|
بشارات كتب آ سماني
حضرت باب مبشّر حضرت بهاءاللّه است که "حيات او يکی از مثالهای عالی شهامت است که نوع انسان بديدنش مفتخر گشته است".۱ اين گفته يکی از نويسندگان برجسته فرانسه بنام نيکلا A.L.M. Nicolasدرباره پيامبر الهی است که در تاريخ بنام باب معروف است.
در نيمه قرن نوزدهم انتظار به ظهور الهی و رجعت موعود بسياری از مردمان جهان را فرا گرفت. مسيحيان بازگشت مسيح را انتظار ميکشيدند و مسلمانان با اشتياق فراوان منتظر "صاحب الزّمان" بودند و هر دو معتقد بودند که تحقّق وعدههای کتب مقدّسشان و طلوع عصر جديد روحانی نزديک است.
در ايران در ۲۳ می ۱۸۴۴ باب جوانتاجری ادّعا کرد که اوست صاحب ظهور الهی که مقدّر است حيات روحانی نوع بشر را تغيير دهد و همه منتظرش هستند. حضرت باب اعلان فرمود که: "اى جهانيان نداى الهى را بشنويد که بر شما نور خدا از اين کتاب رحيق و آشکار تابان گشته تا آنکه براه سلم و راستى هدايت شويد."۲ در جامعه ايران آنروز که از لحاظ معنوی ورشکسته بود حضرت باب با اين اعلان که تجدّد روحانی و ترقّی اجتماعی بايد بر اساس «حُبّ و رأفت» باشد «نه شدّت و سطوت» در تمام طبقات مردم آن کشور اميدی برانگيخت و هزاران نفر را پيرو خويش ساخت.۳
اين تاجر جوان نامش سيّد علی محمّد بود که لقب باب را اختيار فرمود که بمعنی "دَر" است و بيان فرموده ظهورش بمنزله بابی است که جهانيان را بظهور کلّی الهی که موعود جميع خلائق است بشارت ميدهد. از آثار مهمّهاش کتاب بيان است که موضوع اصليش بشارت به ظهور پيغامبر ديگر الهی که اعظم از اوست و بزودی ظاهر خواهد شد و رسالتش ظهور جديد آينده آن است که عصر صلح و سلام و عدل و داد را که موعود اديان يهود و مسيحيّت و اسلام و ساير اديان جهان است ظاهر و طالع خواهد ساخت.
حضرت باب آن مظهر الهی را که ظهورش را بشارت داد «من يظهراللّه» ناميد يعنی کسی را که خدا ظاهر خواهد ساخت و فرمود: "آنچه نوشتهام جوهرى در ذکر او بيشتر نيست زيرا که او برتر از آن است که باشاره من بآنچه در بيان نازل شده است نمايان گردد."۴ حضرت باب هدف اصلی از ظهورش را چنين توصيف کرد: «و کلّ ظهورات و ظهور قائم آل محمّد (ص) از براى من يظهرالله خلق شده.»۵ و اصل ثمره هر عمل انسان معرفت آن مظهر کلّی موعود الهی است. و «کلّ دين نصرت او است.»۶ براى حضرت باب تاريخ بشر به يک دوران بحرانى رسيده بود و او آن کسى بود که "در فضاى بيان ندا ميکرد" و به بشريّت اعلام مينمود که وارد دوران بلوغ جمعى مىشود.۷
حضرت باب در سراسر آثارش به پيروان خويش تأکيد فرمود که مراقب باشند به محض آنکه آن مربّی موعود اظهار امر نمايد او را بشناسند و در طلبش درآيند و پيروان خويش را سفارش نمود که با "چشم روح" ببينند نه با "ديده اوهام" ۸ و اگر کسی بخواهد لايق معرفت من يظهره اللّه باشد بايد کاملاً موازين معنوی جديدی بيابد و بدرجهای از حسن اخلاق برسد که مثلش را چشم روزگار نديده است: «قلوب خود را از آمال و آرزوهاى دنيوى پاک کنيد و باخلاقى الهى خود را مزيّن و آراسته نمائيد... امروز روزى است که بواسطهء قلب طاهر و اعمال حسنه و تقواى خالص هر نفسى ميتواند بساحت عرش الهى صعود نمايد و در درگاه خداوند مقرّب شود و مقبول افتد.»۹
در بسياری از آياتش حضرت باب بنام و نشان موعود منتظر اشاره فرمود : "خوشا آنکه به نظم بهاءالله ناظر گردد و بشکرانه پروردگارش پردازد زيرا آن نظم پديدار خواهد شد براى آن خداوند شک و ترديدى در بيان ننهاده است."۱۰و اينکه: "چون آفتاب بها از افق بقا دميد در پيش عرش او حاضر شويد."۱۱ ميرزا حسين علی يکی از وجوه پيروان باب که در تاريخ بنام بهاءاللّه معروف است در اجتماع بابيان در ۱۸۴۸ لقب «بهاء» بخود گرفت که بعداً حضرت باب آن لقب را تأئيد فرمود.
از بعضی جهات رسالت حضرت باب را ميتوان با يحيی تعميد دهنده در تأسيس دين مسيح مقايسه نمود. حضرت باب مبشّر حضرت بهاءاللّه بوده و رسالت عمدهاش آن بود که راه را برای ظهور بهاءاللّه هموار فرمايد لهذا بهائيان ظهور حضرت باب را مترادف با تأسيس دين بهائی ميشمرند. مقصد از ظهور باب در ۱۸۶۳ با اعلان حضرت بهاءاللّه که اوست موعود منتظر بر آورده شد. حضرت بهاءالله بتصديق از حضرت باب ميفرمايد که: "باسمش ندا نمود و به ظهور اعظمش که بآن افق عالم منوّر شد بشارت داد."۱۲ ظهور حضرت باب در تاريخ اديان بمنزله پايان "دور نبوّت" و آغاز "کور و عصر جديد" است.
در عين حال حضرت باب مؤسّس دينی مستقلّ بود. دين بابی جامعهاى از پيروان خويش بوجود آورد، صاحب کتاب بود و در تاريخ اثر مشخّص خود را باقی گذارد و آثار بهائی تأئيد مينمايد که: «ما به الامتياز ظهور حضرت بهاءالله تنها در عظمت دعوى بلندش نيست بلکه از جملهء مميّزاتش، که امر بهائى را بيهمتا ساخته، عظمت مقام مبشّر اوست، زيرا حضرت باب را پيروان حضرت بهاءالله فقط منادى ملهم ظهور بهائى نميشناسند بلکه حضرتش را مظهر ظهور الهى دانند و اعتقادشان بر اينست که هر چند دورهء اجراى احکام شريعت حضرت باب کوتاه بود، حضرتش به قوائى از جانب پروردگار مخصّص بود که دو مؤسسين ساير اديان ديده نشده است. و نه تنها طلايهء ظهور حضرت بهاءالله محسوب بود بلکه خود صاحب وحى الهى و داراى رتبهء انبياى اولو العزم بود.»۱۳ حضرت باب جامعه ايرانی را باصلاح و تجدّد روحانی و اخلاقی و ارتقاء مقام زن و برانداختن فقر دعوت فرمود و از اين راه با پيغمبران گذشته که هر يک باعث تجدّدی بودند شريک و سهيم بود. امّا يک تفاوت داشت يعنی بر خلاف پيغمبران گذشته که قرار بود مدّت درازی را در آينده ايّام انتظار کشند تا زمانى که «جهان از معرفت خداوند پُر خواهد بود،»۱۴ حضرت باب نفس ظهورش مؤيّد آن بود که "صبح موعود خدا" دميده است.
مردم ايران که اوّل بار ندايش را شنيدند دل و جانشان مسدود بود و هنوز در قرون وسطی ميزيستند. حضرت باب علاوه بر لزوم تجدّد روحانی تعاليم ديگرش نيز از قبيل ترويج تعليم و تربيت و فرا گرفتن علوم نافعه در جوّ آن روز ايران واقعاً انقلابی بود. از اين روی با اعلان اينکه آئين او آئين تازهايست و مستقلّ است حضرت باب پيروانش را مدد کرد که از چارچوب اسلام بيرون آيند و حاضر و آماده برای ظهور حضرت بهاءاللّه گردند.
ملاّ حسين بشروئی از طبقه روحانيّون ايران اوّلين ملاقات خويش را با حضرت باب چنين وصف ميکند: «بعد از وصول بعرفان مظهر الهى بجاى جهل علم و دانش ربّانى و در عوض ضعف قوّت و قدرت عجيبى در وجود من پيدا شد بطوريکه خود را داراى توانائى و تهوّر فوقالعاده ميديدم و يقين داشتم که اگر تمام عالم و خلق جهان بمخالفت من قيام نمايند يک تنه بر همه غالب خواهم شد. جهان و آنچه در آن هست مانند مشتى خاک در چشمم جلوه مينمود و صداى جبرئيل را که پنداشتم در من تجسّم يافته ميشنيدم که بخلق عالم ميگفت: `اى اهل عالم بيدار شويد زيار صبح روشن دميده.`»۱۵
پيام حيات بخش حضرت باب از راه نشر توقيعات و تفاسير و آثار دينی و عرفانيش تأثير مينمود ولی معدودی چون ملاّ حسين حضوراً صدايش را ميشنيدند و از ندايش باخبر ميشدند. يکی از پيروانش راجع بتأثير صدای حضرت باب چنين مينويسد: «در حين نزول آيات لحن زيباى حضرت باب در دامنهء کوه بگوش ميرسيد و صداى آن بزرگوار منعکس ميگرديد چه نغمهء زيبائى بود و چه لحن مؤثّر روح افزائى، در اعماق قلب اثر ميکرد، موجب اهتزاز روح ميشد، هيجان غريبى در وجود انسان توليد مينمود.»۱۶
صراحت اعلان امر باب که جامعه بکلّی جديدی را پيش بينی ميکرد در دل ارباب دين و اهل مناصب در حکومت رعب و وحشتی ايجاد کرد، در نتيجه بزودی حضرت باب دچار ايذا و عذاب گرديد. هزاران نفر از پيروان باب را طی کشتارهای مخوفی مقتول ساختند شهامت اخلاقی بابيان در مقابل ظلمهای فاحش را بعضی از ناظران غربی در مقالاتی انتشار دادند. روشنفکران اروپائی از قبيل ارنست رنان، لئو تولستوی، سارا برنهاردت و کنت گوبينو بسيار از اين نمايش روحانی که در صحنه سرزمينی تاريک صورت ميگرفت عميقانه تحت تأثير قرار گرفتند و داستان نجابت و بزرگی تعاليم و وقايع حيات حضرت باب و حماسه پيروان قهرمانش نقل مجالس بزرگان اروپا گرديد. پيروانى چون طاهره، شاعر بزرگ ودلاورى بابى که در حين شهادت خطاب به نفسى که در توقيف او قرار داشت بکمال شجاعت اظهار نمود، «قتل من در دست شماست هروقت اراده نمائيد بنهايت سهولت انجام خواهيد داد ولى بيقين مبين بدانيد که تقدّم و آزادى نسوان هرگز ممنوع نشود و با اينگونه اعمال پيشرفت و حرکت باز نماند،» با ندای حضرت باب بسرعت در اقطار جهان منتشر شد.۱۷
مخالفان حضرت باب می انديشيدند و ميگفتند که باب فقط کافر نيست بلکه ياغی نيز هست. اولياء حکومت تصميم بر قتل حضرت باب گرفتند و در ۹ جولای ۱۸۵۰ مقصود خويش را عملی ساختند و در حياط سربازخانه تبريز تير باران نمودند. قريب به ده هزار نفر بر بالای بامهای سربازخانه و خانه های اطراف جمع شده بودند. حضرت باب را با يکی از پيروان جوانش با دو رشته طناب در مقابل ديواری بهم بستند. يک گروه ۷۵۰ نفری از فوج ارامنه در سه صف و هر يک مرکب از ۲۵۰ سرباز به تير اندازی پرداختند. دود باروت در اين شليک بقدری غليظ بود که چشم مردم جائی را در آن فضا نمی ديد.
