برخورد کلاسیک مارکسیستی درباره گسترش سرمایهداری
ادامه مطلب
برخورد کلاسیک مارکسیستی درباره گسترش سرمایهداری
با سلام وعرض ادب خدمت مراجعين محترم وب هم وطنان گرامي لطفا به وب
www.anjoman-eslamieh.blogfa.comمراجعه نمائيد ومطالب آن وب را مطالعه نموده سپس به پاسخ همان مطالب در اين وب مراجعه بفر مائيد وسپس نظر خود را درج بفر مائيد من بارها ان مطالب را مرور كردم ومتوجه شدم اين دوست محترم حتي يك بار هم با دقت وبدون پيش داوري مطالب اين وب را مرور نفرموده است
چون مدير آن وب زحمت كشيده هر دفعه براي تبليغ وب خود در اين وب كامنت مي گذارد به خيال خود كار ثواب انجام داده وپاسخ مطالب اين وب را نوشته بدون اينكه حتي با دقث مطالب اين وب را مطالعه نموده باشد من نيز براي كم كردن زحمت ايشان اين پست را گذاشتم اي كاش همه ما متحري حقيقت باشيم نه اينكه فقط بر اين باور باشيم كه حرف ونظر ما درست است وديگران راه باطل مي پيمايند
متن سخنرانی تاریخی استاد عباس میلانی در مورد وضع کنونی بهائیان ایران و پیشینۀ بهائی ستیزی در ایران
دفاع از یاران ایران
عباس میلانی
15 اگست 2009 / 25 مرداد 1388
مقدّمهء سردبیر نیو ریپابلیک: سهشنبهء این هفته، محاکمهء هفت تن مدیرین نهضت بهائی ایران با اتّهامات جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملّی، که میتواند مجازات مرگ در پی داشته باشد، آغاز خواهد شد. آنها بیش از یک سال است که در زندان به سر میبرند. گروه دو نفرهء وکلای آنها از ملاقات با آنها که قانوناً الزامی است، منع شدهاند و هیچ کدام در دادگاه روز سهشنبه حضور نخواهند داشت. یکی از آنها، عبدالفتّاح سلطانی، به اتّهام شرکت در "انقلاب مخملی" در زندان است، و دیگری، شیرین عبادی برندهء جایزهء نوبل، توسّط رژیم ایران به شرکت در همان "توطئه" متّهم شده، امّا در سفر به غرب به سر میبرد.
در چند هفتهء گذشته، در سراسر جهان، جلساتی در حمایت از هفت بهائی در ایران، برگزار شده است. چهارشنبه گذشته، در تئاتر سانفرانسیسکو هربست، که زمانی جلسهء تهیّه پیشنویس اعلامیه حقوق بشر تشکیل شد، گروهی، که به نحو مطبوعی متعلّق به اقوام و ادیان متعدّد بودند، برای نشان دادن نگرانی خود نسبت به سرنوشت هفت بهائی مزبور و ابراز همبستگی با 000ر300 بهائی که هنوز در ایران به سر میبرند، اجتماع نمودند. راس میرکریمی، عضو امریکایی ایرانیتبار هیأت سرپرستان سانفرانسیسکو، در زمرهء رهبران سیاسی بود که در این اجتماع سخنرانی کرد. رئیس دانشگاه سانفرانسیسکو در ابتدای این جلسه دعایی را در چند کلمه قرائت نمود. در اینجا متن سخنرانی که آن شب ایراد نمودم نقل میشود. من عضو جامعهء بهائی نیستم، و مانند بسیاری از کسانی که در آن تالار حضور داشتند، برای ابراز همبستگی با این اقلّیت دینی در ایران که بسیار مورد لطمه و آزار واقع شده است، در آنجا حضور داشتم.
عبّاس میلانی هستم، و متأسّف و شرمنده امّا مصمّم و قاطع اینجا ایستادهام – شرمندهام از آنچه که گذشتهای ننگین و شرمآور در رفتارمان با شهروندان بهائی تلقـّی میکنم، و مصمّم و قاطع در تصمیم خویش که بگویم، دیگر هرگز، و دیگر بیش از این، چنین نخواهد بود.
طرحهای قومکشی در زندگی یهودیستیزی اروپای قرن نوزدهم یک واقعیت بود و در سدهء بیستم به مصیبت هولوکاست منجر شد. در ایران، جز معدودی قومکشی سبعانهء مرگبار هرگز چنین وضعیتی وجود نداشته است. امّا تا سدهء نوزدهم، یهودیستیزی ایرانی از نوعی قومکشی روانشناختی و احساسی به فنّ شیطانی تبدیل شد و متأسّفانه، تمامی فنون ظریف و سادهء این حرکتهای ایذایی علیه اعضاء جامعهء بهائی، بلای جدیدی برای متعصّبان شیعه، به کار گرفته شد.
مسلّماً میتوان پی برد که چرا تشیّع، و باور آن که پیامبرش به سلسلهء انبیاء خاتمه بخشیده، و این که شخص موعودی که باید ظهور نماید کسی جز امام دوازدهم نیست، ممکن است اصطکاکهای عمیق مذهبی با امر بهائی داشته باشد. امّا شرط واحد ادب و احترام در جامعهء نوین و مدرن ما آن است که دیگر سعی نکنیم اختلافات عقیدتی خود را با استفاده از سرنیزه یا تازیانه حلّ و فصل نماییم.
امّا برای تعصّب وسواسی بسیاری از شیعیانی که با امر بهائی مبارزه میکنند، دلیل دیگری نیز وجود دارد. پیام صلح بهائی در تضادّ کامل با کاربرد فزایندهء خشونت توسّط اسلامگرایان است؛ وعدهء برابری حقوق زن و مرد در امر بهائی در تباین با جامعهای مذهبی است که زنستیزی و زنبیزاری مدّتهای مدید خطّ مشی زندگیاش بوده است؛ و بالاخره تمسّک تقریباً جفرسونی بهائیان به این اصل که در موضوع ایمان و اعتقاد دینی نباید اکراه وجود داشته باشد، و پذیرش اعتقاد دینی نیز نباید بر حسب تصادف و مبتنی بر ولادت باشد، بلکه کودکانی که در خانوادهء والدین بهائی به دنیا میآیند باید در زمان وصول به بلوغ دیانت خویش را انتخاب نمایند، در تعارض با دیانت دولتی است که تغییر دین را جرمی قابل مجازات با قتل میداند – ترکیب تمامی اینها مجموعهء چشمگیر و قابل ملاحظهای از تضادها را به وجود میآورد که تشیّع سنّتی را متصلّب و متحجّر نشان میدهد. در مقام مقایسه، دیانتی که مکافات و عقوبتی برای شیعیان محسوب، منادی تجدّد و اصلاحات ضروری آن است – اصلاحاتی که در آن، ایمان و اعتقاد دینی موضوعی شخصی بین زنان و مردان و عقاید آنها نسبت به مقدّسات است.
فهم نادرست بیانات بهایی و بهایی ستیزان
اخیرا در این وبلاگ مباحثی پیرامون برخی بیانات مبارکه بهایی مطرح شده که از خوانش نادرست آثار بهایی نشات گرفته است. برخی بهایی ستیزان این بیانات را دلیل بر رد دیانت بهایی می دانند.گرچه در هر مورد توضیحات مکفی برای رفع خوانش نادرست داده شده ولی گویی که آنها معبود بت تقلید و تعصب قدیمه هستند . از جمله بیاناتی که شعف این گروه را برانگیخته این جمله از حضرت بها الله می باشد که :
آخرین خبرها از ایران:
روز ۲۶ تير ۱۳۸۸، همان روزى که مغازه آقاى شيردل پيراسته در سمنان به آتش کشيده شد، به مغازه آقاى افراسياب سبحانى، بهائى ديگرى در اين شهر، نيز جمله شد.
...ادامه مطلب
رنج نامۀ یک جوان بهائی ایرانی
به نام خدا
روزها یكی پشت سر هم بی هیچ ملا حظه ای میگذرد و آدمی در گذر تاریخ گوئی نقطه ای میشود محو وبی ارزش و براحتی فراموش شده وگاهی برای همیشه باقی میماند ودر این گذر چه بهتر كه با نامی نیك به یادها امده فراموش نشود.
من نیز مثل همه انسانها روزی به دنیا امده در شهری ودر تاریخی مشخص واز پدر و مادری نه چندان مشهور ولی ساده ومخلص چون همه ایرانیها، اما با یك تفاوتی نه چندان مهم یعنی متفاوت از لحاظ مذهبی ،اری من در دامن پدر و مادری بهائی بزرگ شده واز كودكی با تربیت واموزه های دینی رشد كرده به دنیا و محیط اطرافم نگاهی با عشق ومحبت داشتم گر چه در كوچه وبازار وحتی در مدرسه تنها به دلیل بهائی بودن مورد اذیت وتوهین بچه ها وبزرگترها قرار میگرفتم ولی با توجه تعالیم بهائی هرگز نسبت به انها نفرتی را احساس نمیكردم .
