهانه بیان فرمودند یا سهواً بر زبانشان جاری شد. اگر سهواً بیان فرمودند که از مقامی چون وزارت خارجهء یک کشور، که امروزه در جهان مطرح است، بسیار بعید است اینگونه سهوی سخنی بگوید. امّا اگر آگاهانه بیان فرمودند، دو حالت دارد: یا خودشان هم آن را اجرا میکنند یا اجرا نمیکنند؛ اگر اجرا نمیکنند که بسیار نامطلوب و ناخوشایند خواهد بود، چه که اوّل ایراد به خودشان وارد خواهد شد که واعظ غیرمتّعظ هستند؛ امّا اگر اجرا میکنند، یا شواهد آن آشکار است یا پنهان؛ اگر پنهان است که باید به نحوی آشکار کرد و عنوان نمود که اینگونه عمل میکنیم؛ امّا اگر آشکار است که وای از این نقض حقوق بشر.
جناب متّکی سالها است که شما و دولت شما و حکومت شما به بنده و عقاید بنده توهین کردهاید؛ هر گونه اهانتی روا داشتهاید؛ افترا زدهاید؛ دروغ گفتهاید؛ در کتابها و روزنامهها و رادیو و تلویزیون هر گونه هتّاکی را روا داشتهاید و اجازهء جواب دادن ندادهاید؛ به دستور همکارانتان، معلّمین تربیتی در مدارس به کودکان اهانت کرده و اشکشان را جاری کردهاند؛ هماکنون سه جوان بیگناه را در شیراز به جرم ناکرده به زندان انداخته و انواع تهمتها را به آنها زدهاند.
جناب متّکی تنها نفوسی که در ایران به عقاید شما احترام گذاشتهاند بهائیان بودهاند، امّا هر زمان که در گوشهای از این مملکت فردی بهائی را دستگیر کردند، اوّل اتّهامی که وارد ساختند اهانت به مقدّسات اسلامی و توهین به پیامبر و ائمهء اطهار بود؛ در حالی که هیچگونه برگهای، سندی، دلیلی، شاهدی دالّ بر این قضیه ارائه ندادند
جناب متّکی یا شما معنای نقض حقوق بشر را نمیدانید، یا چشم به روی اعمال و رفتار خود بستهاید. بنده زمانی به دادگاه احضار شدم؛ در آنجا صحبتی داشتم با جناب رئیس دادگاه. بعد به جایی رسید که بنده به مقدّساتم سوگند خوردم. ایشان (که روحشان شاد باد الآن در آن دنیا ناظر به کلام بنده هستند) فرمودند، "شما که مقدّسات ندارید!" جناب متّکی چرا فکر میکنید فقط شما مقدّسات دارید؛ چرا فکر میکنید فقط احساسات شما جریحهدار میشود؟ مگر دیگران احساسات ندارند؟ مگر دیگران عقاید و باورهای دینی ندارند؟ قبول داشتن یا نداشتن شما ملاک نیست
جناب متّکی بارها از زبان سیاستمردان ایران شنیدهایم که، "بهائی که دین نیست!" آیا شما تصوّر میکنید میلیاردها غیرمسلمان در دنیا اسلام را دین میدانند؟ هر کس نداند، حدّاقل شما میدانید که در مقابل انواع تهمتهایی که به حضرت رسول اکرم وارد میکنند، بهائیان جواب میدهند؛ خطابات حضرت عبدالبهاء در صفحات امریکا و اروپا شاهد مثال است. همین الآن هم در صفحات غرب وقتی بهائیان به تبلیغ میپردازند، اوّلین مشکلشان این است که فرد مقابل میگوید اگر قرار است با بهائی شدن اسلام را هم قبول داشته باشم، حاضر نیستم بهائی شوم
جناب متّکی یکی از نکاتی که در کتاب تاریخ دورهء راهنمایی تحت عنوان "فتنهء باب" نوشته شده، اهانت مستقیم به بهائیان است. آیا این آزادی بیان است که شما به کار بردهاید و آیا این آزادی بیان که اهانت صریح به مقدّسات گروهی از مردمان است، نقض حقوق بشر حساب نمیشود؟ فقط چند تصویر کارتونی اهانت محسوب میشود؟
جناب متّکی اگر آقای معتضد به عنوان متخصّص تاریخ در تلویزیون هر دروغی را که در مورد امر بهائی بر زبانش جاری میشود حق دارد بگوید، بگذارید دیگران هم در مورد اسلام بگویند؛ چرا ناراحت میشوید؟ چرا کور خود و بینای مردم هستید؟ آیا به نظر شما مرگ خوب است امّا برای همسایه؟ دیگران باید رعایت حال شما را بکنند، امّا شما نباید رعایت حال دیگران را بکنید؟ مگر نه آن که قانون طلایی در جمیع مکاتب، اعم از مذهبی و غیرمذهبی، جاری است که "آنچه بر خود نمیپسندی بر دیگران مپسند"؟
جناب متّکی از اهانت گذشته، قبرستانها را تخریب میکنید، تابلوی مطبّها را میشکنید، خانهها را آتش میزنید، افراد را با اتّهامات واهی به زندان میاندازید، از کار اخراج میکنید، شرکتهای خصوصی را وادار میکنید کارمندان بهائی خود را اخراج کنند، از ورود به دانشگاه محروم میکنید. اینها از مصادیق بارز نقض حقوق بشر است که شما هرگز جوابی به آن ندادهاید.