شرح اين اعدام را سر جوستين شيل وزير مختار و فرستاده فوق العاده ملکه ويکتوريا در طهران در ۲۲ جولای ۱۸۵۰ در نامه ای خطاب به لرد پالمرستون وزير امور خارجه بريطانيا چنين نوشته است: "چون دود و گرد و خاک پس از شليک فرو نشست باب از ديدگان غايب شده بود و مردمان پنداشتند که به آسمان صعود نموده است گويا گلوله به طنابی که او را آويخته بودند اصابت کرده بود. بار ديگر او را از محلّش يافته بار ديگرش بگلوله بستند."۱۸
بعد از تير اندازی اوّل حضرت باب دوباره به حجره ئی که قبلاً در آن محبوس بود مراجعت فرمود و در آن از آخرين وصايايش با پيروان خويش سخن ميگفت. در بار اوّل وقتی که فرّاشان آمدند که او را به ميدان اعدام ببرند حضرت باب بايشان اظهار داشت که تا سخنانش را تمام نکند هيچ "قوّه زمينی" قادر نيست که آسيبی باو برساند. بار دوّم که فرّاشان آمدند بآنان فرموده: «حال هر چه ميخواهيد بکنيد که بمقصود خواهيد رسيد.» ۱۹
دوباره حضرت باب و جوان همراهش را به ميدان اعدام آوردند. امّا فوج ارامنه از تيراندازی مجدّد ابا کردند لهذا فوج مسلمانی را آورده و تيراندازی را بانجام رساندند. اين بار هر دو جسد شرحه شرحه گشت و گوشت و استخوانشان بهم ممزوج گرديد امّا شگفت آنکه به صورتهايشان آسيبی نرسيد. "بيت معنوی" را که از جمله القابی بود که حضرت باب برای خويش اختيار فرمود ظاهراً خراب کردند.۲۰ آخرين سخنان حضرت باب به جمعيّتی که به تماشا آمده بودند چنين بود: "ای مردم غافل! اگر بمن ايمان ميآورديد هر يک از شما از اين جوان که رتبهاش اجل از شماست پيروی ميکرديد و خود را در راه من فدا مينموديد روزی فرا خواهد رسيد که مرا خواهيد شناخت امّا آنروز ديگر در ميان شما نخواهم بود."۲۱
حضرت بهاءاللّه چنين توصيفی از حضرت باب فرموده: «حال ملاحظه فرمائيد که اين سدرهء رضوان سبحانى در اوّل جوانى چگونه تبليغ امرالله فرمود و چقدر استقامت از آن جمال احديّت ظاهر شد که جميع من على الارض بر منعش اقدام نمودند حاصلى نبخشيد. آنچه ايذاء بر آن سدرهء طوبى وارد مياورند شوقش بيشتر و نار حبّش مشتعلتر ميشد. چنانچه اين فقرات واضح است و احدى انکار ندارد تا آنکه بالاخره جان را درباخت و برفيق اعلى شتافت.»۲۲
نيکلا نويسنده فرانسوی که تاريخ حضرت باب را نوشته است چنين ميگويد: «او خود را براى عالم بشريّت قربانى کرد و براى آن روح و جسم خود را فدا کرد و براى آن تحمل هرگونه محروميّت و ديدن هر نوع بىشرمى و ناسزا و شکنجه و حتّى شهادت را نمود و بالاخره با خود خود پيمان نامه اخوت عمومى را مهر و امضا کرد و مانند مسيح با حيات خود بهاى اعلان سلطنت موافقت و مرافقت و انصاف و محبّت نوع را ادا نمود.»۲۳
دوره کوتاه شش ساله رسالت حضرت باب به يک تعبير نشان تحوّلی ناگهانی و شگفتآور بسوی معرفتی جهانی است که حضرت باب عالم انسانی را بآن دعوت فرمود. از زمان اعلان امر حضرت باب در نيمه قرن نوزدهم تا بحال پيشرفتهای بینظير علم و صنعت ميتوان گفت اوّلين پرتو جامعه جهانی دميده است. حضرت باب بعنوان "نقطهای که به آن آنچه ذوبشدنى بود ذوب کردهاند،" دوران جديدی را در آفريدن بدايع و کشفيّات عظيمه آغار فرمود.۲۴ "نسائم عرفان" الهی "عقول" را "بحرکت" و "ارواح را باهتزاز" آورد.
حضرت بهاءاللّه درباره اينکه دو مظهر ظهور الهی تقريباً در يک زمان ظاهر شده ميفرمايد که، اين «حکمتى است مستور و سرّى است مقنوع و وقتى بوده مخصوص و مطلع نشده و نخواهد شد باو نفسى مگر آنکه در کتاب مکنون نظر نمايد.»۵ رازی است که هيچ نفسی ادراک نتواند کرد امّا در ظهور پی در پی آن دو مظهر ظهور عقيده بهائيان را تأئيد ميکند بر اين که تأسيس صلح عمومی و تأسيس "ملکوت الهی" چندان دور نيست و نيز شاهدی ديگر بر عظمت ظهور حضرت بهاءاللّه است.
|
سوره نحل آیه 28 :
به حقیقت برانگیختیم در هر امتی رسولی را که بپرستند خدا را و دور شوند از طاغوت.
سوره حج آیه 66 :
از برای هر امتی گردانیدیم طریقه ای را که ایشان در آن سالک شوند. چقدر رسول خدا بگوید که من فقط برای شمایم.
سال ظهور قائم یا دوران اسلام در کتب آسمانی
سوره سجده آیه 4 :
سامان میدهد امر را از آسمان به زمین پس عروج میکند به سوی او در روزی که باشد مقدارش هزار سال از آنچه شما میشمارید. از ظهور حضرت رسول تا صعود امام حسن عسگری به مدت 260 سال، از صعود امام حسن عسگری تا ظهور حضرت اعلی 1000 سال که روی هم میشود 1260 سال که سال ظهور حضرت اعلی است.
گر سال غرس زنده بمانی بینی مُلک ومَلک و ملت و دین برگردد.
غرس به حروف ابجد غ 1000 ر 200 س 60
در کتاب دینکرد میفرماید: هزار و دویست و اند سال تازی آئین گذرد هوشیدر به پیغمبری برگزیده شود. در نامه شط ساسان پنجم میفرماید: چون هزار سال تازی آئین گذرد چنان شود آن آئین از جدائیها که اگر به آئین گر(پیغمبر اسلام) نمایند نداندش.
حافظ چاپ قدیم
دین تو را در پی آرایشند در پی آرایش و آلایشند
بس که فزودند بدو باروبر گر توببینی نشناسی دگر
در کتاب دبستان المذاهب آمده است :
خداوند به زرتشت خطاب فرمود من تو را میانه آفریدم چنانکه از تو تا کیومرث 3000 سال است و از تو تا روز رستاخیز 3000 سال است. چنانچه تاریخ گواه است از ظهور حضرت زرتشت تا حضرت اعلی 3000 است. مکاشفه یوحنا باب 20 او اژدها و آن مار قدیم را که همان ایلیس و یا شیطان است گرفت و او را برای مدت 1000 سال در بند نهاد و بر چاهی بی منتها انداخت و در آن را به رویش بسته و مهر و موم کرد تا دیگر نتواند ملتها را تا پایان 1000 سال گمراه کند (منظور دوره دیانت اسلام)
تفسیر باب 11 از مکاشفات یوحناء میفرمایند :
شهر مقدس را چهل و دو ماه پایمال خواهند نمود. 1 روز در تورات و انجیل برابر 1 سال است .
1260=30*42
و به دو شاهد خواهم داد که پلاس پوشیده مدت 1260 روز نبوت نمایند. تفسیر این باب را حضرت عبدالبهاء میفرمایند: منظور از این دو شاهد حضرت محمد و حضرت علی است. آخرین مطلب دوران اسلام از نظر تورات : و آن مرد ملبس شده به کتان را که بالای آبهای شهر ایستاده شنیدم در حالتی که دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان بلند کرده بود به حیّ ابدی سوگند یاد کرد که برای یک زمان و دو زمان و نصف زمان خواهند بود و چون پراکندگی قوم مقدس رسد همه این امور به انجام رسد. یک زمان 12 ماه، 2 زمان 24 ماه و نصف زمان برابر 6 ماه طبق تورات است.
ماه 42=6+12+24 ماه42=1260 روز
دلیل اینکه علماء با ما بدند این است که حضرت رسول فرمودند: علمای آخرالزمان بدترین مردمند. اولین دشمنان قائم علماء هستند.