انقلاب دوران زندگیم یعنی بلوغ با انقلاب ایران همراه شد هنگامی كه موضوع ازادی ادیان را از تلویزیون شنیدم بسیار خوشحال شدم كه دوران سیاه وسخت علیه دیانتم به سر امده و اغاز دوران یكی شدن با هموطنانم فرا رسیده ،اما زمانیكه با چشمان خود پارچه های غرق خون بر اجساد هفت عزیز را در دل بیابان دیدم متوجه شدم كه سخت دراشتباهم خدایا چه می بینم هفت جسد غرق به خون، خدایا ایشان را خوب میشناسم هر یك همچو فرشته ا ی بر روی زمین والگوئی برای رفتارم بودند پس چه شد كه رادیو امروز صبح اعلام كرد هفت نفر جاسوس بهائی اعدام شدند ؟
،خدایا تو خوب میدانی كه این هفت نفر كه بودند وچه كردند ،حتما اشتباهی شده یا دادگاه اشتباه كرده یا اینكه رادیو اشتباهی انان را جاسوس اعلام كرده ،این یكی معلمم ، ان یكی پدر عزیزترین دوستم ان دگر ناظم ضیافت من خدایا این پیرمرد روستائی چه؟ این پیرمرد همان پیرمرد زجر كشیده ای نیست كه می شناسمش؟ درآن گوشه پسری مشغول غسل بدن غرق به خون پدرعزیزش،در ان سمت طفلان پدر اعدام شده در كنار مادر بهت زده ایستاده اند براستی اینها به كدامین گناه اینچنین مظلومانه پس از مدتها حبس به جای فرزندان خود گلوهای آتشین در آغوش كشیدند ورفتند .چرا درآن كویر داغ وپرعطش شهریور ماه، صحرای كربلاوحضرت سیدالشهدا ویاران باوفایش را بیاد می اورم.؟.. دیدن اجساد کشتگان بی گناه در ان بیابان داغ وتفدیده ،ایا میتوان به چیز دیگری هم فكر كرد ؟
روزها می گذشت ولی ذهنم هنوز در گیر موضوع ان عزیزان بود مگرمیشود ان خونهای ریخته بر خاك را فراموش كرد .ولی حتما اشتباهی شده ،مگر نگفتند مذاهب ازادند ؟ درفكر بودم وامیدوار كه این موضوع یعنی كشتار بهائیها در ایران عزیزم تكرار نشود چرا كه این كار باعث ذ لت كشورم در چشم جهانیان میشد .اما باز هم اخباری از گوشه وكنار میهن عزیزم میرسید كه فقط بوی خون میداد وانتقام ، تو گوئی فریاد العطش نفرت بعضی مسئولین با به اتش کشیدن ویران كردن وتصرف كتابخانه ها ،اماكن متبركه وزیارتگاه بهائیان ونیزبه گلوله بستن مظلومانی رفع عطش میكند كه جز خیر عالم ووطن به چیز دیگری فكر نمیكردند .براستی این چه اتش نفرتی است كه اعدام دختران جوان شیرازی ان رافرو مینشاند.
با تبلیغات مسموم كاری میكنند كه تعدادی از هم وطنان ساده ومتعصب بابنزین ونفت خانواده ای روستائی را و سپس گاو وگوسفند را زنده زنده به آتش میكشندونیز درخت میوه وحتی محصول رانابود كرده به اتش میكشند.ودر اینجا باید پرسید به فرض كه صاحبش بهائی وجاسوس ، مگر گاو وگوسفند هم جاسوس میشود كه او را با بنزین به اتش كشیدند؟
.خدایا جز تو به كه میتوان از این همه جهل ونفرت حاصل از تعصب پناه برد ؟براستی از تاریخ باید پرسید آیا این بیدادگریها را ازخاطر خواهد برد؟ او باید داوری كند كه چگونه جامعه مظلوم بهائی بجای انتقام در حق حاكمان دعا كرده وتحمل پیشه كرده و به اندازه ذره ای از وظیفه دینی خود پا فراتر نگذاشته ونمیگذارد.
در هر گوشه ای وبه هر فرد بهائی كه نگاه میكردم به نوعی فشاربی حد ی را تحمل میكرد اشنائی را دیدم كه ازمدیریت سازمانی، تنها به جرم بهائی بودن اخراج شده با اتومبیلی مشغول مسافر كشی بود. شخص دیگری از معاونت اداره ای به جرم اعتقادش پاكسازی شده برای تهیه خرج زندگی مجبور به كارگری ساختمان شدهومعلمی كه حقوق بازنشتگی خود را تنها به جرم بهائی بودن از دست داده با سن بالا مجبور به كارگری شده بود ، وان پیرزن روستا ئی را دیدم كه بدون توجه به پینه های دستش ،حاصل یك عمر تلاش وپس انداز دوران پیریش یعنی تمام زمین وحتی محصولش را مصادره كردندواومجبور شده كه به شهری غریب امده در گوشه ای به قالیبافی مشغول شده به امید روزی كه مسئولین حقیقت را فهمیده زمین و اموال رابه او برگردانده تا اوبتواند به روستای خود كنار درختهای خود ودر منزل مملو از خاطرات كودكی خود باز گردد. او وده ها روستائی دیگربا همین ارزوها روزها را سپری كردند ،ولی این عزیزان درسراسر میهن عزیزمان با د لی مملواز امید باز گشت ولبخندی بر لب ازعالم وعالمیان چشم بر بستند ودریك شهری غریبانه جان سپردند.... .وتو ای وجدان انسانی این دلهای شكسته ولی پر امید را دیدی وهیچ نگفتی؟ شاید تو هم مثل خیلی ها ازبیم برچسب جاسوسی لب نگشودی؟
اری من دراین شب دراز جهل مانند دیگر همكیشانم روزها را سپری میكردم به امید تابیدن نور بینش وعدالت بر دل بعضی ازهموطنانم كه هرروزی بیشتر از روز قبل اتش انتقامی بی دلیل دروجودشان شعله میكشید. تا ان زمان فكر می كردم كه انها نسبت به بعضی نفرتی عمیق دارند اما زمانی كه با معدل بالا و تنها به دلیل بهائی بودن اخراج شدم متوجه شدم كه كینه انها خیلی عمیقتر از اعدام ،اخراج ومصادره زندگی نفوس بهائی است انان علاوه بر اینكه تحمل همزیستی با فرد بهائی را ندارند با هر نوع پیشرفت علمی جامعه بهائی نیز سخت مخالفند.
من كه دررؤیای دوران كودكی و نوجوانی خود همیشه تصور میكردم روزی تكنیسین هواپیما خواهم شد پس ازاخراج از دبیرستان ،وقتی كه خود راجاروب بد ست مشغول كارگری مغازه ای دیدم فهمیدم كه در میان غبارهای جارو،حتی ان رویاهای شیرین رنگ خواهند باخت اما انچه در میان غبارها خود نمائی می كرد عظمت استفامت در راه عقیده ای بود كه كمترین قیمت ان جانفشانی و تحمل بلایا به هررنگ وشكلی بود.
روزها می گذشتند و راه های متفاوتی را برای جامعه بهائی با فكر قبلی طراحی میكردند ولی نمیتوانستند كوچكترین تغییری دراندیشه خیرخواهی این جامعه ایجاد كنند .من نیز مانند دیگر بهائیان به ابادانی وسرافرازی كشورم می اندیشیدم به همین دلیل سعی كردم باهزینه شخصی به تحقیقاتی درزمینه كشاورزی بپردازم پس از مدتی تلاش بلاخره موفق شدم كه طرح اولیه را اماده كنم به مركز تحقیقات كشاورزی مراجعه كردم مسئولین بسیار از طرح استقبال كردند جهت ازمایش طرح دستگاه را در مركز تحقیقات نصب وازمایش كردم ولی ناگهان نامه ای به من رسید كه باید خود را به دادگاه معرفی كنم پس از حضور در دادگاه عدل وشنیدن توهین وتحمل ضربه ای بر روی صورتم (البته ضربه ای نه از روی نفرت بلكه از روی مهر پدری ) ،خو د رادر بازداشتگاه اطلاعات دیدم .
گوئی رسم بهائی بودن در ایران تحمل دوران زندان نیز میشود .روزهای لذت حبس انفرادی می گذشت بدون اینكه بدانم به چه جرمی در بازداشت به سر می برم یا حتی كوچكترین خبری از همسر وفرزندانم داشته باشم. در سلول خود با خدای خود همچو دیگر بهائیان در بند به شكر خدا پرداختم شكر از اینكه من مثل ان زندان بان، بیگناهی را در بند نكرده ام .
پس از بازداشت انفرادی وقتی كه وارد زندان شدم با خط بزرگی روی پرونده ام نوشته شده بود جرم: جاسوسی ...در انجا بود كه متوجه شدم واژه جاسوسی یعنی... جالب اینكه در مدت باز داشتم بارها از روی حسن نیت مسئولین به من پیشنهاد دادند وگفتند كه اگر از اعتفادات بهائی دست برداری علاوه بر اینكه ازاد میشوی به تو امكانات ادامه روی كار تحقیقیت رانیز میدهیم ،در عجب میمانم كه اینهمه تهمتی كه به ما میزنند چگونه است كه با یك تبری جستن از اصول اعتقادی می تواند ما را از كل اتهامات برهاند براستی چگونه است كه نمی اندیشند كه چرا یك بهائی بر اعتقادش تا پای جان استقامت میكند.از حاصل یك عمر تلاش وزحمت خود چشم میپوشد ولی از دین واعتقاد خود چشم نمیپوشد .ایا براستی رسم عاشقی جز این است؟
بلاخره بعد از مدتی با ضمانت از زندان ازاد شدم خوشبختانه چون حس خدمتگذاری به كشورم كم نشده بود بلافاصله به مركز تحقیقات كشاورزی رفتم ،تا موضوع تحقیقم را دنبال كنم غافل از اینكه قبلا با انها تماس گرفته شده بودوانها مانع ورودم شدند.و باز هم درس بعدی خود را گرفتم اینكه یك بهائی حق ندارد به پیشرفت خود وحتی كشور خود بیاندیشد.اما كلاس اموزشی تمام شدنی نبود زیرا چند روز بعد درب مغازه ام را نیز پلمپ كردند به خیال اینكه از خرجی روزانه محروم میشوم غافل ازاینكه رزاق حقیقی دیگریست.