جناب متّکی همین چند وقت پیش فهرستی از بیست بهائی را انتشار دادید که هیچ مؤسّسهء دولتی حق معامله با آنها را ندارد! آیا این نقض حقوق بشر نیست؟ مگر وظیفهء دولت فراهم آوردن کار برای همگان نیست. اینها که نفوسی هستند نه تنها خود از طریق شرافتمندانه کار میکنند، بلکه برای دیگران هم امکان اشتغال فراهم میآورند و به نحوی به دولت کمک میکنند، چرا باید آنها را محروم نمایید؟
جناب متّکی قدری دربارهء افعال خود نیز بیندیشید و تمام همّ و غم شما چند کاریکاتور یا فیلم نباشد؛ بلکه به انسانها بیندیشید و به افکارشان و احساساتشان. فقط شما نیستید که احساسات مذهبی دارید؛ همه دارند، چه که دین و مذهب یک پایگاه روحانی در وجود جمیع انسانها است؛ فقط منحصر به مسلمانان نیست. مسیحیان، کلیمیان، زرتشتیان و بهائیان هم همین احساسات مذهبی را دارند. انشاءالله آنچه که در شورای حقوق بشر بیان فرمودید، خود نیز بدان عامل باشید. جانتان خوش باد.
برگرفته از سايت ساغر
با زهم خبر
نامه هم وطن عزيز ايرانی
اين نوشته درباره ی ظلم و ستمی ديگر است كه در روز شنبه 4 خرداد ماه 1387، در گوشه ای ديگر از خاك ايران نسبت به بهائيان رخ داده است كه به همراه مقدّمه ای كوتاه گزارش می گردد.
ويلاشهر شهركی است كوچك در 30 كيلومتری غرب اصفهان و در كنار شهر قديمی نجف آباد. در منطقه ی ويلاشهر و نجف آباد در حدود 300 خانواده ی بهائی زندگی می كنند. بعد از انقلاب اسلامی، از طرف ارگان های دولتی، زمينی كه بهائيان منطقه ساليان دراز اموات خود را در آنجا دفن میكردند و متعلّق به جامعه ی بهائیبود، به زور غصب شد و قبرها را خراب كردند و اجساد را با لودر از زير خاك درآورده و به نقطه ی نامعلومی بردند. جامعه ی بهائی برای ساليان دراز مجبور گرديد كه اموات خود را در مكانی بسيار دورتر به خاك بسپارد. در حدود 14 سال پيش در نتيجه ی درخواست های زياد از طرف اين جامعه، از طرف دولت زمينی به جامعه ی بهائی اين منطقه واگذار گرديد و تا سال 1386 بيشتر از 100 نفر در اين مكان به خاك سپرده شده بودند، اما مجدّداً در سال 1386 اين مكان، شبانه و بوسيله ی مأموران دولتی و با ماشين های سنگين به كلّی تخريب گرديد. (فيلم های مستند تخريب اين مكان موجود است) به هر حال، از طرف اداره ی اطّلاعات به جامعه ی بهائی شفاهاً – و نه كتباً كه سندی از خود بر جای گذارند - گفته شد كه ديگر حق ندارد در اين مكان كسی را به خاك بسپارد و عجيب تر اينكه زمينی هم معيبن نگرديد تا بهائيان منطقه اموات خود را در آنجا به خاك بسپارند. به ناچار در دو سه ماه گذشته كسانی كه وفات نموده اند در همين مكان دفن گرديدند. بعد از همه ی اين "عدالت پروری" ها كه در يكی دو سال گذشته شدّت هم يافته است، در روز شنبه 4 خرداد ماه 1387 دو نفر از مسئولين جامعه ی بهائی ويلاشهر به نام هایهوشمند طالبی و مهران زينی به همراه يكی ديگر از اعضای اين جامعه با نام فرهاد فردوسيان به جرم به خاك سپردن اموات در مكانی كه 15 سال است به خاك سپرده می شدند، توسّط پليس اطّلاعات بازداشت شده و بدون محاكمه در دادگاه به زندان شهر اصفهان منتقل گرديده و وضعيت شان هم اكنون نامعلوم است.