امام شعرانی در کتاب یواقیت در ذکر عدم موافقت احکام مهدی با احکام علمای اسلام میگوید: حضرت مهدی موعود در قالب احکام با مذهب علماء مخالفت خواهد نمود و به این سبب علماء از آن حضرت منقلب و منقبض و دیگر خواهند شد. پس قائم مطابق ذوق علماء نمی آید.
سوره توبه آیه 34 :
ای کسانیکه گرویدید بدرستیکه بسیاری از دانایان و زاهدان هر آینه میخورند مالهای مردم را و باز میدارند از راه خدا آنان را و نهفته می نهند طلا و نقره نقره را و انفاق نمی کنند آنان را در راه خدا پس بشارت ده ایشان را به غذابی دردناک.
در کتاب عوالم چنین آمده است یکی از کتابهای معروف اهل تسنن: و ظاهر میشود از بنی هاشم جوانی صاحب کتابی و احکامی جدید تا اینکه گفت و اکثر دشمنان او از علماء هستند. در همین مورد حدیثی از رسول اکرم آمده است: علمای آن روز بدترین علمائی هستند که در زیر آسمان نمودار شده اند فتنه و فساد ایشان ضایع و شرّ ایشان بدیشان راجع گردد.
کُوریعنی دُور، یعنی زمان، مثل کور حضرت ابراهیم تا حضرت محمد ادامه یافت چون ماه پرست، رعد و برق پرست و بت پرست وجود داشت تمامی پیامبرانی که ظاهر شدند تا ابراهیم گفتند خدا یکی است. بعد از حضرت محمد کور عوض شد، کور حضرت بهاءالله شد مدت این کور 500000 سال است. پس بنابراین بر مبنای مشیت حق حضرت بهاءالله کور را عوض کرد کور یکتا پرستی عوض شده و کور عالم انسانی آغاز گردیده یعنی تا 500000 سال هر پیامبری آید در لواء کور وحدت عالم انسانی خواهد آمد و زیر چتر وحدت عالم انسانی دسوراتی برای امتش می آورد.
حضرت صادق فرمود: اگر مومن در زمان قائم در مشرق باشد هر آینه برادر دینی خود را که در مغرب است می بیند همانگونه مومنی که در مغرب باشد میتواند برادر خود را در مشرق ببیند.(آیا ما امروز با اینترنت همدیگر رانمی بینیم و یا با تلویزیون)
اما در مورد نزول برخی آیات الهی به زبان عربی: حضرت بهاءالله در سرزمین عراق جائی که بیش از 10000 روحانی و اسلامی و صدها مرجع تقلید بودند، اگر به زبان فارسی لوحی را می نوشتند و به فلان عالم عرب میدادند چه میگفت پس لازم بود که اول به زبان علم به زبانی که آثارشان بوده بیان کنند آثار فارسی هم زیاد داشتند. به زبان عربی که زبان علم آنروز و زبان وحی الهی است بیان فرمودند. اگر غیر از این بود مورد قبول علماء نبود.
وقتی رسولی می آید احکام را بشر آنجا نمی دانند و رسول احکام می آورد جائی که خداوند فرموده شما نمی دانید. سوره فصلت آیه 2 :
کتابی است تفصیل داده شده آیتهایش قرآنی عربی برای گروهی که میدانند. یعنی قرآن برای کسانی آمد که عربی میدانند.
سوره شعراء آیه 198 :
و اگر فرو فرستاده بودیم آنرا بر بعضی عجمان آیه 199 پس خوانده بود بر ایشان نبودند به آن گروندگان. رسول فرمود اگر این قرآن را برای ایرانیان آورده بودم ایمان نمی آوردند چون 400 سال قبل از اسلام حاکم ایران ایراندخت و پوراندخت بود در صورتی که رسول در میان اعراب کمی آزادی و اختیار و ارزش به زن داد.
سوره یونس آیه 47 :
و از برای هر امتی رسولی است پس چون آمد رسول ایشان حکم کرده شود میان ایشان به عدالت و ایشان ستم کرده نمی شود. اینجا هم رسول خدا صراحتاً می فرماید هر رسولی برای امتی آمده و ارتباطی با دیگر امتها ندارد. جهانی شدن یک دین هنگامی است که در تمام جهان احکام آنرا بتوانند اجرا کنند ولی خمس و زکاه برای محصولات عربستان بوده نه برای کسی که مثلاً چند تا کشتی تجاری دارد اگر در میان دیگر امتها هم رسولی ظاهر شده چون ارتباطی نبوده خبر آن به همه مناطق نرسیده ولی حق دین دین و رسول را برای جهان میفرستند به شرطی که امکان برای گسترش دستورات الهی باشد.
سوره نحل آیه 36 به حقیقت برانگیختیم بر هر امت رسولی که بپرستید خدا را و دور شوید از طاغوت. علامات ظهور طبق کتاب بحارالانوار و سایر کتب شیعه
1- طلوع آفتاب از مغرب ص 471
2- خروج قائم در وقت حج کردن ص 471
3- عذابی است که در آخر الزمان در اهل قبله یعنی اهل اسلام نازل شود ص 475 (بعد از اظهار امر حضرت اعلی مردم چند نوع عذاب دیدند : قحطی، وبا و ...
4- بعد از انکه آثار قیامت ظاهر شود تکلیف ساقط گردد. ص 476
5- از قول حضرت رضا: قائم زمانی ظاهر میشود که آسمان(دین قبل) و زمین قرار نداشته باشد. ص 478
6- خدای تعالی خوف قائم را به دلهای دشمنان می اندازد و او را نصرت میدهد. ص (479 از اسم بهاء میترسند)
7- حضرت عیسی بن مریم فرود آید و پشت سر قائم نماز گزارد. ص 480
8- خوردن ربا سهل گردد و شهادت دروغ و تزویر رایج شود. ص 480
9- در هنگام ظهور پشت خود را به دیوار کعبه تکیه دهد و 313 نفر از یارانش به خدمت او قیام نمایند. ص 481
10- از قول حضرت علی دجال کسی است که از بلده اصفهان و از محله یهودیه خروج کند ص 482 (دجال احمد اصفهانی بود)
11- در آن روز توبه برداشته میشود.ص 483 (یعنی دیگر توبه در حضور آقا و ملا برداشته میشود)
12- نداء قائم را هر کس بزبان خود میشنود. ص 490
13- از ظهور آن حضرت مردم در مکه با خبر میشوند ص 504 (حاجیان در صور)
14- قائم زمین را به غیر این زمینی که حالا هست تبدیل خواهد نمود. ص 508 (پارکهای مصنوعی، دریاچه های مصنوعی، آپارتمانها، آسفالت خیابانها زیبائی و جلوه به زمین داده اند که در 160 سال پیش هیچ کدام نبوده است و دقیقاً بعد از ظهور حضرت اعلی(قائم) بوجود آمدند.)
15- قائم ظاهر میشود به امر تازه و حکم تازه و کتاب تازه که بر عرب شدید است. ص 513 (نیمی از آثارشان عربی و نیمی نیز فارسی است)
16- گویا قائم را در میان رکن و مقام(دو محل در کعبه) می بینم که خلایق با آن حضرت به امر تازه که از آسمان به وی رسیده است بیعت میکند. ص 516
17- ناگاه بیرقها با تعجیل و سرعت تمام از سمت خراسان روی آورند و با ایشان چند نفر از اصحاب قائم می باشند. ص 518
18- آن حضرت در صورت جوانان ظهور کند تا اینکه طایفه ای از آنحضرت روی برگرداند.
19- شیخ طوسی در کتاب الغیب میگوید: اگر قائم خروج کند هر آینه خلایق او را انکار میکنند که این قائم نیست زیرا که در صورت جوان موفق بسوی ایشان رجوع میکند. پس در اعتقاد او باقی نمی ماند مگر هر مومنی که خدای تعالی در عالم از او عهد و پیمان اخذ نموده باشد. ص 555
20- حضرت صادق فرمود صِیحَه دو صِیحَه است یکی در اول شب و دیگری در آخر شب.(اول حضرت اعلی در شب پنجم جمادی الاولی 1260 و دوم حضرت بهاءالله در روز در باغ نجیبیه پاشا)
21- امام صادق فرمود: قائم 19 سال و چند ماهی سلطنت میکند. ص 563 ( 19 سال و چند ماه تا اظهار امر حضرت بهاءالله است) این حدیث در همین صفحه از پنج راوی روایت شده
22- در آن روز کتاب تازه مهر شده که مهرش هنوز نخشکیده و بر عرب بسیار سخت و شدید است را به قائم میدهندو به این کتاب عمل میکنند. ص 570
23- حضرت صادق فرمود در اسلام دو خون است که ریختن آنها از طرف خداوند حلال است که هیچ کس با حکم خدا در آنها حکم نمیکند تا اینکه خدا قائم را که از اهل بیت است برانگیزاند پس او در خصوص این دو خون با حکم خدای عزوجل حکم میکند به نوعی که شاهد نمی طلبد.ص 576 (1- سنگباران زانی محسنه 2- آن کس که زکاه ندهد که الان هر دو بی اهمیت شده)
24- از حضرت صادق روایت شده که چون قائم ما قیام میکند زمین با نور پروردگارش نورانی میشود و بندگان از روشنائی آفتاب مستغنی و بی احتیاج میشوند.ص 590 ( در هیچ زمانی انسان از نور خورشید بی نیاز نمیشود پس خورشید ظاهری نیست. مظاهر الهیه شموس حقیقتند، نور پروردگار به احکام دیانت و پیامبر و خلیفه الله است شما با دیدن پیامبر به لقاءالله میرسید. خورشید دیانت قبل منتفی و به خورشید و پروردگار و نور و پیامبر جدید توجه میکند.
25- از امام جعفر صادق : چون قائم ما قیام کند با ما بغیر از این رفتاری که حالا هست رفتار میکند. ص 592 ( وقتی قائم می آید رفتارش غیر از این رفتار است پس او نمی آید اسلام و احکام او را رایج کند رفتاری جدید غیر از رفتار قبل میباید داشته باشد.
26- در حدیثی از امام صادق: از عرب بپرهیزید که احدی از ایشان قائم را در خروج یاری نخواهد کرد.ص 593 ( در هیچکدام از وقایع امری با حضرت اعلی همراه نبودند.)