باز خبرهای ریز ودرشتی میرسید تو گوئی این اخبار واین فتنه ها تمام شدنی نیست این بار نوبت به اموات بهائی رسید البته نه اینكه برای اولین بار باشد خیر، برای چندمین بار قرعه به نام این مظلومانی افتاد كه در زمان حیاتشان انواع بلایا را تحمل كرده بودند وباید پس از مرگ نیز درس می گرفتند كه دست جهل پس از مرگ هم دست از سرفرد بهائی بر نمیدارد .در ابتدا باور نمیكردم ولی موقعی كه با چشمان خود دیدم متوجه شدم كه جهالت ادمی او را به چه حد ذلیل میكند كه حتی از جسدی نمیگذرد. خدایا چه می بینم حتی محل شستشوی ا جسا د ونیز تانك اب را با گلوله ولدر ویران كرده اند ، اری انجاهم مدفن ان پیر زن روستائی است كه ویران شده وهنوز جای چرخهای لدر بر آن سنگینی میكند،؟ درانجا بود كه درس بعدی را اموختم كه محل شستشوی جسد نیز محل جاسوسی وخیانت به كشوراست ،اما نه مگر درخت هم جاسوس میشود؟حتی درختان یادبود هر متوفی را از ریشه كشیده بودند .واین برای چندمین بار بود كه در شهر من اتفاق می افتاد بسیار جالب وتاسف بار است كه انها برای لحظه ای فكر نكردند كه شستن جسد در منازل یعنی چه واز همه مهمتر اینكه این اعمال زشت انهابرای همیشه در تاریخ به بدنامی پایدار میماند وچرا به جای شكستن سنگ قبر ویا بیرون اوردن جسد از خاك وفرستادن نامه های تهدید امیز.سعی نكردند كه رو در روی جامعه بهائی به مذاكره و رفع سوء تفاهمات بپردازند؟
جالب است كه آنان فقط قدرت در دست ندارند بلكه در دست دیگر قلمی دارند كه میتوانند از خود دفاع كنند وبه جای دادن قولی ووعده ای كه مرحمی باشد برزخم این همه بیدادگری، فریاد بر اورده كه ای مسلمانان به داد ما برسید كه این بهائی ها خون مسلمان میریزنند ،جاسوسی میكنند وكشور به دشمن میدهند فساد در جامعه اسلامی ترویج میدهند و...
وقتی كه گفته میشود پس كجاست اسناد شما كه این همه فریاد میزنید؟ میگویند سند نمیخواهد همینقدر كه زیارتگاه در اسرائیل دارید وسازمان ملل وكشورهای مستكبر از شما پشتیبانی میكنند برای ما كافی است شما اگر بیشتر سند میخواهید خودتان بگردید حتما پیدا میكنید .ولی وقتی كه جامعه بهائی مداركی را جهت تظلم به دادگاه ها ارائه میدهد متاسفانه روز بعد( برحسب اتفاق ونه عمدی بر اثر یك بی دقتی بعضی از همكاران محترمشان) پرونده گم می شود.
اری درمدتی كوتاه درسهای بزرگی اموختم ودانستم كه در این دنیا امكان دارد پرونده ای گم شود ،واز طرفی بی هیچ سند مدركی ، پرونده ای اتهامی وبر چسبی وسپس مصادره اموال زندان ویا حتی اعدامی صورت گیرد. ایا نمیدانند كه ان خالق مهربان بصیراست وقسم یاد نموده كه از ظلم احدی نخواهد گذشت ؟
جالب اینجاست در كشوری كه ادعای حكومتی با عدالت حضرت علی (ع) را با خود دارد یكی از مسئولین محترم نپرسید كه سند ومدرك اعدام،مصادره اموال ،وزندان كردن بهائیان كدام است..وقتی جامعه بهائی این سكوت وبی تفاوتی را از مسئولین مشاهده كرد بلاخره پس از دو دهه صبر واستقامت بیانیه ای را به مسئولین تقدیم كرد تا این درد دل ومظلومیت را به گوش انها برساند همین مسئولین كه تا به حال باسكوت معنی دار خود این بی عدالتیها را ناظر بودند یك هجوم همه جانبه علیه جامعه بهائی به راه انداخته واینبار فریاد زدند كه چرا تشویش اذهان عمومی میكنید ویا چرا مظلوم نمائی میكنید... باید از این عزیزان پرسید اگر در كشوری اماكن متبركه وزیارتگاه شما را درابتدا ویران وسپس مصادره میكردنند ،بی دلیل وبی مدرك جمع كثیری از شما را اعدام میكردندوشما را از كار وتحصیل محروم میكردند براستی شما چه میكردیدوچه میگفتید؟
وحا ل ای تاریخ من به تو و داوری تو همیشه مطمئن بوده وهستم. باشدكه برای نسلهای بعدی مظلومیت این عاشقان بی دل را تا به ابدیت هستی فریاد زنی...
خدایا تو شاهد ی كه به نام تو چه میكنند وبه نام حق چه حق ها را باطل میكنند پس ای مهربان گوشها را شنوا وچشمها را بینا وامرا راعدل عنایت فرما.
با سلام
دوستان براي مطالعه مي توانيد روي لينك هاي آبي رنگ زير كليك نمائيد
معرفی مختصر دیانت بهایی
حضرت بهاءالله
کتابخانهی منابع بهایی
کتاب اقدس
تلویزیون آیین بهایی
سایت معرفی دیانت بهایی
نقطهنظر (رفع شبهات)
ولوله در شهر (رفع اتهامات)
اخبار جامعهی بهایی (فارسی)
تعاليم جديد ديانت بهائي
اگر بخواهيم هدف تعاليم آئين بهائي را به طورخلاصه ودر جمله اي بيان كنيم عبارت است از:
ايجاد وحدت عالم انساني وصلح عمومي
البته بايد دانست كه اين تعاليم وبسياري ديگر ازتعايم بهائي در قالب جملاتي شعاري ويا شيرين ورويائي بيان نشده اند بلكه جانبازي وشهادت هزاران نفرواستقامت ميليونها نفر بهائي در سراسر عالم كه عاملان حقيقي ان هستند ميتواند ارزش وعمل كرد چنين تعاليمي را در مقابل ديد گان جهانيان نشان دهد. اگر امروز دول عالم چند قرار داد امضا كنند و داد صلح بزنند ولي درواقعيت ودر انديشه انان فقط منفعت شخصي وقدرت طلبي مطرح باشد كافي نيست و صلح ورفع تبعيض درعالم ايجاد نخواهد شد. بلكه جامعه بهائي معتقد است بشر نياز به تغييري اساسي در نوع انديشه دارد. انديشه اي كه بنام معنويت ودين چشم بسته و خود خواهانه اصراردارد تا اعتقادات مخصوص و محدود خود و تفاسيری غلط از کلام پيغمبران را به پيروان و مريدان خويش وحتي جامعه جهاني تحميل نمايد براي رسيدن به انديشه اي جهان شمول فاصله اي بسياري دارد . از طرفي انديشه اي كه از قدرت بتي ساخته تا ساير مردم جهان را مطيع يک ملّت ، يک نژاد يا يک طبقه خاص كند و ميليونها مردم گرسنه را بيرحمانه رها کرده تا قربانی معاملات خود سرانهء بازار های جهاني گردند نمي تواند به جهاني شدن بيانديشد .
تعاليم بهائي علاوه بر اينكه به اديان قبل از خود ايمان واحترام قلبي وعميق دارد ازعلت انحرافات امت اديان قبل بركنار است. اين تعاليم علاوه بر پاسخ به نيازهاي بشرامروزي ، آنچه مورد اختلاف است را محونموده وآنچه موجب وحدت والفت بشر است را ترويج ميدهد براي مثال
پايه واساس اديان يكي است : آئين بهائي به جاي برتر دانستن يك دين نسبت به ديگر اديان وبزرگ نمائي اختلاف اديان ، از آن جهت كه صاحب و گوينده تعاليم الهي را يك خداي واحد ميداند در نتيجه پايه واساس اديان رانيز يكي دانسته وبا اين نوع نگرش سعي ميكند نقطه مشترك تمام اديان را به عالميان نشان داده وكمكي باشد براي رسيدن به هدف اصلي ظهور پيامبران يعني وحدت حقيقي.اين وحدت را به باغي از انواع گل هاي متفاوت تعبير ميكند كه در عين تفاوت ظاهري درگل بودن همه مشتركند ودر ايجاد يك گلستان زيبا نقش دارند .
عاشرومع الاديان : جهت بر طرف كردن جنگ وتفرقه وايجاد وحدت نوع بشر به جاي بر چسب ارتداد ونجاست به ديگر اديان و دگر انديشان ، معاشرت با ملل واديان ديگر را تشويق مي كند . . تحقّق حریّت وجدان را شرطی اساسی برای عدالت و توسعهٴ اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی و تجدّد معیّن مي نمايد.
