اگر بخواهيم هدف تعاليم آئين بهائي را به طورخلاصه ودر جمله اي بيان كنيم عبارت است از:
ايجاد وحدت عالم انساني وصلح عمومي
البته بايد دانست كه اين تعاليم وبسياري ديگر ازتعايم بهائي در قالب جملاتي شعاري ويا شيرين ورويائي بيان نشده اند بلكه جانبازي وشهادت هزاران نفرواستقامت ميليونها نفر بهائي در سراسر عالم كه عاملان حقيقي ان هستند ميتواند ارزش وعمل كرد چنين تعاليمي را در مقابل ديد گان جهانيان نشان دهد. اگر امروز دول عالم چند قرار داد امضا كنند و داد صلح بزنند ولي درواقعيت ودر انديشه انان فقط منفعت شخصي وقدرت طلبي مطرح باشد كافي نيست و صلح ورفع تبعيض درعالم ايجاد نخواهد شد. بلكه جامعه بهائي معتقد است بشر نياز به تغييري اساسي در نوع انديشه دارد. انديشه اي كه بنام معنويت ودين چشم بسته و خود خواهانه اصراردارد تا اعتقادات مخصوص و محدود خود و تفاسيری غلط از کلام پيغمبران را به پيروان و مريدان خويش وحتي جامعه جهاني تحميل نمايد براي رسيدن به انديشه اي جهان شمول فاصله اي بسياري دارد . از طرفي انديشه اي كه از قدرت بتي ساخته تا ساير مردم جهان را مطيع يک ملّت ، يک نژاد يا يک طبقه خاص كند و ميليونها مردم گرسنه را بيرحمانه رها کرده تا قربانی معاملات خود سرانهء بازار های جهاني گردند نمي تواند به جهاني شدن بيانديشد .
تعاليم بهائي علاوه بر اينكه به اديان قبل از خود ايمان واحترام قلبي وعميق دارد ازعلت انحرافات امت اديان قبل بركنار است. اين تعاليم علاوه بر پاسخ به نيازهاي بشرامروزي ، آنچه مورد اختلاف است را محونموده وآنچه موجب وحدت والفت بشر است را ترويج ميدهد براي مثال
پايه واساس اديان يكي است : آئين بهائي به جاي برتر دانستن يك دين نسبت به ديگر اديان وبزرگ نمائي اختلاف اديان ، از آن جهت كه صاحب و گوينده تعاليم الهي را يك خداي واحد ميداند در نتيجه پايه واساس اديان رانيز يكي دانسته وبا اين نوع نگرش سعي ميكند نقطه مشترك تمام اديان را به عالميان نشان داده وكمكي باشد براي رسيدن به هدف اصلي ظهور پيامبران يعني وحدت حقيقي.اين وحدت را به باغي از انواع گل هاي متفاوت تعبير ميكند كه در عين تفاوت ظاهري درگل بودن همه مشتركند ودر ايجاد يك گلستان زيبا نقش دارند .
عاشرومع الاديان : جهت بر طرف كردن جنگ وتفرقه وايجاد وحدت نوع بشر به جاي بر چسب ارتداد ونجاست به ديگر اديان و دگر انديشان ، معاشرت با ملل واديان ديگر را تشويق مي كند . . تحقّق حریّت وجدان را شرطی اساسی برای عدالت و توسعهٴ اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی و تجدّد معیّن مي نمايد.
وحدت عالم انساني : براي خلاصي از منازعات حاصل از تعصبات ، بشررا تشويق به ترك جميع تعصبات از هرنوع نژادي مذهبي جنسي و وطني نموده وسعي دارد با راهكارهاي عملي راه رسيدن به انواع وحدت را كه شامل وحدت سياسی ،وحدت آراء، وحدت آزادی، وحدت وطن، وحدت زبان وخط ، وحدت جنس ،ووحدت دينی است، هموار نمايد
تساوي حقوق زن ومرد : تعاليم ظهور جديد زن ومرد را به عنوان دوبال براي حركت جامعه جهاني لازم دانسته ومعتقد است كه بي توجهي به هر يك ترقي جامعه انساني را دچار مشكل مي كند . حذف حق اعمال نظر وحقوق زنان را برابر با حذف حقوق نيمي از انسانها از عالم انساني دانسته ، معتقد است اگر جامعه جهاني بخواهد سريعتر به صلح جهاني برسد بايد زنان ضمن حضور در بالاترين پست هاي كشوري وبين المللي بدون هيچ تبعيض ومحدوديتي ازادانه حق ابراز عقيده واعمال نظرداشته با شند .اين تعاليم باخلقي جديد از شير زناني مانند قره العين آغاز شده تا نابرابري هاي ظالمانه ومرد سالارانه بين حقوق زن ومرد را از ميان بردارد. به جاي نگاهي جنسي به زن ، حجاب را فقط براي زن وبه صورت چادر نمي داند ، بلكه عفت وعصمت را براي زن ومرد واجب ولازم مي داند ، صيغه وچند همسري را مخالف شرط وفا داري و حفظ كانون خانواده مي داند آنرا به كلي رد ميكند .