هم وطن عزيز، در پايان لازم است ذكر شود كه حتماً می دانيد و يا خوب است بدانيد كه جامعه ی بهائيان ايران بزرگترين اقليّت دينی در ايران است امّا هيچگاه از حقوق مدنی و شهروندی رسمی برخوردار نبوده است. و علی رغم اينكه بهائيان ابداً در درگيری ها و مسائل سياسی داخل نشده و نهايت احترام را هم نه تنها به مقدّسات اسلامی بلكه نسبت به ساير اديان دارند، اما بعد از انقلاب اسلامی بيش از 200 نفر از اعضای اين جامعه فقط به خاطر اعتقادشان تيرباران و حلقاويز گشتند؛ بسياری ساليان دراز در زندان ها به سر برده و می برند؛ هيچ كدام از جوانانش حق ورود به دانشگاه و داشتن تحصيلات عالی را ندارند؛ اطقال، جوانان و نوجوانانش در مدارس با تحقير و آزار و بعضاً ضرب و شتم روبرو هستند؛ همه ی اعضايش از حق استخدام در مشاغل دولتی و يا داشتن بعضی مشاغل آزاد ممنوع هستند؛ تمامی اماكن مقدّسه شان ظالمانه تخريب و زمين هايش به زور غصب گرديد؛ اموال و دارائی های بی شماری از اين جامعه و اعضايش به حكم شرع، غارت شد و ...
آری با وجود همه ی اين ستم ها و مظالمی كه بعضاً در هيچ كجای اين كره ی خاكی نمونه ندارد، اما جامعه ی بهائيان ايران در درجه ی اوّل يك هدف و يك آرمان متعالی دارد و تا پای جان در راهش ايستاده است و آن اينكه با تمام توان و نيرو مصمّم است كه برای احيای ايران، بدون تمايلات سياسی، در كنار ديگر هم وطنان عزيز روشن ضمير، آنچه را كه می تواند انجام دهد تا ايران ، زنده شود؛ تا ايران ، آباد گردد؛ تا ايران روشن شود و عميقاً به اين مطلب اعتقاد دارد كه "نشر افكار عاليه، قوّه ی محرّكه در شريان امكان، بلكه جان ِ جهان است"
جانتان خوش باد
5/ 3/1387
با زهم خبر
آري از گوشه وكنار كشور مقدس ايران هر دم خبري مي رسد كه هر خبر برهاني واضح وروشن ودليلي برعظمت وشكوه اين ظهور الهي چه كه اگر اين عظمت وشكوه وجود نداشت با اين هجمه نابرابر مقابله نمي شد، براستي چراقدرت حاكمه به جاي گفتمان وتبادل نظر، تنها به قدرت ظاهري خويش متمسك شده و به جاي منطق واستدالال توان و قدرت را به رخ مي كشد ؟
آدمي در مقابل اين سوال مي ماند كه اگر هدف قدرت مداران از اين بي عدالتي ها قلع وقمع ونابودي جامعه بهائي است چرا از تاريخ درس نمي گيرند كه شهادت هزاراران نفر از عاشقان جمال ابهي در طول تاريخ پر عظمت ديانت بهائي ، نه تنها به نابودي جامعه بهائي منتهي نشد بلكه باعث جهانگير شدن اين ائين يزداني شد ؟
واگر هدفشان ايجاد رعب و وحشت است ايا تجربيات اين سي سال اخير نشان نداده كه جامعه اي كه قواي روحاني وتائيدات الهي تنها پشتيبان اوست هرگز سردي وخمودت به خود نمي گيرد بلكه اين به ظاهر طوفانهاي خصم و نفرت حاكمان به نسائم تائيد تبديل مي شود .