وحدت عالم انساني : براي خلاصي از منازعات حاصل از تعصبات ، بشررا تشويق به ترك جميع تعصبات از هرنوع نژادي مذهبي جنسي و وطني نموده وسعي دارد با راهكارهاي عملي راه رسيدن به انواع وحدت را كه شامل وحدت سياسی ،وحدت آراء، وحدت آزادی، وحدت وطن، وحدت زبان وخط ، وحدت جنس ،ووحدت دينی است، هموار نمايد
تساوي حقوق زن ومرد : تعاليم ظهور جديد زن ومرد را به عنوان دوبال براي حركت جامعه جهاني لازم دانسته ومعتقد است كه بي توجهي به هر يك ترقي جامعه انساني را دچار مشكل مي كند . حذف حق اعمال نظر وحقوق زنان را برابر با حذف حقوق نيمي از انسانها از عالم انساني دانسته ، معتقد است اگر جامعه جهاني بخواهد سريعتر به صلح جهاني برسد بايد زنان ضمن حضور در بالاترين پست هاي كشوري وبين المللي بدون هيچ تبعيض ومحدوديتي ازادانه حق ابراز عقيده واعمال نظرداشته با شند .اين تعاليم باخلقي جديد از شير زناني مانند قره العين آغاز شده تا نابرابري هاي ظالمانه ومرد سالارانه بين حقوق زن ومرد را از ميان بردارد. به جاي نگاهي جنسي به زن ، حجاب را فقط براي زن وبه صورت چادر نمي داند ، بلكه عفت وعصمت را براي زن ومرد واجب ولازم مي داند ، صيغه وچند همسري را مخالف شرط وفا داري و حفظ كانون خانواده مي داند آنرا به كلي رد ميكند .
درجامعه بهائي طبقه روحاني وكشيش وجود ندارد : حكومت مطلق فرد بر تفكروحركت جامعه را نمي پذيرد به همين دليل قدرت رااز دست علماي دين به عنوان كشيش ويا طبقه حرفه اي روحاني گرفته در عوض مسئوليت راواگذار شوراي روحاني نه نفره منتخب حاصل انتخاباتي آزاد وبين المللي نموده است
عدم مداخله در امور سياسي : با نگاهي عميق به تاريخ متوجه اين واقعيت ميشويم كه هر گاه دين وسياست سعي در دخالت در امور يك ديگر نموده اند بسياري از مشكلات بشري اغاز شده سياست كنوني جهان نيز متاسفانه سياستي الوده به دروغ وريا شده است،به همين دليل براي دور ماندن دين از تزوير ودروغ ، تعاليم آئين بهائي راه خود را از چنين سياستي كاملا جدا ومتفاوت مي داند .
عالم محتاج نفثات روح القدس است :
موضوع خاتميت يعني اينكه امت هر دين ، ديانت خود را اخرين دين دانسته واز پذيرش دين جديد خود داري كنند، يكي از عواملي است كه باعث عدم پذيرش ظهور جديد شده ودر نتيجه عامل مهمي براي ايجاد جنگ وسوتفاهمات بوده است . اصول اعتقادي امر بهائي با طرح اين حقيقت كه تمام پيامبران به عنوان مقام مظهر امر الهي و مربيان اسماني داراي يك رتبه ومقام هستند و خداوند به فضل خويش هرگز عالم را از اين فيض محروم نساخته ونخواهد ساخت اين اعتقاد را بيان ميكند كه سير ظهور پيامبران با توجه به رشدو بلوغ آدمي تاكنون ادامه داشته وادامه خواهد داشت.
به جاي ترويج نفرت ، انتقام وخشونت، سعي در رفع سوتفاهمات وتعصبات جاهليه داشته ، جامعه بشري را تشويق به مدارا واحترام به نظر ديگران مي كند. روشي كه در مشورت بهائي برای حقيقت جويی به كار برده می شود عامل تغييري بزرگ در روش مشورت گفتگوهای امروزي خواهد شد . الگوي مشورت بهائي در محيط روحاني كه با تلاوت دعا و مناجات آغاز و افكارونظرات در نهايت خلوص و ادب ابراز می شود وافراد با اين روش از هرگونه اصرار وپافشاري بر راي ونظر خود داري ميكنند .اين چنين محيط روحاني براي تبادل افكار در جامعه بهائي ميتواند الگوي مناسبي براي مشورت در جامعه بشري باشد
حقيقت نسبي است : امربهائي جهت رفع سوتفاهمات بين ملل واقوام سعي ميكند اين موضوع را بيان كند كه حقيقت هرگز يك امر مطلق ودر دست گروهي خاص نيست ، بلكه حقيقت يك امر نسبي است واحاد افراد جامعه در درك وفهم حقيقت نقش دارند ، به جاي تقليد كوركورانه از رهبران مذهبي ، تحري حقيقت را سفارش ميكند .
مطابقت علم ودين : براي پاك كردن دين ازالودگي خرافه وخرافه پرستي تعاليم بهائي مطابقت دين وعلم را لازم دانسته و ميزان حقيقي را مطابقت اين دو قرار داده است .
تشكيل محكمه كبري :آئين بهائي براي جلوگيري از اتلاف وقت انرژي وسرمايه كشورها ، محكمه اي متشكل از نمايندگان دول عالم وداراي قدرت اجرائي جهاني براي امنيت جهانيان را مطرح ميكند .
آموزه هاي بهائي زخم هاي به جا مانده از جنگ وتروريسم را يكي ازدلايل فقر وفساد دانسته و معتقداست كه انسان برای اصلاح عالم خلق شده وشئونات درنده های ارض لايق انسان نبوده و نيست به همين دليل سعي ميكند با تعاليم خود ، مانع انجام اعمالي دور از شان ومنزلت مقام انساني شود گرچه تعاليم بهائي مانند فصل بهارو اغازتمام اديان الهي با مخالفت وتهمت وافترا از سوي امت وعلماي دين قبل روبرو شد ولي توانست گنج عظيمی ازانواع فرهنگهارا فراهم كند كه البته اين ثروت عظيم حاكی ازميراثی است كه در تمدّنی جهانی بارور شده و بشر بالغ آنرا برای توسعهء اجتماعی و اقتصادی لازم دارد. تعاليم جهان شمول ديانت بهائي به صورت دانه اي برانديشه آدمي كاشته شده است كه همراه با بلوغ تدريجي بشر رشد كرده اين نهالي است در حال رشد كه درختي خواهد شد تا تمام عالميان بدون هيچ تبعيض وتعصبي در كنار هم ازميوه ان لذت ببرند .
بنا به اطلاعاتى که مقامات زندان اوين به خانواده هاى هفت زندانى بهائى، که از بيش از يک سال پيش زندانى هستند، داده اند قرار است اين افراد در تاريخ ۲۰ تير ۱۳۸۸ (۱۱ ژوئيه ۲۰۰۹) محاکمه شوند. اين اطلاع فقط به طور شفاهى به اين خانواده ها ابلاغ شده و از آنجا ک١ به دفعات اطلاعات داده شده در باره محاکمه اين افراد ناموثق بوده احتمال دارد اين بار نيز مقامات ايرانى به دلائلى اين تاريخ را تغيير دهند.
اين هفت نفر در بهار سال ۱۳۸۷ بازداشت شدند و بيش از يک سال است که بدون هيچ اتهام رسمى يا دسترسى به وکيل در ...
قبل از واقعه 7/7/77 جامعه بهائی آمریکا به دانشگاه ایندیانا مراجعه می کرد و از آن ها می خواست که مدرک دانشگاه بهائی (BIHE) را به رسمیت بشناسند. پس از چندی یکی از اساتید این دانشگاه قصد مسافرت به ایران را نمود. دانشگاه از این استاد خواست هنگامی که به ایران می رود سری هم به دانشگاه بهائی بزند و این قدر که جامعه بهائیان آمریکا می گویند که بهائیان ایران دانشگاه دارند و خواستار به رسمیت شناختن مدرک آن می شوند آیا از نظر کیفیتی در سطح مناسبی قرار دارد؟
این استاد به ایران آمد و پس از چند روز سمینار در دانشگاه های مختلف دولتی ایران یک روز با نمایند جامعه بهائیان ایران تماس گرفت و اعلام کرد که می خواهد از دانشگاه بازدید کند. نماینده جامعه بهائی ایران با ماشین دنبال ایشان رفت و هنگامی که این استاد سوار شدند از نماینده جامعه بهائی خواست که او را به کمپوس دانشگاه بهائی ببرد. (کمپوس دانشگاه جایی است که ساختمان های دانشگاه در آن جا قرار دارد) نماینده جامعه بهائی ایران به ایشان می گوید که دانشگاه بهائی مکانی که مورد نظر شماست را ندارد و کلاس هایش در خانه برگزار می شود.
استاد می گوید: دانشگاهی که کمپوس ندارد را که نمی توان دانشگاه نامید. لطفا من را به همان جایی که بودم برگردانید. نماینده جامعه بهائی از ایشان می خواهد حالا که تا اینجا آمده اند حداقل یک سری به یکی از خانه هایی که کلاس در آن تشکیل می شود بزنند. استاد می گوید که من فقط 1 ساعت برای شما وقت دارم و در این یک ساعت از دانشگاه شما بازدید خواهم کرد. بالاخره به منزلی که یکی از کلاس ها در آن تشکیل می شده است می رسند و در همین حین استاد آقای دکتر مستقیمی را می بینند که وایت برد در دست گرفته و در حال رفتن به درون خانه ای هستند. استاد ایشان را می شناخت چه که برادر دکتر مستقیمی یکی از اساتید دانشگاه در خارج از ایران بودند و کسی بودند که آناتومی کامل بدن انسان را بر روی کاغذ آورده اند.
استاد از این مساله تعجب می کند و به آقای دکتر مستقیمی می گوید که چرا شما وایت بورد را می برید؟ این کار در شأن شما نیست. آقای دکتر مستقیمی پاسخ می دهند که این کار خود خدمت است و فرقی نمی کند چه کسی این کار را انجام می دهد. وقتی که وارد خانه می شود صاحب خانه را می بیند که در گوشه ای مشغول تهیه پذیرایی برای مهمانان است و در طرف دیگر خانه بچه ها دور تا دور اتاق نشسته و آقای دکتر مستقیمی شروع به درس دادن می کنند و بچه ها نیز مطالبی را یادداشت می کنند.