درجامعه بهائي طبقه روحاني وكشيش وجود ندارد : حكومت مطلق فرد بر تفكروحركت جامعه را نمي پذيرد به همين دليل قدرت رااز دست علماي دين به عنوان كشيش ويا طبقه حرفه اي روحاني گرفته در عوض مسئوليت راواگذار شوراي روحاني نه نفره منتخب حاصل انتخاباتي آزاد وبين المللي نموده است
عدم مداخله در امور سياسي : با نگاهي عميق به تاريخ متوجه اين واقعيت ميشويم كه هر گاه دين وسياست سعي در دخالت در امور يك ديگر نموده اند بسياري از مشكلات بشري اغاز شده سياست كنوني جهان نيز متاسفانه سياستي الوده به دروغ وريا شده است،به همين دليل براي دور ماندن دين از تزوير ودروغ ، تعاليم آئين بهائي راه خود را از چنين سياستي كاملا جدا ومتفاوت مي داند .
عالم محتاج نفثات روح القدس است :
موضوع خاتميت يعني اينكه امت هر دين ، ديانت خود را اخرين دين دانسته واز پذيرش دين جديد خود داري كنند، يكي از عواملي است كه باعث عدم پذيرش ظهور جديد شده ودر نتيجه عامل مهمي براي ايجاد جنگ وسوتفاهمات بوده است . اصول اعتقادي امر بهائي با طرح اين حقيقت كه تمام پيامبران به عنوان مقام مظهر امر الهي و مربيان اسماني داراي يك رتبه ومقام هستند و خداوند به فضل خويش هرگز عالم را از اين فيض محروم نساخته ونخواهد ساخت اين اعتقاد را بيان ميكند كه سير ظهور پيامبران با توجه به رشدو بلوغ آدمي تاكنون ادامه داشته وادامه خواهد داشت.
به جاي ترويج نفرت ، انتقام وخشونت، سعي در رفع سوتفاهمات وتعصبات جاهليه داشته ، جامعه بشري را تشويق به مدارا واحترام به نظر ديگران مي كند. روشي كه در مشورت بهائي برای حقيقت جويی به كار برده می شود عامل تغييري بزرگ در روش مشورت گفتگوهای امروزي خواهد شد . الگوي مشورت بهائي در محيط روحاني كه با تلاوت دعا و مناجات آغاز و افكارونظرات در نهايت خلوص و ادب ابراز می شود وافراد با اين روش از هرگونه اصرار وپافشاري بر راي ونظر خود داري ميكنند .اين چنين محيط روحاني براي تبادل افكار در جامعه بهائي ميتواند الگوي مناسبي براي مشورت در جامعه بشري باشد
حقيقت نسبي است : امربهائي جهت رفع سوتفاهمات بين ملل واقوام سعي ميكند اين موضوع را بيان كند كه حقيقت هرگز يك امر مطلق ودر دست گروهي خاص نيست ، بلكه حقيقت يك امر نسبي است واحاد افراد جامعه در درك وفهم حقيقت نقش دارند ، به جاي تقليد كوركورانه از رهبران مذهبي ، تحري حقيقت را سفارش ميكند .
مطابقت علم ودين : براي پاك كردن دين ازالودگي خرافه وخرافه پرستي تعاليم بهائي مطابقت دين وعلم را لازم دانسته و ميزان حقيقي را مطابقت اين دو قرار داده است .
تشكيل محكمه كبري :آئين بهائي براي جلوگيري از اتلاف وقت انرژي وسرمايه كشورها ، محكمه اي متشكل از نمايندگان دول عالم وداراي قدرت اجرائي جهاني براي امنيت جهانيان را مطرح ميكند .
آموزه هاي بهائي زخم هاي به جا مانده از جنگ وتروريسم را يكي ازدلايل فقر وفساد دانسته و معتقداست كه انسان برای اصلاح عالم خلق شده وشئونات درنده های ارض لايق انسان نبوده و نيست به همين دليل سعي ميكند با تعاليم خود ، مانع انجام اعمالي دور از شان ومنزلت مقام انساني شود گرچه تعاليم بهائي مانند فصل بهارو اغازتمام اديان الهي با مخالفت وتهمت وافترا از سوي امت وعلماي دين قبل روبرو شد ولي توانست گنج عظيمی ازانواع فرهنگهارا فراهم كند كه البته اين ثروت عظيم حاكی ازميراثی است كه در تمدّنی جهانی بارور شده و بشر بالغ آنرا برای توسعهء اجتماعی و اقتصادی لازم دارد. تعاليم جهان شمول ديانت بهائي به صورت دانه اي برانديشه آدمي كاشته شده است كه همراه با بلوغ تدريجي بشر رشد كرده اين نهالي است در حال رشد كه درختي خواهد شد تا تمام عالميان بدون هيچ تبعيض وتعصبي در كنار هم ازميوه ان لذت ببرند .
+ نوشته شده توسط الهه روشن و... در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت
1:13 |