27- زمان خلافت قائم 7 سال طول میکشد. ص 598
28- امام صادق: امر تازه و احکام تازه می آورد چنانکه رسول خدا در اول اسلام خلایق را به امر جدید دعوت نمود. ص 555
29- ابو جعفر فرمود که صاحب این امر از کفار جزیه قبول نمی کند چنانچه رسول خدا قبول میکرد. ص 603
30- امام باقر می فرماید: قائم در میان اهل تورات با تورات در میان اهل انجیل با انجیل و در میان اهل ظهور با ظهور و در میان اهل قرآن با قرآن تکلم میکند. ص 608
31- از قول صادق آل محمد : گویا قائم را در بالای منبر می بینم در حالتی که مکتوبی که با مهر سر به مهر شده بیرون آورد و آن را بر خلایق میخواند، چون آن را میشنوند مانند گریختن گوسفند از گرگ، از او با سرعت میگریزند و در خدمتش نمی مانند مگر نقباء(برگزیدگان) ص 609
32- از قول ابی عبدالله( امام جعفر صادق) فرمود : قائم انجام میدهد کارهائی را که که رسول خدا میکرد و بر هم میزند چیزهائی را که پیش از او بوده چنانچه رسول خدا امور ایام جاهلیت را بر هم زد. ص 609 33- از حضرت باقر پرسیدند که قائم بعد از قیام به کدام طریق در میان خلایق رفتار مینماید فرمود: بر هم میزند آن احکامی را که پیش از او بود( چنانچه رسول خدا احکام سابقه را در هم زد و اسلام تازه احداث نمود) ص 610
34- امام باقر فرمود : اگر صاحب امر ظاهر شد میرسد به او اذیت هایی که بر رسول خدا ظاهر شد. ص 616
35- حضرت صادق فرمود که چون قائم ظاهر شود از اطاعت آن حضرت بیرون میروند آنان که میدانند قائم به این امر سزاوار است و داخل میشوند آفتاب و ماه پرستان. (قائم ظاهر میشود شیخ محمد تقی بیرون میرود ولی پرستندگان ماه از چین ایمان می آورند آنان که عجل عجل میگویند خارج میشوند و آنان که از دوردستها اشارات را دریافتند ایمان می آورند.
36- امام صادق فرمود که بر قائم وحی میرسد و با آن وحی به امر خدا عمل میکند. ص 163 (به امام وحی نمیرسد پس یک پیغمبر مستقل است که وحی به او میرسد پس امام صادق میدانست که پیامبر است.
محل شهادت حضرت اعلی در جلد غیبت بحارالانوار از حضرت باقر در مورد محل شهادت قائم نیز به اشاره آمده: میفرمایند ناچار است که ما را در آذربایجان حادثه ای پیش آید که هیچ چیز با آن پایداری و استقامت نکند پس چون این حادثه وقوع یابد ملازم بیت خود باشید و تا ما ساکن باشیم شما نیز سکوت اختیار نمائید پس چون محرک حقیقی به حرکت آید بشتابید به سوی او اگر چه با سینه باشد. قسم به خدای یگانه میبینم او را که بین رکن اول و مقام(دو مکان در مکه است که چند بار باید آن را دور بزند)با مردم مبایعت میفرماید به کتابی جدید که بر عرب دشوار است و شدید.
اگر در قیامت علائم ظهور بصورت ظاهر، نمایان می شد:
حضرت بهاءالله جل جلاله میفرمایند: اگر در هر عصری علائم ظهور مطابق با آنچه در اخبار است در عالم ظاهر می شد دیگر که را یارای انکار و اعراض میماند و چگونه میان سعید و شقی و مجرم و متقی تفصیل میشد. مثلاً انصاف دهید که این عبارات که در انجیل مسطور است که بر حسب ظاهر وارد شود با عیسی بن مریم از سماء ظاهر با ابری نازل شوند دیگر چه کسی یارای تکذیب دارد یا که لایق انکار و قابل استکبار است. بلکه فی الفور همه اهل ارض را اضطراب به قسمی احاطه میکند که قادر بر حرف و تکلم نیست تا چه رسد به رد و قبول، نظر به عدم ادراک این معانی بود که جمعی از علمای نصارا به آن حضرت معارضه نمودند که اگر تو آن نبی موعودی چرا با تو نیستند آن ملائکه که در کتاب مسطور است که باید با جمال موعود بیایند تا او را اطاعت و اعانت نمایند و در امر او شاهدی باشند برای عباد.
امر قائم بر وفق اراده ناس نخواهد شد:
زیرا آن امر الهی است در کتاب مجلسی از امام حسن روایت شده که فرمودند: امری که شما منتظر آن هستید انجام نشود مگر اینکه آن بلایا و امتحانات شدیده انجام شود که بعضی از شما از بعضی دیگر تبری جوید و جمعی از شما در روی جمعی دیگر آب دهان اندازد و تا آنکه گروهی از شما گروهی دیگر را لعن کنند و قسمتی از شما قسمتی دیگر را کذاب و دروغگو نامند.
جابر جعفی روایت نمود که از حضرت ابی جعفر پرسیدم که فرج و گشایش شما کی خواهد بود فرمود: هیهات، نخواهد بود فرج ما تا آنکه بیخته شوید پس بیخته شوید پس باز بیخته شوید تا مکدر باطل برود و صافی خالص بماند. و تکرار لفظ (تعذبلوا ) بیخته شوید در حدیث شریف سه مرتبه و در تعقیب آن به لفظ (ثم) که دال بر ترافی(درنگ کردن) است مُشعِر به سه امتحان و افتتان است و چه نیک تحقّق یافت. نخست خلق به ظهور جمال اقدس ابهی جلّ ذکره الاسماء در موقع آزمودن و افتتان واقع گشتند تا خبیث از طّیب جدا شود پس چون به اراده حّی قدیر صریر (بانگ بر آوردن) قلم اعلی ساکت شدند( صعود فرمودند) و نسیم لقاء راکد و شمس جمال ابهی غارب گشت و نیّر میثاق در قطب آفاق اشراق فرمود امتحان ثالث هویدا شد و افتتان آخر نمودار گشت.
ید قدرت از مقاصد فاسده جمعی حسود پرده برگرفت و مضمون حدیث شریف کاملاً ظاهر و محقق گشت. کلام الهی اعظم حجتی است که حق به آن اشاره نموده: عقل منور انسان به چندین وجه بر اعظمّیت کلام الهی حکم میفرماید و دلیلیّت آنرا بر سایر معجزات ترجیح میدهد.
وجه اول : آنکه کتاب اثر باقی و دائمست و سایر معجزات آثار زائله غیر باقیه. زیرا هر کس از حاضرین و غائبین در زمان ظهور یا بعد از آن در هر قرن و زمان میتواند کتاب را بدست آورد و از اثر، پی به موثر برد و از آن بهره گیرد. و لکن مرده زنده کردن، به آسمان صعود نمودن، حجر و شجر را به تکلم آوردن و امثالها باقی نمی ماند و بدست هر کس نمی رسد و امکان وصول به بلاد دیگر ندارد این است که کتاب را حجت بالغه و معجزه باقیه خوانده اند و آنرا اعظم آیات و اکبر معجزات دانسته اند.
وجه دوم : آنکه علم و کتاب اشرف جمیع اشیاء است که حجت اشرف مخلوقات گردد و برهان سّید موجودات شود و اگر شخص منصف به عقل خود رجوع کند شهادت میدهد که هیچ شیئی از اشیاء عالم شرافت علم و کتاب را ندارد و هیچ چیز با آن در علّو رتبه برابری نکند.
وجه سوم : آنکه در کتاب شریعت و آداب موعظت و انذار(بیم دادن) که موجب تحصیل ترقیات روحانیه و مدنیه است میتوان ثبت نمود و بوسیله آن اهل عالم متمدن شوند و لکن از مرده زنده کردن و یا آنکه با درخت تکلم کردن و یا نخل خرما از پشت شتر رویاندن ثمری برای اهل عالم مترتب نگردد.
وجه چهارم : آنکه آیات موجب حیات و هدایت و تذکر و رحمت است به خلاف معجزات که قوم از نبی خود میطلبد و ایمان خود را موقوف به ظهور آن معجزه گرداند در قرآن مجید ابداً جز آیات و کتاب حجتی و برهان مقرر نداشته است و دلیل حقانیت را کتاب دانسته. سوره عنکبوت آیه 50 : کفار گفته اند چرا به حضرت رسول معجزاتی از پروردگار نازل نشده در جواب میفرمایند به آنها بگو که معجزات نزد خداوند است و لکن من تنها بیم دهنده ای آشکارم. همان سوره آیه: 51 بعد از این جواب فرمودند : آيا براى آنان كافى نيست كه اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه پيوسته بر آنها تلاوت مىشود؟ در اين، رحمت و تذكرى است براى كسانى كه ايمان مىآورند (و اين معجزه بسيار واضحى است)
از این آیه دو مطلب مستفاد میگردد :1 – رسول اکرم به معجزات استدلال نفرمودند 2- آنکه کتاب دلیلی است کافی و برهانی تمام و وافی برای هدایت عباد که مقصودی از ارسال رسل جز آن نیست.
همچنین در صحف الهیه وارد است که اگر نفسی کلامی را از خود فرا بافد و به خداوند بندد به افترا و به او حلّت عظمتهُ نسبت دهد حق جل جلاله به یمن قدرت او را اخذ فرماید و هلاک کند و مهلت ندهد و او را و کلامش را زائل نماید.
سوره طه آیه 133 گفتند: «چرا (پيامبر) معجزه و نشانهاى از سوى پروردگارش براى ما نمىآورد؟! (بگو آيا خبرهاى روشنى كه در كتابهاى (آسمانى) نخستين بوده، براى آنها نيامد؟! بقره آیه 23 و اگر در باره آنچه بر بنده خود ( پيامبر) نازل كردهايم شك و ترديد داريد ،( دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد; و گواهان خود را - غير خدا - براى اين كار، فرا خوانيد اگر راست مىگوييد. (مثل آیات عربی میتوان آورد ولی مثل آن نه یعنی اثر داشته باشد و به آن مومن شوند پس نمیتوانید.)