بعد از مدتی استاد از بچه ها سوالات علمی در رابطه با آن درس را می پرسد و بچه ها نیز پاسخ سوال را می دهند و می بیند که سطح بچه ها نیز از لحاظ علمی خوب است.
همین استاد که در ابتدا گفته بود 1 ساعت بیشتر فرصت ندارد تمام برنامه های خود را در طی چند روز بعد کنسل نمود و به طور کامل وقت خود را برای دیدار و آشنایی بیشتر با دانشگاه بهائی گذاشت و پس از مدتی به کشورش بازگشت.
زمانی که به دانشگاه ایندیانا رفت در ابتدا سمیناری را برگزار کرد و از اساتید دانشگاه نیز خواست که در آن شرکت نمایند.
این استاد سخنان خود را با این جملات آغاز نمود:
"من به بزرگترین دانشگاه دنیا قدم گذاشتم! من به دانشگاهی قدم گذاشتم که اگر چه مکانی برای تشکیل کلاس هایش ندارد ولی در عوض در خانه 300 هزار بهائی به روی آن باز است تا کلاس هایش را در آنجا تشکیل دهد! من به دانشگاهی وارد شدم که استاد این دانشگاه برای پول درس نمی داد! و دانشجویش برای مدرک درس نمی خواند!"
آخرین خبرها از ایران:
روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ آقاى خشايار زارعى، جوان شانزده ساله بهائى، بعد از مراجعات مکرر به رئيس فدراسيون جودوى ايران اجازه يافت که در مسابقات انتخاب تيم ملى جودوى نوجوانان شرکت کند. خبر پيروزى آقاى زارعى در سايت باشگاه خبرنگاران دانشجوئى ايران منتشر شد. کميته جودوى استان فارس عليرغم اين که خشايار يکى از ۲۱ نفر برندگان اين مسابقات بود او را با اين عنوان که بهائى است از عضويت در تيم محروم کرد. مقامات فدراسيون گفتند خشايار را بر اساس دستورالعمل حراست سازمان تربيت بدنى کل کشور از ...
نامه سرگشاده هاشمي رفسنجاني به رهبری
بسمالله الرحمن الرحيم
مقام معظم رهبري آيتالله خامنهاي زيده عزّه
متأسفانه اظهارات عاري از حقيقت و غيرمسئولانه آقاي احمدينژاد در جريان مناظره با مهندس موسوي و مقدمهچينيهاي قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهكهاي ضدانقلاب در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب و نيز تهمتزدنها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجنپراكنيهاي باند پاليزدار كه در دادگاه محكوم شده را به نمايش گذاشت و از آنجا كه بخشي از اين اظهارات قبلاً در رسانههاي دولتي و آتش تهيه آن در سخنراني مشهد مقدس مطرح شده، ادعاي اينكه مطالب او تحت تأثير فضاي مناظره گفته شده و فاقد برنامهريزي قبلي است، پذيرفتني نيست و گويا براي تحتالشعاع قرادادن گزارشهاي مستند و مكرر ديوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن يك ميليارد دلار و ارتكاب چند هزار تخلّف در اجراي بودجهها ميباشد و شايد هم رقيب اصلي خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامي ميداند.
دهها ميليون نفر در داخل و خارج ناظر دروغپردازيها و خلافگوييهايي بودند كه برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلاميمان را نشانه گرفته بود.
زير سوال بردن تصميمات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و تلاشهاي امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانيت عظيمالقدر كه در نيم قرن گذشته با مجاهدتهاي خويش توانستند بناي باشكوه نظام اسلامي را ايجاد و مستقر و بالنده كنند، از اين بدتر نميشد. دوران مشعشعي كه خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پيشتاز، رئيسجمهور و نهايتاً رهبري نظام نقش و مسئوليتهاي ممتازي به عهده داشتهايد.
نقطه قابل توجه دراين تهمتها اين است كه غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبري امام راحل و جنابعالي كه هادي دولتها بودهايد و با اظهارات صريح، مديريتها را مورد تأييد و تحسين قراردادهايد، نشانه گرفته است.
بعد از جريان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنيانگذار جمهوري اسلامي، شهيد مظلوم دكتر بهشتي و جنابعالي و اينجانب كه در شعارهاي مردمي به عنوان «سه ياور خميني» شناخته شده بوديم، با همراهي نيروهاي انقلابي و بخصوص نمايندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوري اسلامي توانستيم در جهت زدودن غبارهاي ابهامات و سمپاشيها اقدامات مؤثري انجام دهيم و امام راحل درد آشنا با تشكيل گروه حقيقتياب و داور، بخشي از حقايق را آشكار كردند. نتايج آن، آگاهي بيشتر مردم و رسوايي فتنهگران و در نهايت نجات كشور از خطري بود كه دشمنان استكباري و ضد انقلاب طراحي كرده بودند.
البته اينجانب قصد ندارم كه دولت موجود را مثل دولت بنيصدر معرفي كنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت را براي اين دولت بخواهم، بلكه مقصود اين است كه بايد مانع گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار شد.
اينجانب براي پرهيز از آلودهشدن فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات به تشنجات بيشتر، از عكسالعمل فوري كه مورد انتظار ملت است، خودداري كردم.
در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقاي احمدينژاد گفتم كه در اظهارات او خلافگوييهاي فراواني وجود داشته و ادعاي كذب تماس تلفني من با يكي از سران عرب و ادعاي كارگرداني مبارزات انتخاباتي رقبا و اتهامات ناروا به جمعي از بزرگان نظام، از جمله جناب آقاي ناطق نوري و فرزندان من و بدتر از همه زيرسوال بردن اقدامات امام راحل را يادآوري و پيشنهاد كردم با صراحت اتهامهاي نادرست را پس بگيرد كه نيازي به اقدامات قانوني افراد و خانوادههايي كه ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تيرهاي ناسزاگويي قرار گرفتهاند، نباشد.
از صدا و سيما هم خواسته شد كه فرصتي در اختيار طرفهاي ذيحق براساس مقررات سازمان قرار دهد كه از خود دفاع نمايند. گرچه در گذشته به بخشي از اين اتهامات پاسخ داده شده و رئيس قوه قضاييه وقت جناب آقاي يزدي در پايان كار رياست جمهوري اينجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسي رسماً اعلام پاكي و منزّه بودن خانواده رئيسجمهور و حتي كمشدن داراييها در دوران مسئوليت را نمودند، ولي تكرار اتهام تكرار جواب را ميطلبد.
معالاسف، اين دو پيشنهاد خيرخواهانه عملاً پذيرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سكوتشان ديدند و بيشك جامعه و بخصوص نسل جوان نيازمند اطلاع از حقيقت است. حقيقتي كه با اعتبار نظام و همدلي ملت ارتباط جدّي دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنين نامه اي نمي كردم.
معتقدم جنابعالي بخوبي ميدانيد كه اينجانب و بسياري از بزرگان تأثيرگذار انقلاب و حتي خود جنابعالي از دوران مبارزه و سالهاي اول انقلاب و در تعدادي از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالي و ضدانقلاب بودهايم و هميشه صبورانه تهمتها و اهانتها را پشت سر گذاشتهايم و در دور جديد تهمتها و هجمهها هم از حدود پنج سال پيش تاكنون دندان روي جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و كشور اندوه خويش را مكتوم ميدارم و از اين جهت هم مورد گلايه بسياري از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار ميگيرم ومهم اين است كه اينبار اين تهمتها توسط رئيس جمهور و در رسانه ملي مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حقكشيهاي ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختيار مردم و تاريخ قرار خواهد گرفت،
تاريخ گواه است كه اكثريت مردم متعهد و انقلابيمان كمتر تحت تأثير خلافگوييها قرار ميگيرند و دليل آن آراء افتخارآميز مردم به اينجانب در آخرين انتخابات مجلس خبرگان رهبري است و نيز خوب ميدانيد كه در جريان انتخابات جاري، تاكنون به خاطر مسئوليتهاي رسمي ام در رسانه هامطلبي به نفع يا ضرر افراد و جريانهاي درگير در انتخابات نگفتهام و در موراد ضروري به كلياتي مبتني بر حضور حداكثري مردم در پاي صندوقها و سلامت انتخابات اكتفا كردهام و رسماً گفتهام برنامه شركت در انتخابات ندارم.
چهار نامزد موجود براي آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سياست اينجانب از من نظر نخواستهاند و بعد از نامزدي هم از اينجانب درخواست حمايت نكردهاند و اگر هم در جلساتي بهم رسيده باشيم، چيزي جز همان كليات فوقالذكر را از من نشنيدهاند و اگر حزب يا گروهي در مورد جهتگيري در انتخابات نظر خواستهاند، گفتهام براساس آييننامه خود عمل كنند و حقيقتاً آنها با تصميمخودشان و همكارانشان در صحنهاند و عمل ميكنند و انصافاً تهمت دستنشانده بودن آنان ستم و بيحرمتي غيرقابل توجيه است.
بجاست كه به اين حقيقت هم توجه شود كه احتمالاً عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند كه من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نميدانم و خود جنابعالي هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم ميدانيد. ولي اين نظر را رسانهاي نكردهام و خود عوامل دولت در اين مورد بزرگنمايي كردهاند كه هدف بزرگنمايي در آن مناظره روشن شد.
با اينهمه بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بيشك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نميتابند و آتشفشانهايي كه از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونههاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده ميكنيم.
اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديدههاي زشت و گناهآلودي مثل تهمتها، دروغها و خلافگوييهاي مطرح شده در آن مناظره برخورد كند و اگر مسئولان اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلّفهاي صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد كه فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسيدگي كنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاقشكن عليرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه ميتوانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامي بدانيم؟
رهبري معظم انقلاب؛
اكنون كه امام راحل (ره) آن پير فرزانه و حلّال مشكلات و ملجاء همه و يار صبور و ديرينه هر دوي ما آيتالله شهيد مظلوم دكتر بهشتي و بسياري از همسنگران قديم كه يا به فيض عظماي شهادت رسيدند و يا به ديار باقي شتافتند ؛ در بين ما حضور ندارند، شما ماندهايد و من و معدودي از ياران و همفكران قديم. از جنابعالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنههاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح ميدانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعلهورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد.
لذا در فرصت باقيمانده ضروري به نظر ميرسد خواسته حق حضرتعالي و مردم در خصوص انجام انتخاباتي سالم و پرابهت و حداكثري تحقق يابد. كاري كه ميتواند عامل نجات كشور از خطر و باعث تحكيم وحدت ملي و اعتماد عمومي باشد و فتنهگران نتوانند با حدس و گمان نصّ پيامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحريف كنند و با ناديده گرفتن قانون، بنزين بر آتشافروخته بريزند.
|
جامعه بهايي ، جامعه اي است جهانی كه اداره آن به روش مشورت انجام مي شود . مديران جامعه بهايي ، از طريق انتخابات و توسط بهاييان ۲۱ سال به بالا برگزيده مي شوند . اين مديران در سه سطح انتخاب مي شوند : در سطح محلي . : يعني هر شهر يا روستا و محل ، تعدادي از افراد بهايي را به روش انتخابات ،براي اداره جامعه محلي خود انتخاب مي نمايد كه به آن محفل روحاني محلی گويند و هر سال اين انتخابات تجديد مي شود . . در سطح ملي : يعني بهاييان هر كشوري تعدادي از افراد بهايي همان كشور را به روش انتخابات براي اداره جامعه بهاييان، در سطح كشور انتخاب مي نمايند كه به آن محفل روحاني ملي گويند . و آن نيز هر سال تجديد مي گردد. در سطح بين المللي : يعني بهاييان در سراسر جهان ،تعدادي از بهاييان را در سطح بين المللي و از ميان بهاييان كل كشورها انتخاب مي نمايند كه اداره كننده امور بهاييان در سطح جهان باشند و بيت العدل اعظم نام دارد . اين انتخابات هر پنج سال يك بار تجديد مي شود . اصول انتخابات بهايي
اين قانون در مورد انتخاب اعضاء بيت العدل اجرا نمي شود زيرا تعين اقليت و اكثريت در دنيا امكان پذير نيست و انتخاب بيت العدل ، جهاني است . اصول انتخابات در انتخابات محلي و ملي و بين المللي يكسان است در انتخابات محلي ، اعضاء يك شهر يا روستاو يا محل به انتخاب ۹ نفر از افراد همان شهر يا روستا و يا محل به عنوان اعضاء منتخب خود براي عضويت در محفل روحاني محل ، اقدام مي كنند .در حال حاضر در بیش از چهل هزار شهر وروستا درسراسر جهان محافل روحانی محلی دایر شده است . در انتخابات ملي ، هر شهر يا روستا بنا بر جمعيت خود ،تعدادي نماينده از ميان اهالي محل خود ، به روشي كه در فوق گفته شد ، انتخاب مي نمايند و اين نمايندگان از سراسر كشور در روزي معين و در محلي معين ،جمع شده و به انتخاب اعضاء محفل ملي اقدام مي كنند . يعني اين افراد كه نمايندگان مورد اعتماد هر محل و شهر هستند از ميان كل بهاييان يك كشور نام ۹ نفر را كه صلاح بدانند به صندوق راي ،مي اندازند و اسامي كه بيشترين آراء را داشته باشند به عنوان اعضاء محفل ملي يك كشور و به مدت يك سال اداره جامعه بهاييان آن كشور را بر عهده دارند . اين افراد ممكن است از هر شهر يا طبقه يا نژاد باشند .در حال حاضر در یکصد وهشتاد کشور جهان محفل ملی فعال است. در انتخابات بين المللي، كليه اعضاء محافل ملي كشورها ي مختلف به نمايندگي از بهاييان كشور خود ،در روزي معين و در محلي معين جمع شده و از ميان كل مردم جهان نام ۹ نفر را به روشي كه در انتخابات بهايي گفته شد ، به صندوق آراء مي اندازند و ۹ نفري كه بيشترين راي را بدست آورده باشند به عنوان اعضاء بيت العدل اعظم به مدت ۵ سال مسئوليت اداره جامعه جهانی بهايي را در سطح بين المللي بر عهده دارند. اين نوع روش برگزاري انتخابات ، از سال ۱۹۲۱ میلادی بتدریج در جميع كشورهاي جهان از جمله ايران برگزار و در عرصه عمل ، موفقيت آن به اثبات رسيده است . |
|
اجلاس ماه نوامبر در واتيکان، گرچه به دليل حضور رهبر مذهبی کاتوليک های جهان از اهميت بسيار برخوردار است، اما اولين و آخرين نشست مراجع دينی اسلام و مسيحيت و اولين يا آخرين تلاش ها برای گفت و گوی اديان ابراهيمی نيست با اين همه به دليل کارکردها و نقش کنونی اسلام در اروپا و جهان، توجه جهانی را به خود جلب خواهد کرد .
گوشه ای از جنایات برعلیه بهاییان
در 28 خرداد 1362 در زندان عادل آباد شیراز ده زن و دختر بهایی بدار آویخته شدند. جرم ایشان همگی
عقیدتی اعلام شد. از تمامی این افراد خواسته شد از عقیده شان دست بردارند. آنها یک به یک طناب
دار را بوسیدند اما در راه آزادی عقیده ذره ای تردید به خود راه ندادند. تصاویر تعدادی از این عزیزان را
میتوانید ببینید. روحشان شاد و راهشان پایدار.
اسامی اعدام شدگان : مونا 17 ساله - اختر ثابت 21 ساله - سیمین صابری 24 ساله - رویا اشراقی
22 ساله - شیرین دالوند 25 ساله - مهشید نیرومند 28 ساله - زرین مقیمی 29 ساله - طاهره
سیاوشی 32 ساله - نصرت یلدایی 56 ساله - عزت جانمی 57 ساله.

رویا اشراقی که همراه مادر به فاصله سه روز بعد از اعدام پدرش به دار آویخته شدند.

مونا 17 ساله که 3 ماه بعد از پدر اعدام شد. مونا در گروهی که قرار بود اعدام شوند آخرین نفر بود. بارها از او خواستند توبه کند اما ..............................
همه ما به تو افتخار میکنیم. روحت شاد مونای عزیز.

رویا 22 ساله دانشجوی رشته دامپزشکی دانشگاه شیراز. وی ابتدا از دانشگاه اخراج و بعد از مدتی همراه با مادرش اعدام شد.

شیرین دالوند 25 ساله فارغ التحصیل رشته جامعه شناسی (دانشنامه اش را درباره مبارزه با اعتیاد ارائه کرد). او نیز همانند هزاران بهایی دیگر به جوخه های اعدام سپرده شد.
جناب رئیس جمهور محترم سلام
این نامه را مانند ده ها نامه دیگر تقدیم می کنم گرچه نیک می دانم مانند نامه های قبلی بی هیچ پاسخی مورد بی توجهی قرار می گیرد ولی می نویسم هم اینکه در مقابل وجدان خود آسوده با شم وهم امیدوار به اینکه شاید این بار مورد توجه ومهر شما قرار گرفته گامی بردارید درراه عدالت وعدالت پروری .
همانگونه که اطلاع دارید بلاخره خانم رکسانا صابری به نظر نهائی دادگاه تجدید نظر جکم آزادی خود را دریافت نمودند این خبر هم شخص ایشان را وهم خانواده ووکیل ایشان را ونیزدولت آمریکا را !!! راضی وخوشنود کرد وحال سوال من اینجا است اگر دادگاه اول به حق وعدالت حکم می کرد چرا باید دادگاهی دوباره به عدالت برگزار وتجدید می شد ؟
وتعجب از اینکه حکم ثانی یعنی حکم آزادی خانم صابری با فاصله بسیار زیادی از حکم سنگین اول یعنی هشت سال حبس قرار گرفت .
مطلبی دومی که موجب تعجب من شد این بود که دادگاه تجدید نظر بنابه ادعای وکیل خانم صابری کاملا عادلانه یعنی با حضور وکلای خانم صابری واجازه کامل برای مطرح کردن دفاعیات انان (که همین موضوع نیز موجب برائت ایشان شد ) ونیز ارائه مدراک واسناد مربوطه بر گزار شد و سوال من اینکه چرا نباید کلیه دادگا ه های متهمین ایرانی نیز مانند این خبر نگار ایرانی امریکائی بر گزار شود ؟چه بسیارند نفوسی که تنها به دلیل ایرانی بودن و امریکائی نبودن از داشتن چنین دادگاهی محروم هستند وباید بی گناه همان احکام سنگین وغیر عادلانه اولین دادگاه را تحمل کنند وگاها حتی جان خود را نیز از دست بدهند.