بسيار جالب است اخبار مربوط به چند ماه اخير به تنهائي كافي است تا وجدان هرانسان عدالت انديشي را بيدار كند حمله به خانواده جناب بهرامي وويران كردن منزل ايشان درآباده شيراز ، ويران شدن گلستانها (محل خاكسپاري بهائيان )متعلق به جامعه بهائيان ايران در چندين شهر ، دستگيري و باز داشت گسترده نفوس بهائي و... اما متاسفانه گوئي اين اخبار پاياني ندارد وتازه ترين خبر اينكه با خبر شد م در ساعت چهار نيمه شب ،چهار شنبه 25/2/1386 ماموران وزارت اطلاعات با هجوم به منزل شش نفراعضاي ياران ايران كه از خادمين مخلص وخدوم جامعه بهائي ايران محسوب مي شوند بي هيچ منطق ودليلي اين عزيزان را باز داشت وبه اوين منتقل كردند . آري با گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي گوئي تصميم گيري ها ي حاصل از تجربيات به جاي پيش روي، بر عقب گردي تاسف بار تبديل مي شوند .
براستي بايد پرسيد كه از اعدام وشهيدكردن ، زنداني وشكنجه نمودن ، مصادره اموال اخراج از كار نفوس بهائي ومحروميت از تحصيل جوانان بهائي چه حاصل شد كه متاسفانه بازهم بايد شاهد آغازي دوباره برطيف وسيع وپردامنه اين بي عدالتي ها باشيم ؟
براستي تا به كي بايد اين بي عدالتي هاي بي دليل را به تماشا بنشينيم ؟
براستي به كدامين جرم اين چنين ظالمانه بر جامعه بهائي مي تازند ؟
بعد از اين تعداد گسترده از دستگيري ها وباز جوئي هاي شبانه روزي و بازبيني كليه اوراق وحتي ضبط رايانه هاي منازل بهائيان چه به دست آمده كه دست از اين ظلم نمي كشند تا دربين كشورها واز همه مهمتر در حافظه تاريخ به بدنامي ياد نشوند ؟
اگر حقيقتا سند ومدركي دليل بر خيانت جامعه بهائي به كشور عزيز مان ايران وجود دارد چرا نشان نميدهند؟
واگر مدركي در دست نيست (كه يقينا نيست)بايد تاسف خورد واشك ريخت در سوگ اين قراموشي ، قراموشي روش حكومت عدالت محور حضرت امير مومنان علي (ع)در زمان حكومت ودر دست داشتن قدرت .
وآخرين سوال من اينكه براستي فراموشي نا بخشودني عدالت وانديشه اسلامي ونيز فراموشي قدرت الهي توسط قدرت حاكم در يك كشوري كه نام اسلامي بودن را با خود دارد ، چه نتايج زيان باري را به دنبال خواهد داشت ؟
متاسفانه در پايان تنها ميتوانم بنويسم، ... هم وطن متاسفم ...
چه كسي جوابگوست ؟؟؟؟
چه كسي جوابگوست ؟؟؟؟
یکشنبه مورخ7/11/1386 ساعت 9 شب زنگ در خانه ی آقای بهرامی از بهائیان آباده توسط دو نفر زده می شود. از آن رو که شغل آقای بهرامی آنتن سازی می باشد؛ این دو نفر خود را مشتری ایشان معرفی می کنند. دختر آقای بهرامی (صهبا) به همراه یکی از دوستانش که در منزل تنها بوده است از باز کردن در امتناع ورزیده و از آن افراد خواهش می کند که فردا صبح برای بردن آنتن ها مراجعه کنند که اقای بهرامی هم حضور داشته باشند.
بعد از2،3 دقیقه آن افراد در را با لگد می کوبند اما چون پشت در بسته شده بوده، ایشان موفق نمی شوند که به داخل خانه بیایند. ناگهان دو دختر چند نفر را که صورتشان را با چفیه پوشانده بودند روی پشت بام می بینند و اعتراض می کنند که در جواب اعتراض چفیه پوشان می گویند:" برید تو! خفه شین!"
صهبا، در حدود 9:10 دقیقه با 110 تماس می گیرد و می گو ید ما دو دختر تنها در منزل هستیم که دزد آمده است لطفا هر چه سریعتر کمک کنید. همان موقع نیز با آژانش روبروی خانه که شبانه روزی است تماس می گیرند و می گویند من بهرامی هستم. لطفا کمک کنید دزد آمده.