در باب صفات و اخلاق یاران قائم امام جعفر صادق فرمود :
چگونه خواهید بود شما هنگامیکه اصحاب قائم در مسجد کوفه خیمه زنند پس بیرون آید بر ایشان فرمان از سر نوگرفته شده که امریست تازه و جدید و بر عرب دشوار.(اشاره به اعتکاف ملاحسین و یارانش در مسجد کوفه 40 روز و ظرف دو ماه به اطراف پراکنده شده و قائم را شناختند. امریست تازه و جدید یعنی قبلاً نبوده امر و دین جدید، احکام جدید که قبلاً نبوده. اینکه چرا بر اعراب دشوار است: کتاب جدید بیان به زبان فارسی است ولی آنان بعد از کتاب قرآن منتظر کتابی نبودند. اگر امر قدیم و قرآن را می آورد بر عرب دشوار نبود اگر نماز همان نماز، روزه همان روزه در ماه رمضان بود امر تازه نبود از قبل بود و بر اعراب دشوار نه.
ابوحمزه ثمالی از قول ابا جعفر روایت نمود :
پس خوشا بحال کسیکه ظهور آنحضرت را دریابد و از انصار و یاران او گردد و وای و وای (تمام) بر کسیکه با او مخالفت کند و فرمان او را نپذیرد و از اعدای آنحضرت باشد پس فرمود که قائم به امر جدیدی که بر عرب شدید و دشوار است قیام فرماید. در کتاب یواقیت الجواهر آمده است حضرت مهدی موعود در قالب احکام با مذاهب علماء مخالفت خواهد فرمود و به این سبب علماء از آن حضرت منقبض و دلگیر خواهند شد.(طبق این حدیث وقتی مهدی بیاید اگر احکامی مطابق میل علماء بیاورد علماء چه مخالفتی دارند با او بکنند پس بنابر این احکامی غیر از احکام علماء می آورد پس نماز و روزه به گونه دیگر می آورد که دست به این کار میزنند.
شهادت شهداء دلیل حقانیت و صدق و صحت ایمان شمرده میشود
حق جل جلاله در کتاب مستطاب ایقان شهادت شهداء را دلیل حقیقت و برهان صدق ایمان شمرده اند. و حق جل جلاله در قرآن میفرماید : آیا فکر نمی کنند کفار که در حضرت رسول جنون و دیوانگی نیست یعنی انسان کامل هرگز خود را در معرض خطر نمی اندازد و ادعائی که موجب اضطراب و اعراض و عداوت جمیع خلق عالم است نمی کند پس اینکه آن حضرت با وجود عقل اینهمه خطر و مشقت را تحمل فرمود و حتی اقارب را با خود دشمن نمود دلیل صدق قول اوست که از جانب خداوند مامور است اکنون از اهل ایمان انصاف میطلبیم که فرق این استدلال که در قرآن آمده است و استدلالی که در کتاب ایقان است چیست؟ اگر تحمل مشقت بدون شهادت دلیل حقیقت حضرت رسول باشد چرا به کدام تحمل این مشقت با شهادت برهان ادعای حضرت اعلی نباشد.؟ وقتی شخصی صادق باشد و حق را پشتیبان خود بداند جان را حاضر است بدهد مثل امام حسین و 71 نفر از یارانش ولی کسی که تحریک شده باشد تا جانش به خطر بیفتد خیلی زود اعتراف میکند و جانش را نجات میدهد. در باب دهم انجیل متی آمده است : حضرت مسیح به شاگردان خود که برای انتشار دین و دعوت قوم یهود میفرستاد فرمودند من شما را همانند گوسفندان به میان گرگان میفرستم پس همچون مار هوشیار و مانند کبوتر ساده از مردم بر حذر باشید زیرا شما را به مجالس خواهند کشید و در مجامع خود شما را تازیانه خواهند زد و به جهت اسم من شما را نزد امرا و پادشاهان خواهند برد تا شهادت باشد برای ایشان و برای سایر امتها.اکنون ملاحضه فرمائید که حضرت عیسی تازیانه زدن و به مجالس کشانیدن و حبس و زجر اصحاب خود را شاهد حقیقت ایشان و دلیل صدق ایشان مقرر داشته پس چگونه حبس و قتل و آتش زدن و اسارت نقطه اولی و جمال اقدس ابهی و چندین هزار نفس از اهالی ایمان دلیل حقانیت ایشان نباشد و شاهد صادق قولشان.لحظه ای تعمل و فکر کنید. علل انکار امتها ظهورات بعد از دین خود را و چون شخص بصیر در سبب اعراض ملل تأمل نماید و در اقوالِ موردِ استناد ایشان در رّد انبیاء و مرسلین بدقت تفحص کند شبهات این مکذبین و منکرین را در سه شبهه محصور یابد. شبهه اول : که اعظم شبهات است که این ملل و ادیان هر یک شارع دین خود را آخرین شارع ادیان الهیه میدانند و شریعت و کتاب خود را آخرین ورق شرایع و کتب اولین میشمارند. بحدی که ممکن است زوال آسمان و زمین را معقول و متصور و ممکن دانند ولی تغییر حکمی از احکام دین خود را جایز نمی دانند و نسخ و تغییر شریعت خود را از محالات اولیه میشمارند و بقاء و ابدیت آنرا از بدیهیات و ضروریات ثابته دینیه میشناسند و اگر نفسی در صدق این قول شک کند این ملل مذکوره غالباً در اکثر بلاد بل قوی موجودند و با خلق مختلط و محشور میتوانند سوال نمایند و بر صدق و کذب این ادعا آگاه گردند. شبهه دوم : علامات و نشانه هایی است که در کیفیت ظهور بعد در کتاب قبل وارد شده و تمسک به ظواهر غیر معقوله آن همواره سّدِ طریقِ ایمانِ ارباب وهم و گمان گشته و این علامات و نشانه ها غالباً در کتب سماویه به یک لهجه و یک نوع نازل و وارد شده مثلاً چنانکه در قرآن شریف از علائم محتومه فرود قیامت و قیام قائم و روح الله انفطار سماء و ظلمت شمس و قمر و سقوط نجوم و کواکب و قیام اموات و تجدید سماء و ارض و قدرت و غلبه سلطنت موعودو بازماندگان در سختی و مقلوب شدن منکرین و مکذبین او تعبیر شده و همین نشانه ها را به همین نام در کتاب تورات و انجیل میتوانیم بیابیم و اگر نفسی در این مسئله شک دارد این آثار در هر جا ممکن الحصول است و میتوانند رجوع نمایند. شبهه سوم :اخبار از رجعت بعضی از سابقین است که این یک نیز در جمیع ادیان موجوده نمایان است و در کتب سماویه هر ملت مذکور . مثلاً امت زرتشتیه منتظراند که بعضی بزرگان گذشته فارس از قبیل کیخسرو و پشوتن در ظهور موعود رجعت نمایند و کذالک امت برهمیه چنانکه در کتب ایشان مذکور است معتقدند که باید بعضی اوتاران ایشان رجعت کنند و بر نشر دین الهی قیام نمایند و یهود منتظرند که به نص صریح خداوند تبارک و تعالی در اصحاح چهارم کتاب ملاکی ایلیای پیغمبر یعنی الیاس که به اعتقاد یهود و نصارا و مسلمین که به آسمان صعود نمود قبل از ظهور مسیح از آسمان نازل شود. همچنین امت نصارا منتظرند که حضرت عیسی بشخصه از آسمان نازل شود و نظر به تصریحات و تاکیدات آنحضرت در اصحاح 24 انجیل متی آیه 20 منتظر ظهور پسر انسان که همان حضرت مسیح است میباشند. و همچنین امت اسلام اهل تسنن منتظرند که بعد از ظهور حضرت مهدی موعود حضرت حسین بشخصه از آسمان نزول نماید و بر عالم حکمرانی نافذالقول و سلطانی مسموع الکلام گردد و به حکم فقهای امت آن حضرت مأذون نیست که تغییر شریعت اسلام دهد و اما اهل تشیع منتظرند که حضرت محمدبن حسن عسگری به اسم قائم موعود و حضرت حسین بن علی به اسم ظهور حسینی به شخصحا رجوع نماید و اهل عالم را به مذهب تشیع متفق و متحد گرداند و خلاصه کلام این مسئله رجوع اشخاص معینه در جمیع ادیان ثابت و واضح و آنچه مانع تصدیق مظاهر امرالله است عبارتند از : عدم جواز نسخ و تغییر ادیان عدم ظهور علامات عدم رجوع موعود به شخصه
انتهی در پناه حق
جویای حقیقت باشیم.
نام قائم
حضرت رسول درباره رجعت میفرمایند:
(یا علی انا کرتا و لک کرتین، کرتا قبل محمدوکرتا بعد حسین) من یک بار و تو دوبار رجعت میکنی، یکبار بعد محمد و یکبار قبل حسین. که در رجعت اول اشاره به ظهور حضرت اعلی و در رجعت دوم اشاره به ظهور حضرت بهاءالله با ذکر نام مبارک هر دو ایشان
اشعیا باب 3 آیه 26
در روزی که خداوند شکستگی قوم خود را بندد(یعنی زجر و ستم و نگرانی برای قوم خود که یهود است می بنند) و ضرب و جراحت ایشان شفا یابد در آن روز روشنائی ماه مثل روشنائی آفتاب شود.
اشعیا از انبیای بنی اسرائیل است.
اگر در ظاهر روشنائی ماه مثل روشنائی آفتاب شود ما دیگر شب و روز نداریم و همه اش روز میشود اگر روز تابستان 18 ساعت شود همه موجودات میسوزند چه رسد به اینکه تمام ساعات، روز شود. تعبیری دیگر دارد. حضرت عبدالبهاء در دیانت بهائی مثل ماه بود از نظر علم و معرفت این ماه یعنی حضرت عبدالبهاء در حد یکی از انبیای الهی بود.
حق در این بیانات مقام این دو ظهور را بیان میفرمایند که علم و دانش و مقام حضرت بهاءالله برابر همه علوم 7 پیامبر دیانت قبل است یعنی حضرت زردشت، حضرت موسی، حضرت عیسی، حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت محمد و حضرت اعلی برابری میکند که روی هم 7 نفر است چون همه پیامبرند 7 برابر میشود. نور خورشید به اندازه 7 روز یعنی 7 برابر 1 روز شود 14 ساعت 98 ساعت میشود.