چرا باید افراد بهائی(از جمله شخص من) بدون داشتن وکیل مدافع وبدون ارائه مدارک قانونی در زندان به سربر ند ؟
بیش از یک سال است که هفت نفر از مسئولین جامعه بهائی در زندان به سر می برند نه جرم ایشان مشخص شده ونه اینکه دادگاهی مانند دادگاه تجدید نظر خانم صابری برای انان تشکیل شده است. ونیز در اکثر شهرهای ایران تعدادی افراد بهائی نیز به همین صورت در حبس هستند .در اوایل انقلاب اسلامی ایران بیش از دویست نفر از بهائیان از پیرمرد هفتاد وپنج ساله کشاورز یزدی تا دختر هفده ساله شیرازی بدون هیچ مدرک وسند جرمی اعدام شدند(به اتهام جاسوسی) وتنها دلیلی که مطرح می شد ودولت مردان نظام اسلامی ایران مطرح می نمودند این بود که : امریکا از بهائیان دفاع می کند همین دلیل بزرگی است بر اینکه بهائیان خیانت می کنند وجاسوس هستند .بهائیان ایرانی بدون مدرک جرم وکاملا بی گناه طناب دار را به آغوش کشیدند وجان خود را از دست دادند ولی امریکائی های دستگیر شده در سفارت آمریکا (به قول سیاست مردان ایرانی لانه جاسوسی) ازادانه به آغوش خانواد ه های خود باز گشتند آیا دولت انگلیس وامریکا از ملوانان انگلیسی و هم چنین خانم صابری دفاع نکردند پس چه شد که ملوانان انگلیس با وجود تجاوز به حریم مقدس کشور مان آزاد شدند وخانم صابری نیزبه زودی آزاد می شوند ؟
جناب رئیس جمهورای کاش مانند دادگاه خانم صابری امر می فر مودید که حتی برای یک بار هم که شده دادگاه افراد بهائی نیز به طورعلنی با عدالت کامل با حضور وکیل مدافع و.نیز ارائه مستدل وقانونی مدارک جرم تشکیل شود انموقع بود که متوجه می شدیم یک بهائی حتی برای یک روز هم زندان وحبس را نباید تحمل کند وهرگز بهائیان محکوم به اعدام وزندانی ومصادره اموال ومحروم از دانشگاه نمی شدند . اینکه انتظار می رود بهائیان به طور علنی و با حضور وکیل مدافع محاکمه شوند آیا انتظار زیادی است؟
انشای مونا دختر 16 ساله بهایی چند ماه قبل از اعدام

موضوع انشا: آزادی میوه اسلام است. هرکس آن را چشیده بهره برده است.
متن انشای مونا : آزادی درخشنده ترین کلمه در میان کلمات درخشان موجود در دنیاست.
بشر همواره درباره آزادی سوال پرسیده و خواهد پرسید که چرا از آن محروم بوده است؟
چرا از زمان آغاز حیات بشر بر روی این سیاره آزادی وجود نداشته؟ همیشه افرادی نیرومند
و بی انصاف بوده اند که بخاطر خواسته های شخصی شان به هرگونه جور و ستمی
متوسل شده اند.
چرا در کشور من هم کیشانم از خانه هایشان ربوده میشوند؟ درون گونی به مساجد برده
میشوند و شلاق و کتک میخورند؟ و همانگونه که اخیرا در شهر خودمان (شیراز) دیده ایم
خانه هایشان غارت و آتش زده میشوند؟
صدها نفر با ترس خانه هایشان را ترک میکنند. چرا؟ بدلیل نعمت آزادی ای که اسلام آورده؟
چرا من آزاد نیستم تا عقایدم را در این جامعه بیان کنم؟ چرا آزادی بیان نداشته ام بطوریکه
در نشریات بنویسم و در رادیو و تلویزیون درباره عقایدم حرف بزنم؟
چرا نمیتوام بگویم یک بنیانگذار نوین جهانی با حقایقش آمده تا ما را راهنمایی و یاری کند تا
باشیم آن طوری که براستی باید باشیم؟ بهاالله یک کتاب جدید آورده است. کتابی که ما را از
دشمنی و عداوت نجات خواهد داد. ما را از تبعیض می رهاند. ما را از تفکرات جناحی و
خشونت آزاد میکند. کتاب او مادر همه کتابها میتواند باشد و من هنوز اجازه ندارم تا درباره
آن صحبت کنم یا این آگاهی را در اختیار جامعه خود قرار دهم. بله! آزادی و اختیار هدیه
خداست و هدیه خوبی است برای من!!!!

مونا محمودنژاد 16 ساله
تاریخ اعدام : 28 خرداد 1362 - زندان عادل آباد شیراز
جرم : عدم انکار دیانت بهایی
لطفا روی ادامه مطلب کلیک نمائید
آخرین خبرها از ایران:
روز ۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ ( ۲۵ آوريل ۲۰۰۹) آقاى وحدت دانا ساکن شيراز بعد از چندين ماه، که مأمورين وزارت اطلاعات در تعقيب او بودند، بازداشت شد. آقاى دانا در موقع مراجعۀ مأمورين براى جلب در خانه نبود. مأمورين از همسر او خواستند که تلفنى با وى تماس بگيرد و متعاقباً او را جلوى خانه اش دستگير کردند. آقاى دانا در حال حاضر در بازداشت گاه محلى وزارت اطلاعات زندانى است. وى پيش از اين در سال ۲۰۰۵ به مدت بيش از يک ماه در بازداشت بود. خانوادۀ آقاى دانا به خاطر مشکلات جسمانى گوناگون وى نگر...
آخرین خبرها از ایران:
در ساعات اوليۀ روز ۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ (۲۶ آوريل ۲۰۰۹) آقاى شهرام صفاجو ساکن کرج پس از تجسس خانه اش توسط مأمورين بازداشت شد. وى همچنان در بازداشت است....
آخرین خبرها از ایران:
آقاى ميشل اسماعيل پور اهل تنکابن (در استان مازندران) در روز ۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ (۲۱ آوريل) بازداشت شد و همچنان در اسارت است. مأمورين وزارت اطلاعات که او را بازداشت کردند حکمى براى جلب او نداشته اند و گفته اند وى ده روز در زندان خواهد بود....
آخرین خبرها از ایران:
روز ۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ (۲۳ آوريل ۲۰۰۹) فروشگاه پوشاک متعلق به آقاى سيامک ابراهيمى نيا در تنکابن لاک و مهر شد. آقاى ابراهيمى نيا در اوائل ماه نوامبر ۲۰۰۸ به دنبال حکمى که پس از بازداشت او در ماه ژانويه ۲۰۰۷ صادر شده بود زندانى گرديد. آقاى ابراهيمى نيا که در آن زمان عضو ’خادمين‘ تنکابن بود به اتهام ”تدارک فعاليت هاى فرقه ضاله بهائيت“ مجرم شناخته شد و علاوه بر زندان به دو سال تبعيد در شهر زابل در استان سيستان محکوم گرديد. آقاى ابراهيمى نيا در حال حاضر بيرون از زندان است. ا...
آخرین خبرها از ایران:
روز ۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ (۲۳ آوريل ۲۰۰۹) شيشۀ جلوى خودروى آقاى يحيى هدايتى در سمنان شکسته شد. بنا به يادداشتى که در داخل ماشين گذاشته شده اين عمل به خاطر بهائى بودن وى صورت گرفته است. آقاى هدايتى بلافاصله اين حادثه را به مأموران انتظامى اطلاع داده اما هنوز اقدامى در اين مورد صورت نگرفته است. به آقاى هدايتى گفته شده که ”بعداً“ به اين مسأله رسيدگى خواهد شد....
آخرین خبرها از ایران:
روز ۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ (۲۴ آوريل ۲۰۰۹) شيشه جلوى خودروى آقاى نظام الدين فنائيان در سمنان شکسته شد. وقتى آقاى فنائيان با شنيدن سروصدا از خانه خارج شد، خرابکاران پا به فرار گذاشتند. آقاى فنائيان همسر خانم صهبا رضوانى است که در تاريخ ۱۵ دسامبر ۲۰۰۸ دستگير شد و اکنون در حال گذراندن دوران محکوميت سه ساله اش در زندانى در تهران است....
آخرین خبرها از ایران:
روز ۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ (۲۷ آوريل ۲۰۰۹) آقاى سيامک ايقانى و خانم سوسن تبيانيان، هردو ساکن سمنان، بازداشت شدند. اين دومين بارى است که خانم تبيانيان بازداشت مى شود. وى نخستين بار در روز ۱۸ مه ۲۰۰۵ بازداشت و به مدت دو روز زندانى بود و سپس به ۹۱ روز زندان تعليقى چهارساله محکوم شد. هنوز معلوم نيست که دستگيرى دوبارۀ وى با محکوميت قبلى ارتباط داشته باشد....
آخرین خبرها از ایران:
روز ۳۱ فروردين ۱۳۸۸ (۲۰ آوريل ۲۰۰۹) همۀ ’ياران‘ زندانى با خانواده هايشان ديدار کردند. در ديدار اخير برخلاف ديدار قبلى در روز ۲۴ فروردين، که ملاقات ها رو در رو بود، زندانيان و خانوادهايشان از پشت شيشه با هم تماس گرفتند....
آخرین خبرها از ایران:
به خانم هاله روحى، خانم رها ثابت، و آقاى ساسان تقوى، سه جوان بهائى که در شيراز به خاطر مشارکت در يک برنامۀ اجتماعى دوران زندان چهارساله اى را مى گذرانند، اجازه ۱۲ روز مرخصى از زندان داده شد. اين مرخصى که از روز ۳۰ فروردين آغاز شده نخستين مرخصى اين گروه از ژانويه ۲۰۰۹ است....
آخرین خبرها از ایران:
پيرو گزارشهای قبلی، در مورد بازداشت آقاى کيوان کرمى، به خانواده ايشان اطلاع داده شد که اتهام همکارى با يکى از دوستانش در چاپ آياتى از قرآن تنها يکى از اتهامات آقاى کرمى است. همچنين اطلاع يافتيم که آقاى کرمى در همان سلولى زندانى است که آقاى فرهام معصومى، بازداشت شده در ۱۸ مارس، و آقاى افشين احسنيان، بازداشت شده در ۹ آوريل ۲۰۰۹، نگهدارى مى شوند. آقاى کرمى از زمان بازداشت در فوريه ۲۰۰۹ فقط يک بار به مدت پنج دقيقه اجازه ملاقات از پشت شيشه با خانواده اش را پيدا کرده است....