در همان موقع تلفن قطع می شود و دیگر صدایی شنیده نمی شود. دخترها ناگهان می بینند که دیوار بسیار بلند خانه فرو می ریزد و لودری در حال تخریب آن است. همزمان10، 15 نفر با اسلحه وارد منزل می شوند. دخترها که وحشت زده شده بودند، فریاد زنان و گریان به سمت در خروجی خانه فرار می کنند.. وقتی به کوچه می رسند یکی با اسلحه به دنبال ایشان می آید اما دخترها با فریاد از همسایه ها کمک می خواهند و به طرف درب خانه یکی از همسایه ها فرار می کنند. آنها فریاد کنان در را می کوبند و وقتی در خانه باز می شود و ایشان به داخل خانه می دوند، فرد اسلحه دار دیگر آنها را رها می کند و به دنبالشان نمی آید و به طرف خانه ی اقای بهرامی می دود..
در همین زمان آقای بهرامی می رسند و می بینند که چند نفر جلوی درب منزل ایستاده اند و تعدادی هم داخل خانه یشان هستند. مامورین بعد از دیدن آقای بهرامی به سوی ایشان هجوم می آورند و ایشان را هل داده و به روی زمین می اندازند که این امر منجز به مجروح شدن آقای بهرامی می شود. سپس مامورین پایشان را روی قفسه سینه آقای بهرامی می گذارند و دست های ایشان را محکم می بندند و به زور ایشان را سوار ماشین خود آقای بهرامی میکنند. آقای بهرامی از یکی از مامورین می پرسند که صهبا کجاست؟ مامور با بی اعتنایی جواب می دهد که جایش امن است.
ماموران مسلح حدود ساعت 9:45، بعد از تخریب دیوار خانه و بازرسی خانه و گشتن تمامی کمدهای خانه، دست آقای بهرامی را باز می کنند و سریع محل را ترک می کنند.
پلیس 110 آباده ساعت 10:30 بعد از یک ساعت و بیست دقیقه خود را به محل می رساند. پلیس دلیل دیر رسیدن خود را این چنین اعلام کرده اند:" ما پس از تماس شما امدیم اما در اینجا خبری نبود"!
در حالیکه همسایگان آقای بهرامی پس از اینکه 110 در ساعت 10:30 آمده بود ابراز داشتند که پلیس 110 برای اولین بار آمده است.
فردای این اتفاق، نامه ای در منزل آقای بهرامی انداخته می شود که مضمون آن چنین است:
بهرامی بهایی، عاشقان امام حسین، میخواهند وجود تو را از آباده پاک کنند، تا دو هفته برای تخلیه ی منزل فرصت داری در غیر این صورت خانه ات با خاک یکسان خواهد شد،
آقاي بهرامي علي رغم مشکلاتي که سالهاست بهاييان آباده با آن مواجه هستند، تصميم گرفته اند که همچنان در آباده بمانند و از حقوقشان دفاع کنند.
رانندگان آژانس روبروی منزل نیز فردا آن روز به آقای بهرامی می گویند که همان شب آقای راسخی ریس منکرات آباده، ساعت یک ربع به 9 ، به آژانس می رود و عنوان میکند که: ما امشب مانور داریم. درها را ببندید و تلفن ها را جواب ندهید. همسایه ها را هم با اسلحه تهدید کرده بودند که عکس العملی نشان ندهند.
با توجه به شواهد موجود به نظر می رسد که تمامی این اتفاقات از قبل برنامه ریزی شده بوده است و ریشه ی این اتفاقات هم به مسجد جامع آباده و امام جمعه آن شهر می رسد که در سخنرانی خود مردم را تحریک و تشویق به تخریب خانه آقای بهرامی کرده است .
در راستای تبعیضات فزآینده علیه هموطنان بهائی در ایران
در راستای تبعیضات فزآینده علیه هموطنان بهائی در ایران.باز حركاتي در بعضي از شهرهاي كشور مقدس ايران مشاهده مي شود كه از جمله اين حركات مصادره اموال وحتي تصرف ومصادره غير قانوني ولي قانون پناه منازل بهائيان ميباشد براي نمونه در تاريخ 13/8/1386مامورين كلانتري شماره يازده يزد ومجتمع اقتصادي كميته امداد با در دست داشتن حكم دادگاه انقلاب اسلامي يزد مبني بر تخليه وتصرف منزل مسكوني( جناب خدايار قدرت همسر مرحومه ايراندخت هخامنش كه حدود نود سال سن دارند)به منزل ايشان مراجعه كرده وبدون در نظر گرفتن سن بالا ونيز ناتواني جسمي نامبرده ،ايشان را تهديد كرده وسپس به زور از ايشان تعهد گرفتند كه ظرف مدت يك هفته منزل را تخليه وتحويل دهند .