حضرت محمد هم ادعای خدائی کرده (انی انا الله)
نه هیچ زمانی هیچ مخلوقی به مقام خالق پی نمیبرد خداوند خلیفه ایجاد کرد روی زمین میخواست او را بشناسیم به همین دلیل است که ما رو به روضه مبارکه نماز می خوانیم، یهودیان رو به دیوار و مسلمانان بسمت کعبه پس از اینکه بگویند فلانی مجنون و شاعر بود(حضرت بهاءالله) نگران نباشید.
این نسبت به همه انبیاء الهی داده شده است.
سوره انبیاء آیه 5
گفتند بیانات محّمد بیهوده است همانا شاعری است یاوه سرا، اگر پیغمبری است صادق چرا معجزه نمی آورد.
سوره قلم آیه 51
میگویند او یک مجنون است ...
سوره قمر آیه 6
کفار گفتند ای کسیکه قرآن فر تو نازل شده، همانا تو دیوانه ای
همه پیامبران را مورد سعب و لعن قرار دادند و دیوانه و شاعر و ... خواندند. نظام ارسال رُسّل بر این منوال است که با مظلومیت مطلق و سلطنت مطلق بیایند با سلطنت بر دلها ظاهر میشوند. قائم باید با سلطنت بیاید. وقتی در حدیث میخوانیم سرهای شهاء قائم را مانند سرهای ترک و دیلم بر دستها می آورند، این پیامبر چه حکومتی میخواهد،در واقع این سلطنت بر دلهاست.
کدام پادشاه اگر طوماری به کسی بدهد و بگوید این را به فلانی برسان و بدان بعد از خواندن این نامه تو را میکشند به استقبال مرگ میرود. هیچ کس. وقتی لوح سلطان را به جناب بدیع دادند وگفتند در بیرون شهر منتظر خرج سفر بمان، وقتی به بیرون شهر میروند می بینند جناب بدیع رفته، مردم میگویند جوانی را دیدیم که به سمت شرق میدوید.
حدیث : این بزرگوار باید بیاید و هند و طبرستان ،چین و بخارا را با شمشیرش فتح کند. آن شمشیر که همه را فتح میکند احکام الهی است، قلم و بیان است نه شمشیر واقعی و اتمی. قائم که قاتل نیست.
در کتاب روضه کافی بعد از رمی شاه در این کتاب معاویه ابن وهب و اواز ابی عبدالله(امام جعفر صادق)آمده:
آیا می شناسی زورا را میگوید آن بغداد است فدای تو گردم. میگوید نه، آن شهری است نزدیکی ری. آیا به بازار مالفروشان رفته ای؟ بله. آیا کوه سیاه را دیده ای؟ یقتل فیما ثمانون. در آن 80 نفر کشته میشوند از پسران فلان که پدرانشان معلوم نیست، همه آنها صلاحیت خلیفه شدن را دارند. گفتم چه کسی آنها را میکشد؟ آنها را اولاد عجم میکشند. هر گروه از بازاریان یک نفر را در گرفته، در نحوه کشتنش با هم رقابت میکنند. خوشحالم که نیستی که ببینی اینجا انسانیت به چه درجه ای رسیده است.
سوره احزاب آیه 40
ما کان محمد ابا احد من رجا لکم و لکن رسول الله خاتم النبیین.
این داستان را در حاشیه قرآن های بزرگ و قدیمی نوشته اند(خلاصه):
پسر خاله حضرت محمد بنام زید یک روز زن جوانی را به نام زینب عقد میکند و او گریه میکرده و نمی خواسته. پس از مدتی خدا پسری به آنان میدهد، روزی زید نزد محمد می آید و می گوید زینب به حرف من گوش نمی دهد و زینب راضی بود که طلاق بگیرد و محمد او را عقد کند. بعد از زید طلاق میگیرد و با حضرت محمد عقد میکند و پسر را زید میبرد حو می پیچد که پسری که زید دارد از حضرت رسول است.حضرت محمد 3 روز در خانه می ماند و نگران بوده آیه نازل میشود که ما قرار ندادیم پسری و حضرت محمد خاتم النبیین است. پدر هیچیک از پسران شما نیست و زینت پیامبران است. یعنی تهمت نزنید.
فرضا خاتَم(نگین) معنی خاتِم(خاتمه) بدهد. رسول شخصی مستقل است که مستقیما با خدا ارتباط دارد نبی خواب میبیند حضرت محمد هم وحی به او میرسید و هم خواب میدید. (نبی یعنی کسی که در خواب رویا ببیند) این فقط به منظور پاک کردن نسبت تهمت به حضرت رسول بوده.
وقتی با مسیحیان صحبت میکنیم، میگویند مسیح پسر خداست و میگویند اگر خدا یک پسر داشته باشد ما به او ایمان می آوریم.
مسئله پسران خدا
در مزمور دوم پادشاه میگوید:
داوود گفت خدا به من فرمود تو پسر منی امروز تو را تولید کردم.(پس تاحالا شد دو تا پسر خدا 1- مسیح 2 -داوود)
در باب اول آیه 6 کتاب ایوب میفرماید:
و روزی واقع شد که پسران خدا آمدند تا به حضور خدا برسند(در واقع مومن پسر خداست پس پسر خیلی شد و خدا یک پسر نداشته)
در رساله پولس به قرنتیان میگوید:
زیرا شما همگی به وسیله ایمان در عیسی مسیح پسران خدا هستید(پس مومنان قرنتی پسران خدا هستند)
مکاشفه یوحنا:
من به هر که تشنه باشد آب حیات از چشمه خواهم داد هر که قالب آید وارث همه چیز خواهد شد و من او را خدا خواهم بود و او مرا پسر خدا خواهد بود.
در رساله اول یوحنا مذکور است:
هر که در محبت ساکن است در خدا ساکن است و خدا در وی.
انجیل یوحنا باب اول:
و اما کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند.
و...
پس پسران خدا خیلی زیاد شد و فقط مسیح پسر خدا نیست.
میگویند حضرت مسیح مرده زنده کرد. آیا فقط حضرت مسیح مرده زنده کرد؟
انجیل رساله پولس به افسسیان باب 12 آیه 1
و شما را که در خطایا و گناه (آلوده شده بودید) مرده بودید، زنده گردانیدم.
باب 10 انجیل متی
مسیح به حواریون فرمود: نزد گوسفندان گمشده اسرائیل بروید، موعظه کنید بگوئید که ملکوت آسمان نزدیک است بیماران را شفا دهید، َابرَضان(مرض پوستی کنایه از اخلاق فاسد و سستی) را از موت برهانید و مردگان را زنده کنید.
فقط مخصوص حضرت مسیح نیست بلکه هر کس، گناهکاری را از ظلالت رهانید جانی را از موت رهانیده و گناهان بسیاری را پوشانیده و مرده روحانی را زندگی بخشیده نه جسمانی را.
ایراداتی که بر داستان حلیمه خاتون وارد است
در زمان امام یازدهم البته هیچ تاریخی این داستان را تعریف نمی کند و هیچ فردی به نام قیصر در روم حکمرانی نمیکرد که نوشته اند جنگ راه افتاد و ...
امام یازدهم نامه ای مینویسد در دست غلامش میدهد و میگوید دختر میانسالی خودش را به شما معرفی میکند نامه را به او بده. در بصره کنار رودخانه ناشیانه اسراء را میبیند نامه امام یازدهم را به نرجس میدهد و بعد از خریداری شدن نرجس همراه او می آید. آیا امام یازدهم زبان رومی میدانست که بخواهد برای قیصر روم نامه بدهد یا نرجس آیا دختر قیصر روم زبان عربی می دانست که بتواند نامه امام یازدهم را بخواند.
نرگس را پیشکار به دربار امام یازدهم می آورد اظهار ارادت می کند(نرگس میگوید) من دختر قیصر روم بودم و جنگ شد من نامزد پسر عمویم بودم(در دیانت مسیحی نامزدی پسرعمو دختر عمو حرام است.رومیان مسیحی بودند این هم یک اشتباه).
شبی در حالت خواب بودم پیغمبر و حضرت مسیح شانه به شانه راه میرفتند و فاطمه گفت اگر مسلمان شوی و از کفر دست برداری با پسر من نامزد خواهی کرد و گفتم چشم و من مسلمان شدم جنگ شد در جنگ اسیر شدم و به نامزدی امام حسن در آمدم چندی گذشت... امشب خداوند فرزندی به ما عنایت خواهد نمود حضرت فاطمه فرمود مگر نمی دانی که ما ائمه به طور دیگری زایمان میکنیم (چون حلیمه خاتون خود از خانواده امامان بود معصوم بود و از رسم خاندانش با خبر آیا حلیمه خاتون نمی دانست که پرسید) نیمی از شب گذشت دردش گرفت و بچه به دنیا آمد و وقتی روی زانو نشست(بحارالانوار جلد سیزدهم چاپ 1332) هر نوزاد بعد از یک سال و نیم زبان باز میکند و بعد از دو سال می نشیند نه همان زمان که متولد شدو اینها اشتباه اند.آیا حلیمه خاتون دختر امام دهم نمی دانست که باردار نیست ـیا یک شبه شکم رشد میکندو فرزند متولد میشود که پرسید. سپس چندی بعد امام حسن عسگری فوت نمود در خاکسپاری وقتی تابوت را می آوردند میگویند حسن عسگری فوت نمود لعنت خدا بر کسی که بگوید امام یازدهم فرزندی داشت. سه ماه بعد کنیزی ادعا میکند که بچه دار از امام حسن است دو سال در خانه نگهداری میشود ولی خبری از بچه نیست و کذب ادعایش ثابت میشود. فقط هدف اصلی نواب اربعه این بود که امامی برای شیعه بسازند که اسلام از بین نرود .
امام ثانی عشر
حضرت عبدالبهاء در لوح فاضل شیرازی میفرماید: در خصوص امام ثانی عشر سوال نموده بودید این تصور در عالم جسم وجود نداشته بلکه آن حضرت در حیّز غیبت بوده(اسمش بوده جسمش نبوده) اما در عالم جسم تحققی نداشت بلکه بعضی از اکابر شیعیان در آن زمان محض محافظه ضعفای ناس مصلحت دانستند که آن شخص موجود در حیّز غیبت را چنین ذکر نمایند که تصور شود که در حیّز جسم است.