آخرین خبرها از ایران:
به دنبال گزارش هائى که پيرامون بازداشت خانم هاله هوشمندى و آقاى افشين احسنيان داشتيم اطلاع يافتيم که اين دو نفر در روز ۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ (۲۵ آوريل ۲۰۰۹) با قيد ضمانت از زندان آزاد شده اند....
آخرین خبرها از ایران:
آقاى عزت الله احمديان، آقاى بابک روحى، و آقاى سهيل حامد نصيرزاده، در روز ۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ (۲۲ آوريل ۲۰۰۹) براى بازجوئى به دفتر وزارت اطلاعات در مشهد احضار شدند. از آنها خواسته شد تعهدنامه هائى مبنى بر عدم مشارکت در فعاليت هاى بهائى امضا کنند که نپذيرفتند. در ۱۵ فروردين ۱۳۸۸ (۴ آوريل ۲۰۰۹) نيز ده بهائى ديگر در مشهد به دفتر وزارت اطلاعات احضار شدند و در همان روز بدون دادن تعهدى آزاد گرديدند....
--
در تاریخ 30/1/88 نشست مشترکی در رابطه با دفاع از حق تحصیل با حضور طیف های مختلف دانشجویان محروم از تحصیل ایران از جمله کمیته پی جوئی حق تحصیل بهائیان، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران برگزار شد. این نشست که با حضور ویژه دکتر احمد زید آبادی عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران و عضو شورای سیاستگذاری سازمان ادوار تحکیم وحدت همراه بود به بررسی علل و عوامل این محرومیت ها وراهکار های عملی برای دستیابی به حق تحصیل هر فرد با هرگونه گرایش و تفکر سیاسی و مذهبی پرداخته شد. نوید خانجانی، حسام میثاقی، مختار شاکريان و واحد خلوصی از جمله اعضای حاضرکمیته پی جویی حق تحصیل بهاییان در جمع بودند.
احمد زید آبادی در مقایسه این محرومیت ها با آپارتاید آفریقای جنوبی آن را نوعی نژاد پرستی مدرن دانست. این نظریه پرداز سیاسی علت این محرومیت ها را عدم وجود تفکر دموکراتیک در ساختار حکومت دینی دانست ولی در عین حال رسیدن به یک ساختار سکولار و دموکراتیک را اجتناب ناپذیر خواند و کاهش فشار و نقض حقوق شهروندی را در سایه ی پیشرفت وسایل ارتباط جمعی امکان پذیر دانست. دکتر زیدآبادی، محروم نمودن عده ای از تحصیل را بر خلاف اصول اعتقادی دین مبین اسلام دانست چرا که از طرفی با حدیث " اطلبوالعلم ولوبالسین" مواجهیم و از سوی دیگر حکومت با جلوگیری از پیشرفت علمی و عقلی دانشجویان، جهل را بر آنان تحمیل می نماید. وی یکی از راه حل های موثر را جلب افکار بین المللی دانست. ارتباط با دانشجویان خارجی و انعکاس محرومیت های وارده بر دانشجویان ایرانی و همچنین نامه نگاری با شخصیت های مهم بین المللی از جمله این اقدامات مفید خواهد بود. همچنین، دکتر زیدآبادی حضور اعضای کمیته پی جویی حق تحصیل بهاییان در این جمع را موثر دانست چرا که موجب از بین رفتن تابوها و نزدیک شدن بیش از پیش اقشار مختلف دانشجویی با یکدیگر خواهد شد.
بابک زمانیان دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه پلی تکنیک به موضع قابل تقدیر آقای کروبی اشاره کرد و دیدار با ایشان و همچنین کاندیداهای دیگر ریاست جمهوری را موثر دانست. همچنین در قسمت دیگری از صحبت های خود محرومیت بهاییان از تحصیل را با واقعه ی هولوکاست مقایسه نمود و اظهار داشت در ایران نوعی فاشیست مدرن دیده می شود که حتی میتوان آن را "نئوفاشیسم" نامگذاری کرد چرا که اگر هیتلر یهودیان را در اتاق های گاز خفه می کرد بهاییان نیز در ایران با محروم شدن از تمامی حقوقشان سرنوشتی مشابه دارند.
نوید خانجانی مسئول کمیته ی پی جویی حق تحصیل بهاییان در ابتدای صحبت های خود به محرومیت سی ساله ی بهاییان از تحصیل اشاره نمود و اظهار داشت بر خلاف محرومیت های دیگر دانشجویان که در سال های اخیر و به خصوص دوره ی ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد شدت یافته است، بهاییان محرومیتی سی ساله را تجربه کرده اند. حال سوال این است که آیا اگر محرومین از تحصیل غیر بهایی به دانشگاه بازگردند جوانان بهایی فراموش خواهند شد؟ در سال 83 و 84 عده ی اندکی در دانشگاه پذیرفته شده بودند و آن عده برای اعلام همبستگی با اکثریت دوستان خود که در کنکورهای آن سال ها از تحصیل محروم شده بودند، ثبت نام نکردند و به جمع محرومین پیوستند. آیا می توان چنین همبستگی را از این جمع که از طیف های مختلف در آن حضور دارند انتظار داشت؟ و حال اگر هر یک از محرومین از تحصیل به دانشگاه بازگردند دوستان محروم از تحصیل خود، در شورای حق تحصیل را فراموش خواهند کرد؟
میلاد اسدی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در پاسخ به نوید خانجانی گفت: به نظر من مسئله همه یا هیچ نمی تواند منطقی باشد و باید از بازگشت هر تعداد از محرومین از تحصیل به دانشگاه دفاع کرد. چیزی که دوستمان آنرا فراموش کرده اند این است که این دانشجویان هیچکدام به علت مسئله شخصی از تحصیل محروم نشده اند بلکه به واسطه دفاعشان از حقوق شهروندان و فعالیت های انتقادیشان این اتفاق برایشان افتاده است. این دفاعیات و اقدامات شامل حال بهاییان نیز شده هرچند به شکل مستقیم نبوده است. مسئله دیگر آنکه حضور دوباره این دانشجویان نیز در دانشگاه می تواند به پیشبرد این خواسته ها در جامعه کمک نماید. ما باید از بازگشت هر یک از محرومین از تحصیل به دانشگاه دفاع کنیم در عین حال که دیگر محرومین از تحصیل را نیز از یاد نبریم و برای احقاق حق آنان نیز تلاش نمائیم.
حسام میثاقی از اعضای کمیته ی پی جویی حق تحصیل بهاییان در ادامه ی صحبت های نوید خانجانی به لزوم ایجاد همبستگی بین اقشار مختلف محروم از تحصیل اشاره نمود. وی اظهار داشت وجود تفاوت های حزبی و اعتقادی بین اقشار مختلف محروم از تحصیل نه تنها باعث جدایی آنان نمی شود بلکه باید موجب افزایش همبستگی آنان شود چرا که هر یک از طیف ها ابزارهای موثری در اختیار دارند و باید از ابزارهای خود نه تنها در جهت دفاع از حقوق خود، بلکه از حقوق دیگر گروه های محروم از تحصیل نیز استفاده کنند. او در مورد دفاع از حقوق شهروندان به بیانیه ی کمیته ی حق تحصیل بهاییان در دفاع از دانشجویان امیرکبیر اشاره نمود و از دیگر طیف های دانشجویی خواستار دفاع از حقوق دانشجویان بهایی شد. برای مثال به دانشگاه سهند تبریز اشاره نمود که طی آن سه دانشجوی بهایی از دانشگاه اخراج شدند اما هیچ گونه حمایتی از جانب انجمن اسلامی و دفتر تحکیم وحدت مشاهده نشد.
حال کمیته پی جویی حق تحصیل بهاییان ضمن ارزیابی مثبت از این جلسه خواستار آن است تا مطابق صحبت های دوستان حاضر در جمع حمایت های جدی تری از طرف اعضای این شورا در جهت دفاع از محرومین بهایی صورت پذیرد و امیدواریم حضور اعضای کمیته پی جویی حق تحصیل بهاییان در شورای دفاع از حق تحصیل طبق اظهارات دکتر احمد زیدآبادی باعث از بین رفتن تابوهایی که تا به امروز وجود داشته و عامل ایجاد مرز بین دانشجویان محروم از تحصیل بهایی و دیگر دانشجویان ایران شده بود، گردد و موجب همبستگی بیشتر بین دانشجویان از عقاید و طیف های مختلف شود.
ضیاء نبوی از دانشجویان ستاره دار و عضو شورای دفاع از حق تحصیل نیز در ادامه گفت: من فکر می کنم در گیر شدن ما و روشنفکران در امور کلی مانند دمکراسی در ایران، مسئله خاورمیانه و یا … نمی تواند به نتیجه مثبتی منجر شود. اندیشیدن به امور کلی تمایز ها را از بین می برد و مانع از آن می شود که ما بتوانیم موقعیت ها را درست ببینیم و تفاوت انسانهای اطرافمان را درک کنیم. از طرفی نمی تواند به راهکار عملی و انضمامی در زیست روزمره منجر شود، اینکه چشم انداز دموکراسی در آینده ایران چیست، کمک زیادی به این نمی کند که امروز چه کنیم، به نظر من می بایست به کنش های خرد و تحلیل های خرد توجه بیشتری کرد، مثلأ همین مسئله حق تحصیل گر چه در برابر مسئله دموکراسی کوچک است اما با پیگیری آن می توان نیروهای متکثر زیادی را حول یک مطالبه به ظاهر کوچک گرد هم آورد، این نوع کنش به نظر من امید بخش تر می باشد.