جالب اينجاست كه اين منزل تنها منزل مسكوني ايشان وهمسر شان مي باشد كه حاصل پس انداز زحمت وتلاش در مدت سي سال دبيري در مدارس يزد مي باشد .ايشان در مدت خدمت خالصانه وحيات خود كوچكترين سند جرمي نداشته وتنها جرم ايشان بهائي بودن ايشان است، اين عمل زشت وغير اسلامي در حالي كه طبق بند 9 و14 اصل سوم واصل 14 و19 و20 و43 ماده 5 قانون مدني ونيز ماده 22 و70 قانون ثبت كه حق مالكيت را محترم مي شمارد وهمه مردم ايران را در برابر قانون يكسان مي داند انجام ميگيرد واز جهتي محل سكونت داراي حرمت وغير قابل تعرض فاحش بوده آيااين موضوع تجاوز به حقوق انساني نمي باشد؟.دوستاني كه فكر مي كنيد اين نيز مظلوم نمائي بهائيان است ويا علت مصادره منزل به دليل تبعيض ديني نمي باشد ، لطفا در صدد تحقيق بر آمده وموضوع را در دادسراي و كميته امداد يزد پي گيري نمائيد تا حقيقت بر شما نيز ثابت شود .
بازهم در راستای تبعیضات فزآینده علیه هموطنان بهائی در ایران که به اشکال مختلف به اجرا در آورده میشود.دستگیری هموطنان بهائی بخصوص افراد سالخورده، اخراج از کار، لغو پروانه کسب و موارد متعدد دیگر ،در آغاز سال تحصیلی تعداد زیادی از هموطنان بهائی از ادامه تحصیل در مدارس و دانشگاها محروم شده اند.
براي نمونه یکی از کسانی که امسال به دلیل بهائی بودن از تحصیل محروم شد. آقای شایان مقیمی که متولد سال 1367 است. او در سال1385 در کنکور سراسری در رشته تجربی شرکت کردند. ایشان از بین 430 هزار داوطلب شرکت کننده در این رشته با رتبه 108 در رشته ی پزشکی دانشگاه صدوقی یزد قبول شدند. آقای مقیمی در سال اول تحصیلی رتبه اول را در این رشته بدست آوردند و عضو استعدادهای درخشان دانشگاه شناخته شدند.
او بخاطر اعتقادش به بهائیت در طی سال تحصیلی 1385 بارها در کمیته ی انضباطی دانشگاه تحت فشار قرار گرفت. کمیته انضباطی و حراست دانشگاه در ایام امتحانات فشارهای روحی را علیه وی شدت می بخشیدند و با این کار سعی داشتند که بر نتیجه امتحانات تاثیر منفی بگذارند.
نهایتا افراد کمیته انضباطی و حراست دانشگاه به وی اطلاع دادند که بخاطر اظهار بهائی بودن از دانشگاه اخراج می شود و از ادامه تحصیل او ممانعت کردند. کمیته انضباطی ازابلاغ رسمی حکم اخراج خوداری می کند.مقیمی این مسئله را با مسئولین مختلف در میان گذشته ولی آنها در جواب چنین گفتند: این امر عادی است و شما یک سال را هم زیاده از حق خودت تحصیل کرده اید
خبربعدي اينكه :
گلستان يزد( محل خاك سپاري بهائيان يزد ) براي چندمين بار در تاريخ 6/5/86مورد بي حرمتي قرارگرفته ويران شد
بعد از گلستان يزد نوبت به ويران كردن گلستان نجف آباد رسيداين گلستان در حدود 15كيلومتري شمال نجف آباد(پشت رشته كوه شمال شهر) قراردارد كه در تاريخ بين 17/6/1386 و 18/6/13۸6 جاهلا ني متعصب وبه ظاهر مسلمان تمام 95 مقبره ي موجود را تخريب نموده، سنگهاي يك دستِ روي آنها را به وسيله بلدوزر از جا كنده و روي درختهاي كوچك كاج اين گلستان ريختند .
براستي بهائيان تا چه زماني بايد شاهد اين بي حرمتي ها به مقبره عزيزانشان باشند؟
و چرا در وطن ما اجساد هم ازاد نيستند ؟