پس بنابر این بزرگان شیعه برای اینکه ضعفای ناس را حفظ کنند بمدت 75 سال نام ها گرفتند بعد از آن 75 سال خط روشنفکری در شیعیان باز شد و علماء گفتند که این داستان از حلیمه خاتون نیست و این را نواب اربعه ساختند. از ابتدای زمانی که خط بوجود آمد تاریخ همه چیز را ثبت مینمود و اگر فردی متولد میشد آنرا در تاریخ ذکر و یا آنرا یکی از علما در کتابی مینوشت.
تزلزل در اخبار تاریخ ولادت قائم
در جنات الخلوت آمده است: تولد فرزند امام حسن عسگری را به قولی 3 شعبان و به روایتی 14 شعبان و به گفته ای صبح 15 شعبان و به روایتی نیمه شعبان و به روایتی دیگر 23 رمضان میباشد. در همان کتاب میگوید سال تولد آنرا نامیدند هجری (صفحات 255-256-259-260)
میگویند از ترس دشمنان هر یک تاریخ ولادت را یک روز نوشته اند که او را از بین نبرند به زعم شما قائم آل محمد بود هیچکس نمی تواند قطره خونی از بدن او بوجود آورد و ذره ای آسیب به او برساند.
اختلاف در نام مادر قائم
قائم به این بزرگواری که پدرش معلوم بوده، میشود که مادرش معلوم نباشدکه نرجس است یا سوسن یا حلیمه
در بحارالانوار نقل از شیخ صدوق آمده:
نام مادر آن حضرت را صیقل گفته اند در همان کتاب از قول حکیم سوسن نامیده اند. علی بن عیسی در کشف القمر او را حلیمه نامیده . ابن خلدون نام او را اخمت ذکر کرده و به روایتی نرگس که کنیز حلیمه خاتون بوده و او را به امام حسن عسگری بخشیده و او ایشان را به همسری گرفته.
در جنات الخلوت آمده: مادرش جاریه بود ضیق نام یا مریم یا حکیمه و به قول اصلح یا نرجس بنت قیصر روم و به قولی دختر یشوعاع ابن قیصر از نسل شمعون حواری مسیح که قیصر تزویج او را به برادر زاده اش در نظر داشت. در صورتی که در دیانت مسیح نامزدی پسر عمو و دختر عمو حرام است و شمعون اصلاً زن نگرفت.
و اما در مورد جائی که قائم باید در آن ظهور نماید
وقتی حضرت محمد آمد گفتند چرا از حجاز آمد باید از بنیوئه می آمد. وقتی حضرت اعلی آمد گفتند چرا از شیراز آمد و چرا از جابلقا و جابلسا نیامده حضرت رسول میفرمایند : در شرق و غرب عالم وجود دارد که ظهور قائم زمانی در جابلقا و زمانی در جابلسا و دوتا از جائی طلوع کند.
علم جغرافیائی و زمین شناسی غارها را هم در کره ارض شناخته و اسمگذاری کرده جائی به این دو اسم نیست.
منظور در شرق و غرب به وجود انسان بر میگردد. جناب شیخ احمد احسائی در کتاب شرح الزیاره میفرمایند: منظور از جابلقا و جابلسا اصلاب و ارحام نفوس مومنه که نطفه پاک قائم زمانی در اصلاب و زمانی در ارحام است و این قدر این جابجائی را انجام میدهد تا قائم متولد شود. یعنی از اصلاب طیبه به ارحام مطهره منتقل شود.
در بحارالانوار از حضرت رسول آمده:
زمانی می آید که امت من میگویند قائم غیبت کرده با آنکه قائم در اصلاب باشد و هنوز تولد نیافته.
جناب نعیم با استفاده از آثار الهی میفرمایند:
جابلقا و جابلسا اصلاب و ارحام طیبه است که قائم موعود باید از اصلاب طیبه به ارحام طاهره منتقل شود تا آنکه اراده الهیه بر تولد ایشان در جهان تعلق گیرد، چنانچه در زیارت سید الشهداء وارد شده شهادت می دهم که تو نوری هستی در اصلاب طاهره و ارحام مطهره. هر ایرادی که مسلمانان از احباء میگیرند ایراداتی است که امت قبل از آنها میگرفتند و ایشان در مقابل جواب به امت قبل عاجز بودند.
مسلمانان خاصه شیعه میگویند سید باب و پدرش را میشناسیم او نمی تواند قائم موعود باشد.
یهود و نصارا هم میگفتند محمد را میشناسیم او و پدرش را و خانواده اش را او مسیح موعود نیست.
مسلمانان میگویند چون قائم مورد قبول علماء نبوده پس باطل است.
نصارا هم میگفتند چون محمد را علمای مسیحی تکذیب کردند بر حق نیست.
مسلمانان میگویند چون قائم با مظلومیت و ضعف ظاهری و عدم سلطنت ظاهر شد باطل است.
نصارا هم میگفتند چون محمد یتیم زاده است و جاه و جلالی ندارد نمیتواند بر حق باشد.
مسلمانان میگویند دادن شهید دلیل حقانیت نیست زیرا فِرَقِ باطلهنیز شهید میدهند.
مخالفین مسلمانان میگویند گواه شهید دلیل بر حقانیت نیست زیرا ادیان باطله نیز شهید میدهند.
مسلمانان میگویند ما از قائم معجزه ای ندیدیم نصارا میگوید محمد را دندان شکستند و شبانه از ترس مرگ به مدینه گریخت پس نمی تواند موعود مسیح باشد.
اخبار راجع به فوت پسر امام حسن عسگری
دربحارالانوارمجلسی از قول ابراهیم بن ادریس روایت شده که امام حسن عسگری برای من گوسفندی فرستاد و فرمود برای پسرم نذر کرده چندی بعد که به ملاقات او رفتم و حالش را پرسیدم گفت پسرم فوت کرد.
ایضاً در همان کتاب حکیم روایت کند که من قابله آن حضرت بودم بعد از چندی که نزد او رفتم و حالش را پرسیدم گفت من او را نزد خدا فرستادم.
ایضاً در همان کتاب امام جعفر صادق میفرمایند وقتی قائم ظاهر شود خلایق گویند از کجا ظاهر شده.(یعنی جایش معلوم نیست همچنانکه سال تولدش معلوم نیست)
تزلزل اخبار در وجود پسر امام حسن عسگری
شیخ طبرسی در کتاب غیبت ذکر نماید که پس از رحلت امام حسن عسگری اختلاف و تشتت بین شیعیان بوجود آمد و به چند دستهتقسیم شدند بعضی گفتند پسر امام حسن عسگری زنده است و او امام دوازدهم است بعضی گفتند او پسر نداشته گروهی گفتند جعفر، گروهی گفتند امامت ختم گردید، گروهی گفتند روح قائم در هیکل غیب ظاهر شود. بعضی به سیزده امام قائل شدند. امامی مرده به زعم آنان پسری هم داشته آیا با این همه اختلاف آن امام نمی آید و بگوید نه تو و نه جعفر، من پسر اویم و اثبات کند که چنین فردی وجود دارد.
حضرت رسول میفرماید: اَناَ بشر مثلکم( قائم در هنگام ظهور به سن جوانی است)در کتاب کافی از کتب معتبر شیعه به استناد خود از حَکَم بن ابی نعیم روایت میکند: روزی به خدمت حضرت ابی جعفر مشرف شدم سوال کردم آیا شما قائم آل محمد هستید فرمود همه ما صاحب سیف(شمشیر) هستیم. گفتم آیا شمائید آنکس که اولیاء را عزّت بخشد، دین خداوند را ظاهر کند فرمود یا حَکَم چگونه او باشم حال آنکه سن من 45 سال است و صاحب این امر به عهد شیرخوارگی از من نزدیکتر است و بر پشت اسب سبکتر و چابکتر است.
در بحارالانوار جلد سیزدهم آمده:
امام جعفر فرمود برای قائم مقامی بس عظیم است سن او در هنگام ظهور از 40 سال کمتر و بصورت جوانی ظاهر میشود.
ابوبصیر و علی بن عبدالعزیز به خدمت ابی عبدالله(امام جعفر صادق)رسیدند و پرسیدند آیا شما هستید قائم آل محمد، آن حضرت فرمود من قائم شما باشم؟ پس پوست بازوی خود را گرفت و کشید و گفت من پیر و ناتوان شده ام قائم شما جوان است اوستصاحب شرع جدید و حکم جدید و کتاب جدید. بر آن حضرت نازل میشود آنچه بر انبیای قبل ظاهر نشد.
دیگر حدیث درباره جوان بودن قائم
مجلسی در بحارالانوار در باب صفحات قائم از یحیی بن سالم روایت نموده و او از قول امام جعفر صادق گفته است: صاحب این امر کسی است که سنش از ما کمتر و شخصش جمیل تر است.
بحارالانوار ص 30 از قول امام رضا: وقتی که خدا بر انگیزد از ما جوانی را برای این امر که زمان ولادت او و نشو و نمایش مخفی باشد.
در بحارالانوار جلد غیبت سال 1332 که اینک در دسترس است در مواضیع ذیل ذکر دین تازه و شریعت جدید شده
علم 27 است ص 280 رسول اکرم میفرماید: دو حرف از آدم تا من ظاهر شده 25 حرف آن با ظهور قائم ظاهر خواهد شد.
خروج مثل پیغمبر ص 289، قرآن قائم ص 287، با کلمه جدید ص 292، کتاب تازه ص 239، امر تازه از آسمان نازل میشود ص 240، امر پنهان ص 13، کتاب قائم را انکار میکنند ص 23
احیای اموات: مردم را که مرده روحانی بودند زنده نمود.
قدرت سلیمان: زیرا مانند سلیمان که جن و انس مطیعش بودند مومن و غیر مومن در یک ضیافت و در ظّل یک لواء مجتمع نمودند.
نغمه قائم مانند نغمه داوود که در قرآن مجید مذکور است، در کوه و صحرا منعکس شد و به گوش همه رسید. در زیارت حج حضرت اعلی در کعبه تکیه به حجرالاسود داد و اظهار نمود که هر که میخواهد ابراهیم و موسی و زردشت و عیسی و محمد را ببیند مرا ببیند من موعود همه ادیان و قائم آل محمد هستم و حاجیان گفتند در روز چندم حج شخصی چنین اظهار نمود و این خبر بواسطه حاجیان به همه کشورهای اسلامی در میان جمع زائرین و مهمانهای آنان بازگو شد و به همه جا رسید و گر نه با چه صوری و با چه قدرتی از این بیشتر میشد ندای حق را به گوش جهانیان رسانید.
قائم مانند حضرت موسی با عصای خود که عبارت از قلمش است ساحرین را رسوا کرد. چون در هیچ مقطعی به حضرت اعلی مجال صحبت ندادند ولی حضرت با کتابها و نوشته هایش آنان را رسوا نمود.
قائم مانند شیر مژده ظهور یوسف مصر الهی را به یعقوب جهان داد و چشم یعقوب پیر روشن گردید بعد از چهارده سال که یوسف به حکومت رسید فردی بشارت زنده بودن او را به یعقوب داد او هم مژده ظهور حضرت بهاءالله را داد.
قائم مانند خلیل الرحمن آتش عناد و کینه و بغض را به گلستان عشق و محبت مبدل خواهد کرد.(عناد چهریق و ماه کو را به محبت بدل کرد عناد همراهان او در اصفهان را به محبت تبدیل کرد)
قائم مانند نور مقبلان و مومنین را به وسیله کشتی نجات که عبارت از شریعت آنحضرت بود از غرقاب نفس و گمراهی نجات داد هرگز انسانی قادر نیست کشتی بسازدکه همه موجودات جفت جفت جا بگیرد و خداوند هرگز همه انسانها را عذاب نمی دهد فرصت به آنها میدهد.
قائم موعود رموز آیات تورات، انجیل و قرآن رابرای یهود و نصارا و مسلمان در کتاب بیان شرح و تفسیر فرمود و هر امتی را از روی کتاب خود به راه راست هدایت فرمود. حدیثی است که همه افراد در قیامت هر چه دارند روی کتابشان به نزد حق باید بازخواست شوند.
حق میفرماید قائم باید از خاندان نبوت و رسالت باشد
در حدیثی از حضرت رسول روایت شده و مورد قبول اهل سنت و شیعه است:
قال رسول الله: المهدی منّا اهل بیت(مهدی از خاندان ماست). این دقیقاً مطابق با حدیثی است که حضرت رسول میفرمایند هرگاه دیدید که خورشید از غرب طلوع کرد...
مطلب دوم از همین قسمت:
ابو داوود به سند خویش از ام السلمه زوجه رسول میگوید که آن حضرت فرمود :المهدی من عترتی من ولد فاطمه(یعنی مهدی از عترت من و از اولاد فاطمه است)
در جائی فرمودند وقتی قائم ظهور کند حضرت مسیح پشت سر او نماز میخواند و مباشر اوست. منظور از پشت سر نماز خواندن قبول کردن است یعنی تائید کردن و صحه گذاشتن بر ادعایش. توقیع حضرت اعلی را وقتی حضرت بهاءالله خواند، ایشان را به عنوان مظهر امر قبول داشت، منظوراز مسیح حضرت بهاءالله است.
هیچ پیغمبری دستورات پیغمبر قبلی را نسخ نمی کند.
فکر نکنید که آمده ام که تورات و انجیل و نوشته های پیامبران قبلی را نسخ کنم.
یعنی بدانید تا آسمان و زمین بر جای هستند هیچ حرف و نقطه ای از تورات از بین نخواهد رفت تا همه متحقق گردند. هیچ پیغمبری قسمت روحانیات پیغمبر قبل رانمی شکند، احکام را به مقتضای زمان تکامل و تغییر میدهد.
نگو چرا برادرم به راه من نیست یوم ظهور امر بین همه افراد انفصال و جدائی ایجاد میکند.
در انجیل متی آیه 24 میفرماید:
گمان نکنید که آمده ام تا صلح بزمین بیاورم، نیامده ام که صلح بیاورم با شمشیر من آمده ام تا در میان پدر، دختر و مادر، عروس و مادر شوهر، برادر و برادر اختلاف بیندازم دشمنان شخصی اعضای خانواده او خواهند بود هر که صلیب خود را بردارد و دنبال من نیاید لایق من نیست کسیکه به خاطر من زندگی خود را از دست بدهد زندگی او در امان خواهد بود.
قرآن سوره عبس(مکی است) در ابتدای ظهور حضرت محمد آیه 33-42 :
)پس چون آید فریاد گوش کر کننده (فریادی که من منتظرم از جابلقا و جابلسا بیاید ناگهان میگویند از شیراز است) روزی که گریزد مرد از برادرش و پدرش و خواهرش و زنش و پسرش رویهایی است در چنین روز درخشان، خندان و فرحناک و رویهایی است در چنین روز در آنها گره کدورت و فرو گیرد آنان را تیرگی)
لحظاتی پس از خاکسپاری حضرت محمد عمر می آید و میگوید : هر کس به خدا ایمان دارد باور کند که پیامبر مرده منتظر او نباشید.
فرق شیعه منتظر قائم های گوناگون هستند.
1- شیعه غلاه: منتظر ظهور حضرت علی هستند میگویند حضرت علی نمرده و منتظر او هستند(اهل حق)
2- شیعه کیسانیه: در کشورهای حاشیه یمن وجود دارند منتظر محمد ابن حنفیه هستند.
3- شیعه حارثیه
4- شیعه کوبیه: که محمد حنفیه را خدا میدانند و ابن اکوب پسر او را قائم آل محمد.
5- زیدیه: که معتقدند زید پسر امام چهارم در غیبت است و ظاهر میشود.
6- اسماعیلیه: به زنده بودن اسماعیل فرزند بزرگ امام جعفر صادق اعتقاد دارند.
7- ناووسیه: که معتقد هستند امام جعفر نمرده.
8- افطحیه: معتقدند عبدالله افطح (یکی از علماست) قائم آل محمد است.
9- واقفیه: معتقدند امام موسی کاظم نمرده و در آخر ایام ظاهر خواهد شد.
10- جارودیه: معتقدند قائم آل محمد حضرت علی است.
11- راوندیه: اعتقاد به غیبت ابوهاشم عبدالله دارند.
12- اثنی عشری: که به محمد بن حسن عسگری معتقدند که زنده است و در آخر ایام ظاهر خواهد شد.
چیزی که در آن شک پیش آمد قابل اعتماد نیست. قائمی که نامش چند نام، نام مادرش چند نام، تاریخ تولدش چهار تاریخ و در قائمش یازده عقیده.
مبشرین غربی بنا به شهادت وارده در قاموس کتاب مقدس
ویلیام میلر در کتابی ظهور مسیح ثانی را دقیقاً در سال 1844 تعین فرمودند و از روی تورات و انجیل ثابت کرد در 23 می رجعت مسیح اتفاق می افتد. در شب 5 جمادی الاولی ویلیام میلر در اورشلیم با 275465 پیرو منتظر ظهور قائم بودند ولی در شیراز ظهور فرمود فقط مکانش را اشتباه گفت.
در اهمیت ظهور حضرت قائم
امام جعفر صادق میفرمایند:
علم 27 حرف است 2 حرف آن از آدم تا خاتم مکشوف شد و 25 حرف آن بعد از ظهور قائم ما آشکار میشود. حال تصور کنید از قرن 19 که ظهور حضرت اعلی بود تا کنون چقدر اختراع صورت گرفته و قبل آن چقدر بود؟
در بحارالانوار جلد 13 میفرمایند:
قائم صاحب شرع جدید، قضاء جدید و امر جدید است بر او وارد میشود آنچه بر انبیاء قبل نازل نشد. از نظر ظاهر و باطن روحانی و جسمانی.
از 6 سال و 7 ماه رسالتش 3 سال در زندان و بقیه آن تحت نظر در منزل، نحوه شهادتش شرحه شرحه شدن، فلک، سعب و لعن، به چوب بستن، سیلی زدن، 3 سال در زندان در تاریکی مطلق بدون چراغ، از نظر باطن آنچه بر حضرت اعلی نازل شد به نسبت بقیه چندین برابر است آثار 6 سال و 7 ماه بیان فارسی و عربی، تفسیر سوره یوسف، دلائل سبعه، زیارت شاه عبدالعظیم، تفسیر سوره کوثر و ولیعصر،کتاب الاسماء، صحیفه بین الحرمین، صحیفه مخزونه، کتاب پنج شأن، رساله عدلیه، رساله ذهبیه، نبوت خاصه، خصائل سبعه این آثار همه معجزه است.
امام شعرانی در کتاب یواقیت و جواهر:
حضرت موعود در قالب احکام با مذهب علماء مخالفت خواهد فرمود و به این سبب علماء از او منقبض و دیگر(دلخور) خواهند شد.
اگر اوربود باید احکامی که در دست علماست می آورد؟ او باید با شرع و حکم و کتاب جدید بیاید در دعای ندبه هست که دین را تغییر میدهی، پس رسولی محکم و متین و رصین است که شرع می آورد.امام که نمی تواند دین را تغییر دهد.
امرِ مظاهر ظهور در دست حق است. شخصی ادعائی میکند که من از طرف خدا هستم، مردم هیچ گونه وظیفه مخالفتی با او ندارند زیرا اگر به خدا نسبت کذب داده باشد همان خدائی که سوگند یاد کرده در کمترین زمان رگ حیات انبیاء کاذب را قطع میکنم او را از میان برخواهد داشت. پس ما چه کاره ایم.
در زمان قائم کارها به این راحتی نیست که 70000 شمشیر زن دنبالش باشد و کارها هم راحت باشد یعنی با جنگ و خون.
راوی میگوید به امام جعفر صادق گفتم مردم میگویند که چون قائم قیام فرماید امور به سلامت و بدون زحمت برای او مستقیم خواهد گشت و به قدر آلت حجامتی خون ریخته نخواهد شد. فرمود: حاشا قسم به آنکس که جان من در دست اوست اگر امر به سلامت برای کسی می آمد برای رسول الله آمده بودقسم بدان که جان من در اختیار اوست این امر استقامت نخواهد کردتا ما و شما خون از جبین خود پاک کنیم پس دست مبارک را بر جبین خود کشید. زمین باید از خون اطرافیانش رنگین شود.
|